پرش به محتوا
ایرانپدیا
مازندران
مرکز استان: ساری· ۹۹ جاذبه· ۶۶ شهر

استان مازندران

استان مازَندَران () (به زبان اوستایی: 𐬨𐬀𐬰𐬀𐬌𐬥𐬌𐬌𐬀 ت.ت. 'mazainiia') استانی به مرکزیت شهر ساری در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران است و با استان‌های گلستان، سمنان، تهران، البرز، قزوین و گیلان هم‌مرز می‌باشد. استان مازندران پیش از اسلام، تپورستان (به پارسی میانه:) نامیده می‌شد که برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι ت.ت. 'تَپیری') می‌باشد که پس از اسلام قوم تبری نام گرفتند و سرزمینشان تبرستان نامیده شد. استان مازندران یکی از پرجمعیت‌ترین و متراکم‌ترین مناطق ایران از دید جمعیتی است و دارای ۲۲ شهرستان می‌باشد. مازندران پر افتخارترین استان ایران در بازی‌های المپیک است. همچنین قله دماوند بلندترین کوه ایران و بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه در مازندران قرار دارد. مازندران باسوادترین استان کشور است و برپایه آمارهای موجود دو برابر میانگین کشوری نخبه دارد که بسیاری از آنها در چند زمینه علمی نخبه هستند. مازندران هر ساله در سطح بالای امید به زندگی در مردان و زنان در کشور قرار می‌گیرد. مازندران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه جایگاه نخست گردشگرپذیری در ایران را دارد.

۱برگ ۱ از ۶۴گستره

گستره مازندران معادل ۱٫۴۶ درصد گستره ایران است. این استان در کرانه جنوبی بزرگ‌ترین دریاچه جهان، دریای مازندران و در کنار چهار کشور همسایه این دریا یعنی ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان از یک سو و شمال کلانشهر تهران (پایتخت ایران) از سوی دیگر قرار گرفته است. امتیاز حمل و نقل دریایی با کشورهای همسایه از طریق منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد، بندر نکا، بندر فریدون‌کنار و بندر نوشهر و پایانه و سکوی نفتی بهشهر در شرق مازندران، اتصال آن به راه‌آهن سراسری ایران، وجود فرودگاه‌های بین‌المللی دشت ناز ساری، نوشهر و رامسر، برخورداری از سه جاده بین‌المللی فیروزکوه، هراز، چالوس و آزادراه تهران–شمال با امکان دسترسی سریع با فاصله کوتاه ۱۲۱ کیلومتر با تهران، عبور خطوط بین‌المللی فیبر نوری، شبکه ارتباطی در مسیر کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب از هلسینکی در فنلاند به بندر لاوان در روسیه تا ساحل دریای مازندران از امتیازات این استان است. اکتشافات باستان‌شناسی در غارهای هوتو و کمربند، زیست انسانی در مازندران را نزدیک به ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد می‌رساند، مازندران کنونی بخشی از سرزمین گسترده‌تری است که در نوشته‌های تاریخی از آن با نام پتشخوارگر یاد کرده‌اند.

۲برگ ۲ از ۶۴دسترسی

دسترسی به زیرساخت‌های ارتباطی، به‌همراه تسهیلات زیربنایی آب، برق، فاضلاب و گاز همراه با شرایط آب و هوایی معتدل، اراضی حاصلخیز، طبیعت گوناگون و مفرح ساحلی، دشتی، جنگلی و کوهستانی مساعد برای توسعه صنعت گردشگری و دسترسی به بازارهای هدف داخلی و خارجی، امکان توسعه سریع را در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، صنعتی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات را یک جا در خود گرد آورده است. همچنین مازندران برخوردار از میراث فرهنگی و دانش‌آموختگان با تحصیلات دانشگاهی است.

با کشفیات دانشمندان در غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌ها در ۷۵ هزار سال پیش در مازندران است؛ همچنین باستان‌شناسی در گوهرتپه، نشات داد مازندران و گلستان بیش از ۵ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارند. مازندران یکی از پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه است و در فرهنگ‌سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش ایفا کرده است.

استان‌های تهران، سمنان و گلستان که در نخستین تقسیمات کشوری ایران در کنار مازندران، استان دوم را تشکیل داده بودند، در سال‌های ۱۳۴۹، ۱۳۵۵ و ۱۳۷۶ از مازندران جدا شدند.

۳برگ ۳ از ۶۴وجه

وجه تسمیه

در گزارش‌های اوستایی و پهلوی مردم مازندران تا حد زیادی برای پارسیان به عنوان گروهی بیگانه و کم جذب شده محسوب می‌شدند. بر اساس کتاب بندهشن، «مازندرانی‌ها» از دو جد متفاوت نیاکان ایرانی و عرب بودند. شاهنامه نیز ایده‌های مشابهی را منعکس می‌کند و در این کتاب نام مازندران در تضاد با ایران به کار می‌رود. در میان مردمانی که در مازندران کنونی سکونت داشتند، می‌توان به تپیرها اشاره کرد که در کوهستان‌ها (شمال استان سمنان کنونی) ساکن بوده‌اند و آماردها که به گفته آندریاس و مارکوارت نام شهر آمل یادگار آنان است.

گرچه نام مازندران و واژگان مشابه آن در آثار پهلوی، اوستایی و یونانی وجود دارد؛ ولی پژوهشگران اختلاف نظر دارند که این نام در اشاره به مازندران کنونی بوده باشد. در منابع عربی تنها از عبارت طبرستان برای این ناحیه استفاده شده است و در سکه‌های پهلوی عبارت تپورستان آمده است. واژهٔ مازندران نخستین بار در دورهٔ سلجوقیان و در کتاب ابن اثیر ذکر شده است. ابن اسفندیار و یاقوت اطلاق نام مازندران بر طبرستان را دارای منشأ نسبتاً جدید می‌دانستند ولی زکریای قزوینی گزارش کرده که پارسیان به طبرستان، مازندران می‌گویند. حمدالله مستوفی و خواندمیر نیز بین این دو واژه تمایز قائل شده‌اند. دربارهٔ ریشه نام مازندران، از گذشته تاکنون حدس‌های بسیار گوناگونی مطرح شده است؛ لیکن اختلاف نظر در این زمینه بسیار است.

۴برگ ۴ از ۶۴تاریخ

تاریخ

پیشاتاریخ

کشفیات در غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌های نخستین در ۷۵ هزار سال پیش است. علاوه بر این، باستان‌شناسی در گوهر تپه پیشینه تمدن شهری در این ناحیه را به بیش از ۶ هزار سال رساند. در سال ۱۳۸۴ خورشیدی، در منطقه ییلاق پرورخرند، از روستاهای پشتکوه ساری نزدیک به چهل گور کشف شد که پیشینه آن‌ها، دست‌کم به نیمهٔ نخست هزارهٔ دوم پیش از میلاد می‌رسد.

دوران باستان

از شیوه حکومت و حاکمان طبرستان پیش از اسلام اطلاعات محدودی وجود دارد. طبق آنچه در کتب تاریخی یونانیان آمده، فرادات در زمان حمله اسکندر حاکم تپورستان بوده و اسکندر مقدونی او را به مقام خویش ابقا کرد ولی آماردها حاضر به اطاعت نشدند و به کمک درختان در جنگل پنهان می‌شدند و در برابر سپاهیان اسکندر مقاومت نمودند و حتی اسب محبوب اسکندر، بوسفال، را ربودند؛ ولی سرانجام اسکندر با تهدید و به آتش کشیدن بخش‌هایی از جنگل توانست آنان را مطیع ساخته و حکومتشان را به اتو فرادات سپارد. پس از اسکندر، در زمان سلوکیان اسماً آماردها جزئی از ولایات سلوکی بودند، منتهی هیچ جنگی میان آنان رخ نداد و به احتمال زیاد آماردها به استقلال دست یافته بودند. پس از این در زمان اشکانیان است که فرهاد یکم به جنگ آماردها رفت و آن‌ها را به اجبار به ناحیهٔ دربند یا خوار در شرق ورامین امروزی، کوچاند و سرزمین آن‌ها جزئی از تپورستان شد. گویا نام شهر آمل امروزی یادگار آماردها است.

۵برگ ۵ از ۶۴آن

آن گونه که از نامه تنسر به گشنسب پیداست، سلسلهٔ دیگری علیه سلوکیان در کرانه‌های دریای مازندران شکل گرفت که در عصر اردشیر ساسانی به گشنسب به ارث رسیده بود. گشنسب و اخلاف او تا زمان حکومت قباد ساسانی بر سراسر پتشخوارگر فرمانروایی نمودند و جزئی از ناحیهٔ شمالی امپراتوری ساسانی بودند. پس از گشنسب‌شاهان، کیوس، شاهزادهٔ ساسانی و برادر بزرگتر انوشیروان، در سال ۵۲۹ میلادی عازم طبرستان شد و فرمانروایی این نواحی را برای مدتی، تا سال ۵۳۶ میلادی، در دست داشت. پس از کیوس، به دستور انوشیروان خاندان زرمهر به تبعیت از ساسانیان در منطقه مستقر شدند و تا سال ۶۸۵ میلادی، در سراسر پتشخوارگر فرمان می‌راندند. در این سال مقارن با حمله عرب‌ها به ایران، شاهزاده‌ای به نام گیل گاوباره توانست با مسالمت آذر ولاش، واپسین زرمهرشاه، را کنار راند و سراسر پتشخوارگر را به دست گرفت.

بازماندگان ساسانیان

پس از مرگ یزدگرد سوم و نابودی امپراتوری ساسانی، گیل گاوباره در سال ۶۵۱ میلادی، علم استقلال بیفراشت و با ایجاد گاهشماری طبری به نام «اسپهبد طبرستان، گیل گیلانشاه و پتشخوارگر پتشخوارگران» برای خود سکه ضرب کرد. پس از گیل گاوباره دو فرزند او دابویه و پادوسپان هر کدام دودمانی بنا نهادند.

۶برگ ۶ از ۶۴دابویه

دابویه و فرزندانش حکومت پدر را به ارث برده و با نام دابویگان حاکمان مستقل سراسر پتشخوارگر بودند. آن‌ها در زمان فرخان بزرگ پایتخت خود را از گیلان به سارویه منتقل کرده و تا سال ۷۶۱ میلادی، یعنی در زمان خلافت منصور عباسی و خودکشی اسپهبد خورشید، آخرین فرمانروای دابویی، به حکومت پرداختند. دیگر نسل گیل گاوباره با نام پادوسپانیان در قالب حکومتی محلی و کوچک در رویان باقی ماندند و در دوره‌ای طولانی میان سال‌های ۶۵۵–۱۵۹۸ میلادی بر نواحی خود مستقر بودند.

در زمان فرار یزدگرد به سوی خاور، یکی از همراهان او باو بود. باو از نوادگان کیوس بود و در زمان گریز با اجازهٔ یزدگرد از او جدا شده و به طبرستان آمد تا از یک آتشکده زیارت نماید. وی در طبرستان بود که خبر مرگ شاهنشاه ساسانی را شنید، فلذا در آتشکده عزلت گزید. در زمان حکومت دابویه، به علت دوری پایتخت اولیهٔ دابویگان از مرزهای شرقی طبرستان، مهاجمان از این نواحی به طبرستان هجوم می‌آوردند. به همین سبب مردم از باو خواستند تا به رهبری آنان شتابد و مهاجمان را دور سازد. باو با شروطی درخواست را پذیرفت و بدین شکل حکومت باوندیان شکل گرفت که تا سال‌ها در مرزهای شرقی طبرستان برقرار بود.

۷برگ ۷ از ۶۴از

از دیگر حکومت‌های این دوره کارنوندیان یا سوخرائیان است که پیشینهٔ آن به هفت خاندان ممتاز ساسانی و چهار خاندان اشکانی می‌رسد. آن‌ها خود را از نسل کاوه آهنگر می‌دانستند و از زمان انوشیروان ساسانی در کوهستان‌های طبرستان حکومت داشتند. این خاندان مسبب شورش عمومی طبرستان و پس از آن قیام مازیار علیه خلافت عباسی بودند. در شورش عمومی طبرستان که از ۱۶۸ تا ۱۸۹ هجری به طول انجامید، اتحادی میان باوندیان و کارنوندیان برقرار بود و شروین باوندی چون پادشاه طبرستان بود و ونداد هرمز صاحب‌الجیش و سپهسالاری او را می‌کرد. پس از آن در مازیار، واپسین اسپهبد کارنوندی قیامی معروف به سرخ‌علمان، را ترتیب داد و با بابک خرمدین در آذربایجان متحد شد ولی او نیز نهایتاً شکست خورده و کشته شد.

حکومت‌های شیعی

از سال ۲۲ هجری قمری ترویج دین اسلام در طبرستان آغاز شد و در ۱۴۴ هجری شهر ساری، پایتخت دابویگان به دست مسلمانان افتاد. دستگاه خلافت مسلمانان از شرق به چین و غرب به اسپانیای کنونی ختم می‌شد ولی با وجود این شرایط مردمان طبرستان آیین مزدیسنا را حفظ کرده بودند. برخلاف دیگر نواحی ایران، مردم این خطه به صورتی تدریجی و به خواست خود اسلام را پذیرفتند و از همان ابتدا مذهب تشیع را برگزیدند. در ابتدا وجود دشمنی مشترک، یعنی خلیفه و عوامل خلافت، موجب گرویدن مردم به نادیان قیام علوی بود ولی رفته رفته به تعداد زیدیان پتشخوارگر افزوده شد.

۸برگ ۸ از ۶۴نخستین

نخستین حکومت شیعی در ایران علویان طبرستان بود که در در ۲۵ رمضان ۲۵۰ هجری قمری به درخواست مردم محلی توسط حسن بن زید، معروف به داعی کبیر، ایجاد شد. داعی کبیر ابتدا با دودمان طاهریان، که پس از فتح طبرستان نایب خلافت در شمال کشور بودند، به مبارزه پرداخت و پس از اخراج آنان نبردهایی با سپاهیان خلیفه، یعقوب لیث صفاری و چندی از شورشیان داخلی داشت که نهایتاً از تمامی آن‌ها جان سالم به در برد. داعیان بعدی علوی در طبرستان دچار اختلافاتی شدند که منجر به ضعف آنان شد و سامانیان توانستند طبرستان را جزئی از قلمرو خود کنند ولی مجدداً ناصرالحق اطروش به ترویج تشیع زیدی پرداخته و مردم را علیه سامانیان متحد کرد و دودمان علویان طبرستان را بازسازی کرد.

پس از دو یا سه نسل علویان طبرستان و گیلان از شعارهای عدالت‌طلبانهٔ نخستین خود عدول کرده و به کنار رانده شدند. این اوضاع زمینه را برای قیام اشرافی که نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند، فراهم نمود و در این منطقه نیاز به حکومتی بود که هر دو قشر شیعیان و زرتشتیان را اقناع کند. از سوی دیگر، در اواسط قرن سوم هجری خلافت عباسی با جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای مواجه شد که ضعف سیاسی او را در پی داشت. این جنبش‌ها در میان ایرانیان، که از پیش منتظر فرصتی برای شورش بودند، با ظهور دولت‌هایی مانند سامانیان و صفاریان این روند آغاز شد و از اوایل قرن چهارم هجری در شمال ایران جنبش‌های گوناگونی علیه خلیفه آغاز شد که اسفار بن شیرویه، ماکان کاکی، سالاریان، زیاریان و آل بویه از این دسته‌اند.

۹برگ ۹ از ۶۴عده‌ای

عده‌ای از سپاهیان بلند مرتبهٔ علویان طبرستان پس از افول این حکومت علم استقلال برافراشتند. از جمله این سپاهیان پیشین مرداویج زیاری بود که قصد احیای امپراتوری ساسانیان را داشت. او نواحی بسیاری را در سال ۳۱۹ هجری فتح کرد و سلسلهٔ زیاریان را تأسیس نمود. مرداویج در اوج قدرت خود به قتل رسید. پس از مرگ مرداویج، آل بویه که پیشتر در خدمت او بودند، قدرت یافته و جانشین مرداویج، وشمگیر، را شکست دادند و پس از آن حکومت زیاریان به طبرستان محدود شد ولی آل بویه به چنان قدرتی دست یافت که خلیفه مطیع آنان گشت.

با روی کار آمدن خاندان‌های ترک‌تبار در ایران، غزنویان توانستند امیران زیاری را مطیع خود کنند؛ منوچهر زیاری امیری بود که سکه به نام سلطان محمود غزنوی کرد و با دختر او ازدواج کرد. پس از مرگ منوچهر، باکالیجار کوهی توانست مدتی زیاریان را کنار زده و امارت را به دست گیرد ولی تلاشش برای استقلال ناموفق بود و همزمان با خلع قدرت او و روی کار آمدن انوشیروان زیاری، طغرل سلجوقی به طبرستان حمله کرد. حکومت‌های محلی همچون باوندیان و مسافریان در طبرستان و گیلان برای دودمان سلجوقی غیرقابل دسترسی بودند و به صورت خراج‌گزار خودمختار باقی ماندند.

۱۰برگ ۱۰ از ۶۴در

در این دوران اسماعیلیان طرفداران بسیاری در نواحی جنوب دریای خزر جذب نمود و حسن صباح در الموت قلعه‌ای مستحکم بنا کرد. شاه غازی رستم در این دوره حکومت باوندیان را بار دیگر مستقل ساخت و آن را به دوران اوج خود رساند. وی اصلاحات اقتصادی گسترده‌ای انجام داده، اسماعیلیان را تضعیف کرد و موقوفات بسیاری در طبرستان بنا نهاد؛ ولی پس از شاه غازی دیگر اسپهبدان باوندی دارای استقلال چندانی نبودند.

در زمان خوارزمشاهیان، در سال ۶۰۶ هجری، دودمان باوندیان توسط آن‌ها قلع و قمع شد و محمد خوارزمشاه هنگام حمله مغولان به ایران به جزیره آبسکون در طبرستان گریخت و در ۶۱۷ هجری، بر اثر مریضی در این جزیره درگذشت. در حمله مغول اکثر نواحی ویران شد و حاکمان محلی این بار خراج‌گزار والیان مغول و ایلخانان شدند. مازندران در زمان ایلخانان بیشتر مسیر رفت و آمد مغولان به گیلان بود که به نظر می‌رسد هیچ‌گاه موفق نشدند بر گیلان مسلط شوند. همچنین مازندران یک قشلاق محبوب برای اردوی تابستانی لشکریان مغول بود.

در زمان مغولان و جانشینانشان، مسیرهای تجاری دریای مازندران فعال بود و از بندر نیم‌مردان در نزدیکی استرآباد کشتی‌های تجاری رهسپار سوی جنوب روسیه امروزی و اردوی زرین می‌شدند.

۱۱برگ ۱۱ از ۶۴شیخ

شیخ خلیفه، از روحانیون شیعه آمل در زمان حکومت مغولان بر منطقه، در منطقهٔ سبزوار نهضتی انقلابی علیه ایلخانان را رهبری کرد که به سربداران معروف است. عدهٔ بسیاری در طبرستان نیز به پیروی از این جنبش برخاستند. پس از مرگ شیخ خلیفه جانشینان وی قلمرو حکومت سربداران را وسعت بخشیده و به سوی مازندران نیز لشکرکشی کردند که با شکست همراه بود. همزمان با این رخدادها در دوران ملوک‌الطوایفی، آخرین اسپهبد سلسلهٔ باوندیان توسط یکی از فرماندهان خود به قتل رسید و کیا افراسیاب چلاوی حکومت چلاویان را ساخت. از طرفی قوام‌الدین مرعشی، ملقب به میربزرگ، تحت تأثیر جنبش سربداران قرار داشت، پیروان بسیاری در طبرستان کسب کرد. او در ابتدا با کیا افراسیاب متحد بود ولی میانشان اختلافاتی رخ داد و نهایتاً میربزرگ در نبرد جلالک مارپرچین دودمان چلاوی را شکست داده و کیا افراسیاب را به مرگ رساند و دودمان مرعشیان را تأسیس کرد. یکی از فرزندان کیا افراسیاب به نام اسکندر شیخی، که از این معرکه جان سالم به در برد، نزد تیمور گورکانی رفته و او را ترغیب نمود تا به طبرستان لشکرکشی نماید. تیمور خرابی‌ها و قتل‌عام‌های بسیاری در طبرستان انجام داده و سادات مرعشی را تبعید کرد ولی پس از مرگ او، مجدداً مرعشیان بازگشته و حکومت طبرستان را به دست آوردند.

۱۲برگ ۱۲ از ۶۴معاصر

معاصر

در ابتدای قرن دهم هجری شاه اسماعیل یکم توانست یکی از شاهزادگان شیعی محلی به نام کیا حسین چلاوی که متحد آق‌قویونلو بود را شکست دهد و در ۹۲۳ هجری به مازندران لشکر کشید ولی شاهزادگان محلی همچنان مستقل باقی ماندند. یک والی صفوی نیز از ۹۷۷ تا ۹۸۴ هجری در مازندران مستقر بود ولی تنها در زمان شاه عباس یکم بود که او توانست به صورت کامل مازندران را در سال ۱۰۰۵–۶ هجری به ایران الحاق کند. مادر شاه عباس، مهدعلیا، یک شاهزادهٔ مرعشی بود و این گونه او خود را وارث سید قوام‌الدین مرعشی معرفی کرد. شاه عباس سپس خود را دوستدار این استان نشان داده و دو اقامتگاه زمستانی به سبکی که در شمال اصفهان ساخته بود، در فرح‌آباد (۱۰۲۰ هجری) و اشرف‌البلاد (۱۰۲۱ هجری) ساخت. گردشگران اروپایی همچون پیترو دلاواله(۱۶۱۸) و توماس هربرت (۱۶۲۷) از این بناها بازدید کردند. شاه عباس ۳۰٬۰۰۰ خانوادهٔ گرجی و ارمنی را در مازندران سکنی داد که بسیاری از آن‌ها به علت ناسازگاری با آب و هوا، درگذشتند. خود شاه عباس نیز در ۱۰۳۸ هجری در فرح‌آباد درگذشت.

۱۳برگ ۱۳ از ۶۴مازندران

مازندران در ابتدا یکی از ممالک دیوانی بود ولی در زمان شاه عباس دوم، به همراه گیلان عنوان خاصه پیدا کرد. در سال ۱۶۶۸ میلادی کازاک‌ها به رهبری استپان رازین به این دو استان حمله کردند و در دهه‌های نخست قرن هجدهم میلادی مازندران و گیلان تحت تصرف پتر کبیر درآمدند و این همزمان با زوال صفویان بود. شاه تهماسب دوم در سال ۱۷۲۳ میلادی، حاضر شد در ازای کمک روس‌ها برای مقابله با اشرف، این دو استان را رسماً به روس‌ها دهد ولی با مرگ پتر در ۱۷۲۵ میلادی این پیمان عملی نشد.

با به قدرت رسیدن کاترین کبیر، او پیشنهاد داد در ازای پس دادن کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، حکومت ایران تسلط روسیه بر داغستان و شروان را بپذیرد. تهماسب که کنترلی بر قلمرو خود نداشت، عملاً مازندران را به ایل قاجار، از طوایف ترکمن و قزلباش، سپرد. اما پس از نیرو گرفتن نادر، تهماسب مجبور شد مازندران را همراه با خراسان و سیستان و کرمان در اختیار نادر گذارد و این موجب شورش فتحعلی‌خان قاجار در سال ۱۷۴۴ میلادی شد. پس از درگیری‌های بسیاری، نهایتاً نادر توانست بر دیگر حریفان فائق شود و افشاریان را بنیان گذاشت.

۱۴برگ ۱۴ از ۶۴پس

پس از دوره‌ای از موفقیت‌ها، نادر در جنگل‌های مازندران مورد سوء قصد قرار گرفت و ترور شد؛ او به فرزند و ولیعهد خود (رضا قلی میرزا) مشکوک شده و او را کور کرد سپس پشیمان شده و دچار ناراحتی روانی شد. در این دوره با وضع مالیات‌های سنگین، بسیاری از ولایات سر به شورش برآوردند و در مازندران و استرآباد شورش‌های پیاپی با سرکوب خونین افشاریان مواجه شد. پس از مرگ نادر در ۱۱۶۰ هجری، مازندران عرصهٔ رقابت بازماندگان افشاری، ایل قاجار و افغان‌های درانی بود و نهایتاً زندیان با کمک خاندان دادوی به پیروزی دست یافتند.

از زمان مرگ کریم خان زند، نبردهای آقامحمدخان قاجار در مازندران و گیلان آغاز شده و تا سال ۱۱۹۹ هجری ادامه داشت و این شخص در ۱۲۰۲ پس از سرکوب آخرین مخالفان در مازندران، به جنگ لطفعلی خان زند در فارس رفت و سرانجام در ۱۲۱۰ هجری، در تهران خود را شاه ایران نامید.

در ایران قاجاری مازندران و گرگان همچنان سرزمینی استراتژیک در برابر هجوم ترکمن‌ها بود و فرماندارشان از دربار منصوب می‌شد. به نظر می‌رسد اقتصاد محلی مازندران با تأمین کالاهای اساسی همچون برنج، پنبه، شکر، چوب و شیلات شکوفا شده بود گرچه در اواخر قرن نوزدهم میلادی حکومت مرکزی حق بهره‌برداری از شیلات در دریای مازندران را در ازای اجاره‌ای سالانه به دولت روسیه داد. کرازون گزارش داده درآمد مازندران در سال ۱۸۸۸–۹ برابر ۱۳۹٬۳۵۰ تومان پول نقد بود و مجموع مخارج دولت برای هزینهٔ بناهای عمومی و گردآوری مالیات و… ۴٬۵۹۰ تومان بوده است.

۱۵برگ ۱۵ از ۶۴در

در قرن نوزدهم شهر باستانی ساری جایگاه خود را از دست داد و در عوض آمل و بارفروش (بابل کنونی) از لحاظ تجاری گسترش یافتند. بیشتر تجارت با روس‌ها در بندرگاه بارفروش یعنی مشهدسر که در مصب بابلرود بود، انجام می‌پذیرفت و روسیه در بارفروش کنسول‌گری داشت. در میانه‌های این سده بارفروش از مراکز جنبش بابیه شد و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های این دین، محمدعلی بارفروشی، از اهالی این شهر بود. پس از برگزاری گردهمایی بدشت در نزدیکی مازندران، بابیان در جنگ قلعه شیخ طبرسی علیه حکومت مرکزی قیام مسلحانه کردند.

پس از سرکوب بابی‌ها نیز شخصیت دیگر این جنبش، میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاءالله، دین دیگری تحت نام بهاییت را اعلام نمود. در سال‌های ۱۸۸۹ و ۱۸۹۰ تلاش‌های پیشگامانه‌ای جهت تأسیس راه‌آهن صورت پذیرفت و مهندسان بلژیکی نخستین بار از آمل تا دریای مازندران، ریل کوتاهی ساختند که از طریق جاده‌ای کوهستانی به تهران متصل بود که این جاده در زمان ناصرالدین شاه، به سال ۱۸۷۷–۸ میلادی، احداث شده بود و ۱۹۰ کیلومتر طول داشت.

۱۶برگ ۱۶ از ۶۴در

در آشفتگی‌های پس از جنگ جهانی اول، مازندران در جوار گیلان، درگیر قیام چپ‌گرای جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی و انجمن طبرستان به رهبری امیر مؤید سوادکوهی شد ولی در پایان، رضا خان که فرماندهی بخشی از قوای قزاق را داشت، با غلبه بر دیگران به قدرت رسید. رضا خان که خود اهل آلاشت در مازندران بود، در دسامبر ۱۹۲۵ به سلطنت رسید و بخش گسترده‌ای از مازندران را به اراضی خاصه (زمین‌های سلطنتی) بدل کرد که قانوناً اموال شخصی شاه محسوب می‌شد؛ اما این زمین‌ها در ۱۹۴۱ به صاحبان اصلی بازگردانده شد و تحت قوانین اصلاحات اراضی در زمان محمدرضا شاه، پسر او، بین مالکان کوچک‌تر تقسیم و واگذار شد.

۱۷برگ ۱۷ از ۶۴جغرافیا

جغرافیا

استان مازندران با مساحت ۲۳٬۷۵۶ کیلومترمربع یکی از استان‌های شمال ایران است. استان مازندران در کرانهٔ جنوبی دریای مازندران (خزر) و در میان دو استان گلستان در شرق و گیلان در غرب جای گرفته است. همچنین استان‌های سمنان، تهران، البرز و قزوین همسایه‌های جنوبی مازندران هستند. مازندران از یک سو همسایهٔ آبی کشورهای ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان است و از سوی دیگر در نزدیکی تهران (پایتخت کشور) قرار گرفته است و این موقعیتی راهبری برای استان فراهم می‌کند. رشته کوه البرز و قله‌های مرتفع این کوهستان مانند یک سد طبیعی مازندران را از قسمت‌های میانی کشور جدا کرده و به همین علت، این استان از لحاظ ناهمواری، اقلیم و پوشش گیاهی دارای شرایط طبیعی و جغرافیایی متفاوتی از سایر استان‌های کشور است.

مازندران از سویی در بخش‌های میانی کمربند آلپاید و از سوی دیگر، در جوار دریای مازندران است و این موجب اختلاف شدید ارتفاع بین نقاط بیشینه و کمینهٔ استان است. در حالی که نقاطی از قسمت‌های ساحلی مازندران ۲۶ متر زیر سطح دریای آزاد هستند، قله دماوند در بخش میانی البرز مرکزی دارای ارتفاع ۵٬۶۷۱ متری است. ناهمواری‌های توپوگرافی استان را در سه بخش تقسیم می‌کنند که ناحیهٔ کوهستانی با ارتفاع بیش از ۶۰۰ متر از سطح آب‌های آزاد، مناطق تپه‌ماهوری با ارتفاع بین ۵۰ تا ۶۰۰ متر و مناطق جنگلی با ارتفاع کمتر از ۵۰ متر هستند.

۱۸برگ ۱۸ از ۶۴رشته‌کوه

رشته‌کوه البرز در مداری با قوس به جنوب در جنوب استان کشیده شده و از دو سو امتداد دارد. ساختار البرز مرکزی به شکل تاقدیس مرکب است و گسل خزر مرز آن را با چالهٔ خزر در محدودهٔ استان مشخص می‌کند. ساختار زمین‌شناختی البرز در اثر گسل‌های پیاپی، تزریق ماگما و فعالیت‌های آتش‌فشانی بهم ریخته و ساختار چین‌خورده یافته است. از این رو، تنها در بخش‌های معدودی همانند محدودهٔ آمل تا گرگان، بین دامنه‌های البرز تدریجاً با زمین‌های پست مجاور ارتباط برقرار شده است.

این رشته کوه همچون یک سد منسجم و پیوسته است و تنها شکاف‌های عرضی کوتاهی در میان کوهستان وجود دارد که موجب تفاوت اقلیمی دو سوی رشته کوه می‌شود. جلگهٔ مازندران خود بخشی از جلگه خزر است که بین رشته کوه البرز و دریای مازندران، زمینی هموار را شامل می‌شود. این جلگه ۴۸۰۰ کیلومترمربع مساحت دارد و در ابعادی به طول ۳۰۰ کیلومتر و عرضی متغیر از ۱ تا ۴۵ کیلومتر می‌باشد.

خود این جلگهٔ مازندران را می‌توان به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم کرد؛ در بالادست جلگهٔ غربی که از رامسر تا رویان است، سنگ‌های آتشفشانی و حوضه‌های آبریز کوچک‌تر باعث کم بودن عرض جلگه شده‌اند درحالی که در شرق جلگهٔ مازندران مرز میان کوهستان و جلگه از سنگ‌های مارن، ماسه‌سنگ و کنگلومرای نئوژن تشکیل شده که فرسایش می‌یابند و با ایجاد رسوبات بیشتر، در درازمدت جلگه را افزایش داده‌اند. رودخانه‌های مازندران به دو دستهٔ دره‌های ساختمانی و دره‌های عرضی تقسیم می‌شوند.

۱۹برگ ۱۹ از ۶۴دره‌های

دره‌های ساختمانی بر روند چین‌خوردگی‌های البرز منطبق هستند و به صورت طولی جریان دارند. دره‌های رود نور و لار که در راستای شرقی-غربی هستند و به رود هراز می‌پیوندند، از این دسته می‌باشند. دره‌های عرضی آب‌های سطحی شمال البرز را به دریای مازندران منتقل می‌کنند و جهتشان شمالی-جنوبی است. در تمام گسترهٔ رشته کوه البرز، به‌طور ویژه در البرز میانی (همچون درهٔ هراز)، البرز شمالی و ارتفاعات غربی استان، شرایط برای ایجاد کارست فراهم است و از این رو، غارها، چشمه‌ها و آبشارهای فراوانی در مازندران مشاهده می‌شود.

جنگل‌های مازندران و شمال ایران از نوع سبز تابستانی و پهن‌برگ خزان‌کننده هستند که گونه‌های مربوط به جنگل‌های مدیترانه‌ای نیز در میان آن به چشم می‌خورد. جنگل‌های هیرکانی یکی از آخرین نمونه‌های تقریباً پیوسته جنگل‌های پهن‌برگ باستانی در منطقه معتدل نیمکره شمالی هستند. این جنگل‌ها بازماندهٔ پوشش گیاهی وسیعی‌اند که ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال پیش، بخش بزرگی از اوراسیا را پوشانده بود. طی یخبندان‌های دوره کواترنری، بیشتر این جنگل‌ها از میان رفتند، اما هیرکانی به عنوان یک پناهگاه زیستی (refugium) باقی ماند و بسیاری از گونه‌های کهن را حفظ کرد. لذا از نظر تنوع زیستی بسیار ارزشمند است. بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاهی آوندی و حدود ۲۸۰ گونه بومی یا نزدیک به بومی در آن می‌رویند. همچنین حدود ۱۸۰ گونه پرنده و ۵۸ گونه پستاندار در این جنگل‌ها ساکن هستند. برخی از کهن‌ترین درختان این جنگل‌ها بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال عمر دارند و سن تعدادی از آن‌ها احتمالاً به ۵۰۰ سال می‌رسد. «جنگل‌های مختلط کاسپین - هیرکانی» از سال ۲۰۱۹ میلادی به عنوان یکی از دو میراث طبیعی ایران توسط یونسکو به ثبت جهانی رسید.

۲۰برگ ۲۰ از ۶۴اقلیم

اقلیم

مازندران به دلیل تأثیر همزمان دریای خزر و کوهستان البرز یکی از متنوع‌ترین اقلیم‌های ایران را دارد و از آب‌وهوای مرطوب و معتدل ساحلی تا آب‌وهوای سرد کوهستانی در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه قابل مشاهده است.

دریای خزر رطوبت فراوان تأمین می‌کند و البرز مانع نفوذ توده‌های هوای خشک مرکز ایران می‌شود.

این ترکیب باعث رطوبت زیاد، بارش بالا و اعتدال دما در بیشتر نقاط استان شده است.

جلگهٔ غربی و بخشی از مناطق میانی استان مازندران دارای آب و هوای معتدل و مرطوب جلگه‌ای است که باران تقریباً در تمام طول سال با حداقل ۱۱۰۰ میلی‌متر می‌بارد و خشکی ممتد در آن به چشم نمی‌خورد. دیگر ناحیهٔ آب و هوایی استان، دامنه‌های جنوبی و مرتفع البرز هستند که به خاطر ارتفاع زیاد دارای آب و هوای معتدل کوهستانی بوده و اختلاف درجهٔ حرارت این نواحی بیش از دیگر نقاط استان است و روزهای یخبندان در این مناطق بیشتر است.

۲۱برگ ۲۱ از ۶۴شهرستان‌ها

شهرستان‌ها

۲۲برگ ۲۲ از ۶۴جمعیت

جمعیت

استان مازندران پیش از اسلام تپورستان (به پهلوی:) نامیده می‌شد که برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) است که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند و سرزمینشان طبرستان نامیده شد.

مازندران سرزمین پدری و مادری مردم تبری است مردم بومی کهن و اکثریت مردم مازندران از قوم تبری هستند و به زبان مازندرانی سخن می‌گویند.

قوم طبری از اقوام ساکن شمال ایران است که نام طبرستان ریشه در نام این قوم دارد. قوم طبری در عصر باستان تپوری نامیده می‌شد و سرزمین آن‌ها تپورستان نامیده می‌شد. قوم تپوری در ابتدا در جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و بعدها در زمان حمله مقدونیان به ایران، آماردها که در قسمت مرکزی و غربی ولایت سکونت داشتند مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق. م آماردها را در حوالی رگا (ری) سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تصرف تپوری‌ها درآمد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل دریای هیرکانی (خزر) فقط از تپوری‌ها نام می‌برد. قوم طبری بر اساس سبک زندگی به هشت دسته مازِرونی (مازندی)، کوهی (تَوری)، تات، گِلک، گالِش، کِرد، مُختاباد و کَتول تقسیم می‌شوند.

۲۳برگ ۲۳ از ۶۴مازرونی

مازرونی (مازندی): مازرونی‌ها یا مازندی‌ها بزرگ‌ترین دسته از قوم طبری هستند که عموماً در جلگه سکونت دارند و لفظ مازرونی در زبان طبری به معنای جلگه‌نشین است.

کوهی (توری): کوهی‌ها یا تَوری‌ها دومین دسته بزرگ قوم طبری هستند که عموماً در کوهستان سکونت دارند و لفظ کوهی در زبان طبری به معنای کوه نشین است.

تات: تات‌ها یکی از دسته‌های قوم طبری هستند که عموماً در نواحی کوهستانی همچون هزارجریب و بلده و سه هزار سکونت دارند و لفظ تات در زبان طبری به معنای کوهنشین و دامدار است.

گلک: گلک‌ها دسته ای از قوم طبری هستند که عموماً در روستاها به کشاورزی مشغول هستند لفظ گلک در زبان طبری به معنای کشاورز است و گلک منسوب به گِل و خاک است.

گالش: گالش‌ها دسته ای از قوم طبری هستند که عموماً در روستاها به دامداری مشغول هستند لفظ گالش در زبان طبری به معنای دامدار است و گالش در زبان طبری به معنای چوپانی است که صاحب گاو است.

کِرد: کِردها دسته ای از قوم طبری هستند که عموماً در روستاها به چوپانی مشغول هستند و لفظ کرد در زبان طبری به معنای چوپانی است که صاحب گوسفند است.

۲۴برگ ۲۴ از ۶۴مختاباد:

مختاباد: مختاباد یا مختاوا دسته ای از قوم طبری هستند که عموماً به‌صورت فصلی از جلگه به کوهستان کوچ می‌کنند و لفظ مختاباد در زبان طبری به معنای کوچنشین است.

کتول: کتول‌ها دسته ای از قوم طبری هستند که عموماً هم در جلگه و هم در کوهستان سکونت دارند و در جلگه به کار زراعت و در کوهستان به کار دامداری می‌پردازند و لفظ کتول در زبان طبری به معنای کشاورز و دارمدار است.

در جلد دوم کتاب راهنمای زبان‌های ایرانی در فصل دوره ایرانی نو (گویش‌های حاشیه خزر و گویش‌های شمال‌غرب ایران)، محدوده زبان‌های گیلکی و مازندرانی به‌ترتیب زیر مشخص شده است:

گویش‌های مازندرانی میان رشته‌کوه البرز و کرانه‌های دریای مازندران مورد استفاده قرار می‌گیرند: ساری، بابل، آمل، تنکابن، شاهی، چالوس، همچنین در چندین روستای رشته‌کوه‌های البرز مانند ولاترو در شمال تهران، شمیرانات، لواسانات و شهمیرزاد در سی کیلومتری شمال سمنان. گویش مازندرانی یکی از اندک گویش‌هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است در جلد اول کتاب «واژه‌نامه بزرگ تبری» برگ ۳۱ مناطقی چون چالوس و تنکابن شرقی، شامل «مناطق کلارستاق باستانی»، مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد در گستره زبان مازندرانی نوشته شده‌اند.

۲۵برگ ۲۵ از ۶۴سکنه

سکنه بومی شهر گلوگاه از قومیت مازندرانی هستند همچنین در شهر گلوگاه مهاجرینی از یک ایل کوچک تُرک‌زبان موسوم به ایل عمرانلو به زبان‌های ترکی و مازندرانی و فارسی گویش می‌کنند. گیلانی‌ها در غرب مازندران سکونت دارند که در دوران پهلوی اول به مازندران مهاجرت نمودند. مدانلو و جهان‌بیگلو از دیگر ایل‌های کُرد اهل مازندران هستند که امروزه زبان کُردی را به فراموشی سپرده، به زبان‌های فارسی و مازندرانی به عنوان زبان اول صحبت می‌کنند.

همچنین ایل روزافزون ریشه در شهرستان پیرانشهر از مناطق کُردنشین استان آذربایجان غربی دارد که افراد این ایل هم‌اکنون به‌طور پراکنده در شهرستان بابل زندگی می‌کنند.

استان مازندران بر پایه آخرین سرشماری نفوس ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران نزدیک سه میلیون و دویست و هشتاد هزار و پانصد و هشتاد و دو نفر جمعیت دارد که نزدیک به ۶۰ نقطه شهری و بیش از سه هزار پارچه آبادی سکونت دارند.

در مازندران ۲۰۰ هزار دانشجو در مراکز آموزش عالی دولتی، غیرانتفاعی و آزاد به تحصیل اشتغال دارند. تعداد دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی استان حدود ۲۰۰ واحد است.

۲۶برگ ۲۶ از ۶۴مردم

مردم تبری مازندرانی جایگاه دوم را پس از مردم آذری در مهاجرت به تهران و پایتخت‌نشینی دارند. آمار مازندرانی‌های مقیم تهران بیش از یک و نیم میلیون نفر و نزدیک به دو میلیون نفر یا بیشتر برآورد می‌شود.

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در این استان به قرار زیر بود:

دین و مذهب

ساکنان مازندران کنونی در گذر قرون ابتدایی، سیر تحول باورهای نخستین همچون توتمیسم، فتیشیسم، تابوییسم، ناتوریسم، ماناییسم، آنی‌میسم، پلی تئیسم، تری نیته، دو تئیسم و مونوتئیسم را پیمودند. کاسی‌ها، یکی از ساکنان اولیه مازندران و گرگان، به حیات پس از مرگ و جاودانگی روح باور داشتند. این قوم با اعمالی همچون خوردن مردگان و تدفین آن‌ها، می‌پنداشتند که انسان‌ها پس از مرگ مجدداً زنده شده و دارای احساسات و خواسته‌های مادی می‌شوند.

کاسی‌ها سالمندان را پس از هفتاد سالگی به بیابان می‌بردند و باور داشتند اگر لاشخورها او را بخورند، سعادتمند می‌شود، اگر درندگان پستاندار آن را خوردند، کم‌سعادت‌تر خواهد بود و اگر لاشه‌اش همان‌جا باقی ماند، بخت چندانی نداشت. همچنین اینان هنگام تدفین مردگان، آنان را با گل سرخ یا اخرا یا اکسید آهن رنگ می‌کردند تا ارواح پلید از بدن مُرده خارج شود. کاسی‌ها خدایان متعدد داشتند و به پلی‌تئیسم (چند خدایی) باورمند بودند. پس از کاسی‌ها، تپوری‌ها و آماردی‌ها به این نواحی وارد شدند که دامپروری، کشاورزی و شکار می‌کردند.

۲۷برگ ۲۷ از ۶۴خدایان

خدایان این دو قوم به روش زندگی و معیشت اقتصادی آنان وابسته بود. گرچه نام و اثری از خدایان این اقوام در دست نیست، ولی آیین و رسوم خاصی داشتند که شناخت درستی از آن نداریم. پیش از ورود آریایی‌ها به منطقه، آیین دیوان نیز در این ناحیه رواج داشت. در این دین واژهٔ دیو معادل خدا بود و خورشید و روشنایی مقدس انگاشته می‌شد. به درستی مشخص نیست که ارتباط این آیین با میتراییسم و مزدیسنا چگونه بوده ولی ارتباطی میان آنان وجود داشت. دیو، که به نظر می‌رسد خدای خورشید در نواحی شمالی ایران بوده، پس از گسترش زرتشتی‌گری معنای «ضد خدا» به خود گرفت.

این در حالی است که ریشهٔ این کلمه در اکثر زبان‌های هندو-اروپایی همچنان مفهوم خدا داشته است. در حدود ۶۰۰ پیش از میلاد زرتشت در میان آریاییان دین جدیدی آورد که مقتضای گذار جامعه از زندگی مبتنی بر دامپروری به یکجانشینی بود. در این آیین جدید اهورامزدا، به عنوان خدای روشنایی، حامی زیست کشاورزی، آبیاری، درخت‌کاری و دانایی و خرد، پرستیده می‌شد. اهالی البرز که هنوز بیشتر به دامداری متکی بودند، این مذهب جدید را در ابتدا برنتافتند و مقاومت گزیدند. بدین جهت بود که زرتشت در کتاب اوستا این سرزمین را «مَزِنَه» به معنای جایگاه و سرزمین دیوها، نامیده.

۲۸برگ ۲۸ از ۶۴دروازهٔ

دروازهٔ دوزخ نیز به نام «ارزوه گریوه» در میان کوه‌های البرز قرار داشت. گرچه مشخص نیست چگونه و چه دوره‌ای، لیکن ساکنان شمال البرز آیین زرتشت را نهایتاً پذیرفتند. گزارش‌هایی از گرایش این مردمان به دین زرتشتی در دوره‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی وجود دارد. این آیین تا اواخر قرن سوم هجری و اوایل قرن چهارم هجری رواج داشته و آثار بسیاری مرتبط با آن کشف شده است.

طبرستان جزء آخرین مناطقی بود که در قلمرو مسلمانان درآمد و حدود ۱۵۰ سال پس از ظهور اسلام، جزئی از خلافت شد. تا نیمهٔ قرن دوم هجری اسپهبدان مستقل طبرستان همچنان به دین مزدیسنا باورمند بوده و سکه‌هایشان را به خط پهلوی ضرب می‌کردند. با فتح طبرستان به دست عاملان خلافت، در حالی که تا سال‌ها جنگ و شورش در منطقه ادامه داشت، تدریجاً اسلام در منطقه پیروانی یافت. ابتدا مسلمانان طبرستان (به خصوص در مناطق جلگه‌ای) به مذهب مالکی درآمدند و محمد بن جریر طبری از جمله مسلمانان این دوره است که در آمل رشد کرده و در همین شهر مقدمات علمیش را آموخت. این در حالی بود که در سال ۱۶۸ هجری شورش طبرستان رخ داد و اسپهبدان طبرستان متحده شده و تمامی اعراب مسلمان را قتل‌عام کردند. این شورش تا زمان به خلافت رسیدن هارون‌الرشید ادامه داشت.

۲۹برگ ۲۹ از ۶۴در

در زمان هارون الرشید یکی از پیروان زیدیه (شاخه‌ای از شیعه که به قیام علیه حکومت خلیفه شهیر بودند) که از معرکه فخ گریخته بود، به نام یحیی بن عبدالله، به دیلم رفته و با کمک اسپهبد جستانیان، در ۱۷۵ هجری، شورش نمود ولی سرکوب شد. یحیی نتوانست اهالی را به آیین زیدی درآورد و دیلمیان زرتشتی باقی مانده بودند. پس از آن در دورهٔ مأمون، با توجه به ولایتعهدی رضا، عده‌ای از علویان در فلات ایران پخش شدند و در زمان متوکل این علویان مورد خشم خلافت قرار گرفتند. با مرگ متوکل قیام‌های پیاپی علویان زیدی آغاز شد.

یحیی بن عمر که در کوفه قیام کرده‌بود، فعالیت‌هایی هر چند غیرمستقیم، در گیلان داشت و یاران او پس از سرکوب قیامش، به طبرستان، ری و دیلم پناهنده شدند. در سال ۲۵۰ هجری، داعی کبیر به دعوت مردم کلار و پادوسپانیان توانست حکومت علویان طبرستان را تأسیس کند و با شکست دادن نایبان طاهریان در منطقه، تبدیل به تهدیدی جدی برای دستگاه خلافت شود. با توجه به تبلیغات وسیع این حکومت، اهالی طبرستان و دیلم رفته رفته به آیین زیدی گرویدند.

۳۰برگ ۳۰ از ۶۴همچنین

همچنین با روی کار آمدن علویان، گسترش تسنن و مذهب مالکی، که توسط عباسیان و طاهریان ترویج می‌شد، متوقف گردید و آیین جدید همه‌گیر شد. از سوی دیگر، علویان بسیاری نیز از سرتاسر حجاز، عراق و شام به این منطقه می‌گریختند تا با حکومت زیدی طبرستان همراه شوند. با روی کار آمدن ناصر کبیر پذیرش مذهب جدید شدت گرفت و او به عنوان یکی از امامان شیعه زیدی، توانست عدهٔ زیادی را در غرب طبرستان و گیلان، مسلمان نماید.

گرچه بیانیهٔ رسمیت تشیع در زمان داعی کبیر در دشت‌های طبرستان ابلاغ گشت و جلگه‌نشینان طبرستان به این مذهب درآمدند ولی در کوه‌ها حتی تا دو قرن بعد، هنوز نشانه‌هایی از ادیان باستانی مردم وجود دارد.

اسماعیلیه شاخه‌ای از شیعه است که از نیمهٔ دوم قرن دوم هجری گسترش یافت. نخستین داعی اسماعیلی ابوحاتم رازی بود که در زمان اسفار شیرویه و مرداویج به طبرستان آمد. مرداویج در ابتدا دعوت ابوحاتم را پذیرفت تا بتواند حمایت خلافت فاطمیان در مصر را جذب کند و این‌گونه با خلافت عباسی مقابله نماید ولی پس از مدت کوتاهی از ابوحاتم جدا شد. دیگر داعیان اسماعیلی که به طبرستان آمدند، ناصر خسرو قبادیانی در قرن پنجم و رئیس‌مظفر طوسی در قرن ششم بودند. اما با آمدن حسن صباح به دیلمان و ایجاد قلعه الموت در ۴۷۷ هجری، این مذهب به شکلی دیگری وارد منطقه شد و اسماعیلی‌ها برای تبلیغ و ترویج عقیده‌های خود پیوسته با اسپهبدان و استنداران طبرستان وارد جنگ می‌شدند. تا زمان سقوط الموت در ۶۵۴ هجری، این مذهب پیروانی پراکنده در طبرستان پیدا کرده بود، که بیشتر در محدودهٔ غرب طبرستان و رویان حضور داشتند؛ ولی با روی کار آمدن ایلخانان، عرصه بر آنان تنگ شد و دیگر نشانی از ایشان باقی نماند.

۳۱برگ ۳۱ از ۶۴با

با توجه به این که برخی از محدثان مذهب امامیه (دوازده‌امامی) و برخی یاران امامان این مذهب اهل طبرستان بوده‌اند و از آنجا راهی مراکز علمی امامیه شده بودند، می‌توان دریافت که کمابیش این مذهب در طبرستان پیروانی داشته است؛ اما این شیعیان امامی در انزوا به سر می‌بردند و شیعیان زیدی در مقایسه با آنان پویاتر و پرشمارتر بودند. این روند تا زمانی ادامه داشت که اسپهبدان باوندی مذهب رسمی خود را به امامیه تغییر دادند؛ لذا از حدود ۴۶۶ هجری، دوران رشد شیعه امامیه در طبرستان آغاز شد و تا ۶۰۶ هجری ادامه یافت.

در این دوره اسپهبدان باوندی با حمایت از پیروان امامیه در داخل و خارج مرزهای خود، موجب ترویج بیشاپیش این آیین شدند و به عنوان نایبان مهدی سکه ضرب کردند. اولین اسپهبد امامی حسام‌الدوله شهریار بود که این مذهب را در ساری ترویج نمود. کمی بعد، در یکی از درگیری‌ها میان حکومت سلجوقیان و باوندیان، سنی‌هایی که در آمل حضور داشتند به حمایت از سلاجقه برخاستند ولی با پیروزی اسپهبدان، به اسارت درآمدند. از نکات جالب توجه این دوره دشمنی اسپهبدان باوندی با اسماعیلیان الموت بود که جنگ‌های سختی میان آنان ایجاد نمود.

۳۲برگ ۳۲ از ۶۴اوج

اوج این درگیری‌ها در زمان شاه غازی رستم روی داد. از دلایل حمایت اسپهبدان باوندی از امامیه، این بود که با کمک این مذهب می‌توانستند به بهترین وجه سلطه و استقلال سیاسی خود را کسب نمایند؛ کمااین‌که اسماعیلیه می‌بایست تابع خلفای مصر و امامان نزاری می‌بودند، زیدیه از ائمه جهادی خود پیروی می‌کردند و اهل تسنن پیرو خلافت عباسی بودند ولی امامیه مدعی قدرتمندی در حوزهٔ سیاست و حکومت نداشت.

در قرون هفتم و هشم هجری و پس از دوران مغولان، به صورتی تدریجی تصوف و تشیع اثنی‌عشری، که پیش از این در جبههٔ مخالف یکدیگر بودند، در همدیگر تلفیق شدند؛ میر حیدر آملی، عالم شیعه قرن هشتم، صوفیان را «شیعیان خاص» خوانده است. از سوی دیگر، از قرن هفتم طریقت کبرویه، که از سنی‌های خراسان بودند، در زمان مرشدی نجم‌الدین کبری تدریجاً به شیعیان نزدیک شدند؛ چنان‌که یکی از مریدان این طریقت به نام سعدالدین حمویه امامان شیعه را برقرار کنندهٔ عدل در جهان می‌داند.

نکات مشترک تصوف و شیعیان اثنی‌عشری، مانند وجود اصل ولایت و شخصیت زاهدانهٔ علی بن ابی‌طالب، موجب نزدیکی بیشتر این دو شد. علاءالدوله سمنانی (متوفای ۷۳۶ ه‍.ق) از مشایخ سنی‌مذهب کبرویه در قرن ۸، تنها علی را دارای هر سه جنبهٔ امامت، خلافت و ولایت کامل دانسته و به «کمال» او اعتقاد دارد. مردم در بسیاری از مناطق خاورمیانهٔ پس از حملهٔ مغول، به سوی خانقاه‌های صوفیان جلب شده‌بودند و در آنجا خود را از تعلقات دنیوی دور نگه می‌داشتند.

۳۳برگ ۳۳ از ۶۴در

در چنین شرایطی طرز تفکر شیخ خلیفهٔ آملی، که تلفیقی از تشیع و تصوف بود، در باشتین نشر یافت و توسط مریدان و جانشینانش گسترش یافت و حکومت سربداران را به وجود آورد. مصطفی مجد، مورخ معاصر، در این باره می‌گوید که در این دوره اندیشهٔ تصوف فعال در مقابل تصوف منفعل قرار گرفت. سربداران حکومتی پیرو تصوف و تشیع امامیه بودند که سازمان اجتماعی مبتنی بر مردم مظلوم و کمک به همنوعان در آن وجود داشت و اعضایش از تودهٔ پایین‌دست جامعه، یعنی کشاورزان و پیشه‌وران، تشکیل شده‌بود.

هنگامی که امیر وجیه‌الدین مسعود به حکومت سربداران رسید، شیخ حسن جوری (شاگرد شیخ خلیفه و رهبر جریان شیخیه) را آزاد کرد و با کمک هم توانستند سراسر خراسان را تسخیر کنند. پس از این، سربداران دارای یک رهبر نظامی و یک رهبری مذهبی جداگانه بودند که دو جریان «سربداری» و «درویشی شیخیه» را در این حکومت به وجود آوردند. در این هنگام میر قوام‌الدین مرعشی، که بعدها لقب میربزرگ گرفت، در حدود سال ۷۴۳ هجری به خراسان رفت و مرید سربداران شده و تحت تأثیر «تعالیم انقلابی شیخیان» قرار گرفت.

۳۴برگ ۳۴ از ۶۴یعقوب

یعقوب آژند، مورخ معاصر، این تعالیم را شامل اصول تشیع اثنی‌عشری، مبارزه با تمامی جوانب ظلم در جامعه، فتوت و جوانمردی و کمک به فقرا، مساوات طلبی و ایجاد قسط اسلامی و بُعد مهدویت می‌داند. قوام‌الدین پس از چندی به مازندران بازگشت و مریدان خود را یافت. تفکرات او تلفیقی از تصوف و تعالیم شیعی بود و توانست با اتکا بر چارچوب انقلابی امامیه درویشان را از گوشه‌نشینی درآورد و به سوی جهاد و مبارزه سیاسی سوق دهد.

این تفکر به خاطر نابسامانی‌های اجتماعی و فقر مردم آن زمانه و رویکرد فتوت و مساوات‌خواهی درویشان و پوشش درویشی و فقر قوام‌الدین، مورد اقبال عموم قرار گرفت. زمانی که قوام‌الدین به آمل بازگشته بود، حکومت این شهر در دست کیا افراسیاب چلاوی بود که به تازگی حسن باوندی را کشته بود و مشروعیت لازم برای حکومت نداشت. افراسیاب برای رسیدن به مشروعیت، عقیده‌های قوام‌الدین را پذیرفت و مرید او شد. اما در نهایت اتحاد قوام‌الدین و افراسیاب در هم شکست و قوام‌الدین مرعشی با کشتن افراسیاب حکومت خود، به نام مرعشیان، را تأسیس نمود.

۳۵برگ ۳۵ از ۶۴مدتی

مدتی بعد، در نیمه نخست قرن نهم هجری، ملک کیومرث (حاکم پادوسپانیان) دین رسمی قلمرو غربی مازندران را نیز به شیعه امامیه تغییر داد و اهالی سنی مذهب رستمدار را به زور شیعه کرد.

۳۶برگ ۳۶ از ۶۴اقتصاد

اقتصاد

به دلیل صعب العبور بودن و بسته بودن محیط جغرافیایی شمال ایران، پیشینهٔ گسترش بازار و تجارت و رشد شهرنشینی در مازندران نسبت به دیگر مناطق ایران کم بوده و ساختار اقتصادی آن غالباً مبتنی بر کشاورزی و دامپروری بوده است. تنها در دوره‌های کوتاهی از عصر سلجوقی (نک. به رستم شاه غازی) و صفوی، اقتصاد شهری مازندران توسعه یافت ولی در همین ادوار کوتاه نیز به شدت تحت تأثیر تولید روستاییان بود. پس از سرنگونی صفویان و تسلط روس‌ها بر کرانه‌های دریای مازندران، بازرگانان روس موجب گسترش مبادلات تجاری در این نواحی شدند و بازارهای مازندران رونق گرفت.

بر اساس عهدنامه رشت، بازرگانان روس پس از بازپس‌گیری این نواحی توسط دولت ایران همچنان حق تجارت در منطقه را حفظ کرده‌بودند. از اواخر عصر زندیه، با تضعیف مجدد دولت مرکزی ایران، ارتباط اقتصادی با روسیه موجب رشد نهاد بازار شد. این رونق اقتصادی در دوره‌های مانند جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار، طاعون ۱۸۳۰ و انقلاب روسیه توقف‌هایی داشت. در کنار مسئلهٔ تجارت خارجی، تغییر پایتخت ایران در ابتدای دوره قاجار، تقاضای زیادی برای محصولات کشاورزی شمال کشور ایجاد کرد زیرا شهرستان تهران توان عرضهٔ محصولات مورد نیاز جمعیت خود را نداشت.

۳۷برگ ۳۷ از ۶۴از

از اقدامات روسیه تزاری در شمال ایران ساخت یک راه‌آهن محلی، تأسیس شیلات دریای مازندران، ایجاد کنسولگری، تأسیس شعبه‌ای از بانک استقراضی و بانک شاهنشاهی، راهسازی و ایجاد تلگراف‌خانه در ساری، بارفروش، استرآباد و مشهدسر بود که همگی با هدف پشتیبانی و کمک به بازرگانان و اتباع روسی در بازارهای شمال ایران انجام می‌شد. این امتیازات باعث شد بازارهای شمال ایران تحت نفوذ روسیه قرار گیرد ولی زیرساخت‌های اقتصادی مناسبی برای افراد محلی فراهم آورد و مشاغل جدیدی در مازندران شکل گرفت.

پس از عهدنامه گلستان دریا و حق تسلط بر ناوگان‌های تجاری و نظامی به روس‌ها واگذار شد و تجارت دریایی مازندران بیشتر از بندر گز و مشهدسر انجام می‌پذیرفت. در ۱۳۰۹ هجری، مبادلات گمرک دریایی بابلسر بالغ بر سیزده هزار تُن بود. صادرات برنج، پشم و پنبه از مازندران به روسیه و واردات منسوجات و کالاهای فرنگی رواج داشت. روس‌ها برای بیشتر شدن تولید پنبه در مازندران، کارخانجات پنبه‌پاک‌کنی در ساری و بارفروش ساختند.

این رونق بسیار به وضعیت سیاسی و اقتصادی درون روسیه وابسته بود و به همین جهت، پس از انقلاب بلشویکی در روسیه که هم‌عصر با جنبش جنگل در گیلان بود، برچیده شد و بازارهای شمال ایران در تأمین کالاهای مورد نیاز خود دچار مشکل شدند.

۳۸برگ ۳۸ از ۶۴رضا

رضا شاه پهلوی خواهان بازسازی شهرها بود و بخشی از توسعهٔ شهری و نهاد بازار در مازندران به سیاست‌هایی که او پی گرفت، برمی‌گردد. به دستور رضا شاه، بناهای قدیمی با اداره‌های دولتی و میدان‌های وسیع و بلوارهای عریض جایگزین شدند. او به زادگاه خود، مازندران، بودجهٔ قابل ملاحظه‌ای تخصیص داد. بافت روستایی و حتی نام بسیاری از شهرها در این دوره تغییر پیدا کرد و بازار به صورت مدرن و به شکل خیابان‌هایی با مراکز خرید، پدید آمد. راه‌آهن شمال و جاده‌های تازه تأسیس بندرهای شمال را به تهران و نواحی مرکزی ایران متصل کردند. رفته رفته اجتماعات روستایی پرجمعیت به شهر بدل شدند و شهرهای قدیمی صاحب فضاهای شهری (همچون میدان، بلوار، باغ ملی، شهربانی و شهرداری و…) شدند. بانک‌ها و کارخانه‌هایی دایر شد و مؤسسات مدنی نوین شکل گرفتند. تأسیس راه‌آهن و کارخانه‌های نساجی تأثیری شگرف بر رشد نهاد بازار گذاشت و زیرساخت لازم برای پویایی بازارهای محلی را فراهم بخشید. تولیدات ایرانی تدریجاً جایگاه محصولات روسی را با چالش مواجه کرد و سیطرهٔ روس‌ها بر اقتصاد محلی از بین رفت؛ گرچه انحصار برخی کالاها تا سال‌ها در دست روس‌ها مانده بود.

۳۹برگ ۳۹ از ۶۴از

از اشغال ایران تا کودتای ۲۸ مرداد بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی و همچنین حضور نیروهای روس و عدم کنترل گمرکی موجب رکود در اقتصاد ایران شد. این وضعیت باعث گرایش روزافزون بازاریان به حزب توده و عدالت می‌شد. در ۱۳۲۴ شمسی، حزب توده از تاجران و کسبه خواست بازار را تعطیل کنند. در شهرهای مازندران کمیتهٔ محلی حزب وطن در خیابان مشرف به بازار مقر می‌ساخت و اعضایش بیشتر از بازاریان بود. از دههٔ ۱۳۴۰ شمسی، همراه با تحولات گسترده سیاسی و اقتصادی ایران، محمدرضا شاه پهلوی بر گردشگری مازندران تمرکز کرده و رونق را به بازار محلی بازگرداند. ناگهان اقتصاد بازار و توسعهٔ فیزیکی آن در شهرهای مازندران رشد چشمگیری پیدا کرد. با این حال هیچ شهر صنعتی بزرگی در مازندران شکل نگرفت زیرا شرایط برای کشاورزی و مشاغل وابسته به آن فراهم بوده و بخش گسترده‌ای از نیروی کار را جذب خود می‌کرد؛ لذا با ظهور کشاورزی مکانیزه، مازندران و گرگان بیش از دیگر نواحی کشور در بخش کشاورزی اشتغال یافتند.

کشاورزی و دامپروری

بر اساس نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال ۱۳۹۳ و سالنامهٔ آماری استان مازندران در سال ۱۴۰۲، تعداد ۳۲۲۵۰۳ بهره‌بردار اعم از خانوارها و شرکت‌ها و مؤسسات عمومی در استان فهرست شده که شامل فعالیت زراعت، باغداری، کشت گلخانه‌ای، پرورش دام سنگین و سبک، زنبور عسل، کرم ابریشم، طیور و ماهی می‌شود. بر اساس این آمار، مساحت اراضی زراعی مازندران بالغ بر ۲۴۲۵۶۳ هکتار و مساحت اراضی باغ و قلمستان آن برابر ۹۰۸۴۷ هکتار بوده است. در سال ۱۴۰۲، تعداد ۱۹ کشتارگاه با عرضهٔ ۱۸۹۶۸۷۹۴۹ کیلوگرم طیور وجود داشته و در همین سال سطح زیر کشت محصولات سالانه ۵۰۰۳۶۸٫۵ هکتار بوده است که از این میان ۸۵٫۱ درصد آبی و ۱۴٫۹ درصد دیم بودند. همچنین تولید ماهیان خاویاری در مزارع پرورشی ۲۵۸۲ تن بوده است. در سال ۱۴۰۲، تعداد ۲۱۹۳ شرکت تعاوی کشاورزی در مازندران فعال و بوده و ۲۱۴۵۸ شاغل تحت پوشش اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند.

۴۰برگ ۴۰ از ۶۴صنایع

صنایع و معادن

در دورهٔ قاجار تلاش‌های اولیه‌ای برای ورود ماشین‌آلات و سیستم‌های صنعتی انجام پذیرفت و کارگاه‌های تولیدی کوچکی به خصوص جهت تولید قند و شکر احداث شد. ولی تا پیش از انقلاب مشروطه، وفور محصولات روسی با قیمت ارزان در بازارهای مازندران رایج بود و به همین خاطر پیشه‌وران ایرانی توان رقابت با تولیدات خارجی را نداشتند. پس از مشروطه، محمدحسین امین‌الضرب با حمایت میرزاعلی‌اصغر اتابک (صدراعظم مظفرالدین شاه) طرح گسترده‌ای برای توسعه و عمران مازندران ارائه کرد و از محمودآباد تا آمل یک مسیر راه‌آهن ۲۱ کیلومتری احداث کرد.

همچنین اقداماتی برای استخراج معدن آهن ماهان نور، کارخانهٔ شکرریزی و کارگاه تخته‌بری صورت گرفت. ولی نفوذ روسیه تزاری مانع از به ثمر رسیدن فعالیت‌های تاجران ایرانی می‌شد و با کارشکنی آنان، طرح‌های مذکور شکست خورده و رها شد. با توجه به این که یکی از علل مهم کند بودن روند صنعتی شدن مازندران وجود امپراتوری روسیه بود، پس از انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میلادی (۱۲۹۵ شمسی)، که مبادلات تجاری با روس‌ها برچیده شد، کالاهای بومی فرصت ارضه یافتند و به ویژه محصولات کشاورزی و دامی مازندران بازار محلی را قبضه کردند.

۴۱برگ ۴۱ از ۶۴این

این وقایع مصادف با قدرت گرفتن آلمان در اروپا و رقابت امپراتوری بریتانیا با آن و همچنین روی کار آمدن رضا شاه پهلوی در ایران است. رضا شاه توانست با بهره‌گیری از فرصتی که به علت فقدان حضور روسیه و بریتانیای قدرتمند ایجاد شده بود، شرکت‌ها و مهندسان اروپایی را برای آغاز روند صنعتی کردن ایران و زادگاهش، مازندران، فرا بخواند. زیرساخت‌های صنعتی در این دوره دگرگون شد.

سرمایه‌گذاری در صنایع نساجی، پنبه پاک‌کنی، چای پاک‌کنی، روغن‌کشی، گونی‌بافی، دخانیات، برق، ساخت تراورس راه‌آهن و… همگی به ثمر نشست و تنها طرح شکست خوردهٔ پهلوی اول در مازندران، ایجاد کارخانهٔ هواپیماسازی در رامسر بود که پس از تبعید شاه و اشغال ایران، ناکام ماند و ساختمان آن رها شد. پس از جنگ جهانی دوم صنایع مازندران بر پایهٔ بنیادهای سابق به کار خود ادامه می‌دادند.

پس از پایان جنگ ایران و عراق برنامه‌های توسعه ملی در ایران از سر گرفته شد ولی قانون ممنوعیت استقرار صنایع در مازندران به تصویب رسید که تا سال‌ها با هدف حفظ محیط‌زیست این استان، مانع بزرگی برای توسعه آن بود.

۴۲برگ ۴۲ از ۶۴بر

بر اساس آمار سال ۱۴۰۰، در کارگاه‌های صنعتی استان که بیش از ۱۰ شاغل داشته‌اند، بیش از ۶۷۵۴۱ نفر مشغول بوده‌اند. در سال ۱۴۰۲، تعداد ۱۴۶۲ شرکت تعاونی صنعتی، ۲۵۰۲ شرکت تعاونی خدماتی فعال و ۹۰ شرکت تعاونی فرش دستباف در استان مازندران وجود داشته. بر اساس آمار سال ۱۴۰۱، در مازندران ۱۰۶ معدن در حال بهره‌برداری وجود داشته که ۵۸ معدن شن و ماسه و ۴۸ معدن مربوط به استخراج دیگر مواد معدنی بوده‌اند. ۳۷۱۴ نفر در این معادن اشتغال داشتند. ارزش کل تولید این معادن ۱۸۹۰۴ میلیارد ریال برآورد شده که بیشترین آن مربوط به شن و ماسه، زغال سنگ خشک و سنگ آهن بوده. صنایع فلزکاری، چوب و کاغذ، غذایی، نساجی و دخانیات بیشترین سهم را در میزان تولیدات صنعتی استان مازندران بر عهده دارند. استان مازندران دارای ۳۹ شهرک و ناحیه صنعتی با مجموع مساحت حدود ۱۸۶۹ هکتار است.

۴۳برگ ۴۳ از ۶۴فرهنگ

فرهنگ

فرهنگ طبری شامل زبان، هنر، خوراک، ورزش و آیین‌های مازندرانی می‌شود. فرهنگ مازندرانی پیشینه‌ای باستانی دارد و نفوذ آن با قهرمانانی چون آرش کمانگیر حتی در اساطیر ایرانی یافت می‌شود. فرهنگ مازندرانی با آشپزی و خوراک بومی، مد و پوشاک، موسیقی، رقص، آیین‌ها، رسوم، سرگرمی‌ها، ورزش‌ها و رسانه‌هایش نمود پیدا می‌کند.

گویشهای زبان تبری یا زبان مازندرانی شامل: الیکایی، شهمیرزادی، گویش کتولی، زیارتی، گرگانی، کردکویی، بندرگزی، بهشهری، ساروی، قائمشهری، بابلی، آملی، کجوری، چالوسی، کلارستاقی، کلاردشتی، تنکابنی، رامسری، سوادکوهی، گویش فیروزکوهی، دماوندی، قصرانی (شمرونی)، ولاترویی، طالقانی، الموتی، پروری، دیباجی، مجنی، هزارجریبی، لفوری و آلاشتی می‌باشد.

گاه‌شماری

در گاه‌شمار مازندرانی که به‌نام «فرس قدیم» شناخته می‌شود، سال ۳۶۵ روز و دوازده ماه ۳۰ روزه دارد و ۵ روز به‌نام «پیتک» یا «پتک» این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و به‌همین دلیل ماه‌های آن گردان هستند و هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه جلو می‌افتد. مازندرانی‌ها سال این گاهشماری را از «ارکه ما» (آذرماه) آغاز و به «اونما» (آبان ماه) ختم می‌کنند. پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می‌افزایند و هر یک از ماه‌ها را به‌ترتیب زیر چنین می‌خوانند:

۴۴برگ ۴۴ از ۶۴نظیر

نظیر این گاهشماری را امیر تیمور قاجار در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب تبری» زیر عنوان «اسامی ماه‌های فرس» چنین یاد کرده است: سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماهوار که ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی‌ها نخستین روز هر ماه را «مارماه» می‌نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه می‌گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد.

نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی‌کنند و چیزی به کسی نمی‌دهند یا نمی‌بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می‌پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه‌ای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می‌دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می‌پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می‌دانند، به همین گونه چگونگی «وهمن ما» و» «فردین ما» و «نوروز ما» می‌انگارند. همچنین هوای هر یک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم.

۴۵برگ ۴۵ از ۶۴سیزدهم،

سیزدهم، که جمله هفت روز می‌شود، نشان‌های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می‌دانند؛ مثلاً اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می‌پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست. به همین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه هائی از برای هوای ماه‌های «تیرما» «مردال ما» و..

«اونما» می‌انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می‌نامند و در این روزها گلکاری نمی‌کنند، تن نمی‌شویند، موی سر و چهره نمی‌تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی‌چینند و چون معتقدند که: اگر گلکاری بکنند مار درخانه‌شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم‌گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره‌شان سفید می‌شود و می‌ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می‌افتد.

آغاز تاریخ تبری همزمان با سال ۴۸۸ میلادی است. پس از به تخت نشستن قباد یکم ساسانی و فرستادن پسر بزرگش به تپورستان می‌باشد، اسپهبد گیل ژاماسبی (گیل گاوباره) پادشاه تبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت؛ از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت.

۴۶برگ ۴۶ از ۶۴سال

سال نو طبری و عید مردگان

سال نو طبری یا نوروز طبری یا فردینه ماه شو نام جشن سال جدید قوم طبری در استان‌های مازندران، گلستان، سمنان، تهران، البرز و شهرستان طالقان می‌باشد که در گاه‌شماری طبری در اولین روز از اولین ماه جدید سال طبری که فردینه ماه نام دارد که برابر با دوم مرداد هجری شمسی است در نواحی طبری نشین ایران برگزار می‌شود.

به گفته نصرالله هومند طبری‌ها با سابقه چهار هزار ساله خود یکی از قدیمی‌ترین اقوام ساکن در ایران هستند که پیش از آریایی‌ها در این منطقه زندگی می‌کردند و در طول چهار هزار ساله تاریخ طبرستان، مردم این دیار هیچگاه خودشان را از ایران جدا نمی‌دانستند هر چند به خاطر سابقه تاریخی، تقویمی و زبان؛ حکومتی مستقل داشته‌اند اما خود را جدای از ایران نمی‌دانستند. دوم مرداد ماه هر سال، برابر با یکم فردینه ماه طبری است که طبری‌ها آن را به عنوان آغاز سال نو جشن می‌گیرند. نخسین روز سال تبری هم فردینه ماه نام دارد.

نام ماه‌های طبری هم عبارت از: فردینه ماه، کرچه ماه، هره ماه، تیره ماه، ملاره ماه، شروینه ماه، میره ماه، دونه ماه، ارکه ماه، ده ماه، وهمنه ماه و نوروز ماه است. مظفرگنابادی، منجم دربار شاه عباس صفوی جشن تیرماه سیزده کوه‌نشین‌های طبرستان (مازندران) را نوروز طبری قید کرد. مردمان طبری جشن تیرماه سیزده شو را جدا از جشن نوروز طبری که در فردینه ماه شو برگزار می‌شود برگزار می‌کنند.

۴۷برگ ۴۷ از ۶۴عید

عید مردگان یا آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می‌کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌دهند؛ و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌آیند و به مصاف هم می‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود. خوردن آش و باقالا در این روز رسمی کهن است که همچنان در برخی نقاط استان این رسم پابرجاست.

۴۸برگ ۴۸ از ۶۴نوروز

نوروز

نوروز خوانان معمولاً پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:

بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

چله شو

شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می‌گیرند، اگر کسی آن‌ها را ندید و نشناخت، حتماً به آنچه نیت کرده‌اند، خواهند رسید.

۴۹برگ ۴۹ از ۶۴سیزده

سیزده شو

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می‌گویند که شب تولد حضرت علی است. می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است.

در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آن‌ها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: «لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه». ترجمهٔ فارسی این شعر این‌گونه است: «لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال آمده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید».

۵۰برگ ۵۰ از ۶۴وَرفِچال

وَرفِچال

از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم وَرفِچال روستای آب اسک واقع در جاده هراز است.

صنایع دستی مازندران

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فراورده‌های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلدسازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک‌سازی اشاره کرد. قالی بافی و گلیم بافی از رشته‌های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می‌شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته‌ها واگذار کرده است و نقشه‌هایی که در مازندران بافته می‌شود مربوط به سایر مناطق است.

سوغات

آغوزنون، کماج، نصیری، بهاردونه، پشتِزیک، پیسّه گِندِه، آب‌دندون، کوهی‌نون، عسل کوهی، رشته به رشته، شکر قهوه‌ای (ره‌آورد شهر بهنمیر که در برخی نقاط استان آن را سیوشکر و در برخی نقاط دیگر شکرسرخ می‌نامند)، شربت بهارنارنج، مربای بهارنارنج، آلبالو، آلوچه، انار، انار جنگلی، زالک (ترشی بادمجان)، سیر ترشی، هفت‌بیجار، ترشی یارمسی، مربای پرتقال، گردو و سیب، صنایع چوبی، حصیر، گلیم، جاجیم، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه (چوغا، باشلق، وازشمد)، نمد، سفال، برنج، ماهی، ازگیل، کِنِس (ازگیل کوهی)، گل کاسنی، کلوچه، برنج و انواع مرکبات از ره‌آوردهای بنام این خطه هستند.

۵۱برگ ۵۱ از ۶۴از

از غذاهای محلی مازندرانی می‌توان به تِرشِ‌آش، اناردون (انارتیم)، مرغ و اردک و ماهی شکم‌پر، سوسه‌خِرش، شامی بابلی، کَئی‌آش (آش کدوحلوایی)، آش گوشت، بیج‌بیج و کِرک‌بَپِّرس اشاره کرد. همچنین نازخاتون، وینگوم‌انار، ماست دلال (و دیگر ماست‌های طعم‌دار محلی) و هلی‌کتنی از دسرهای معروف این منطقه هستند.

موسیقی

مازندران، استان ساحلی شمال ایران از شرق با گرگان، از جنوب با سمنان و تهران، از مغرب با گیلان و از شمال با دریای مازندران همسایه است. این وضعیت ویژه جغرافیایی باعث شده است فرهنگ موسیقی مازندران در ناحیه شرقی با خراسان و ترکمن صحرا آمیخته شود و در غرب، کمابیش خصایص موسیقی گیلانی را داشته باشد. در مازندران هم مانند بیشتر نقاط ایران، موسیقی با زندگی مردم همراه و عجین است. در شالیزارها، جنگل‌ها، دریا، در آداب شادی و عزا و در همراهی با مراسم مذهبی، موسیقی مازندران نقش چشمگیری دارد. براساس روش پیشین و با توجه به واقعیت‌های موجود، موسیقی مازندران را به ۲ گروه عمده تقسیم می‌کنیم: موسیقی بامتر آزاد، موسیقی بامتر معین مقام خوانی از شرق تا غرب موسیقی مازندران بامتر آزاد شامل آهنگ‌هایی است که در قالب مقام‌ها و با حالت آوازی اجرا می‌شوند. مقام خوانی از شرق تا غرب مازندران رایج است و مقام‌ها در شکل‌ها و نام‌های گوناگون متجلی می‌شوند.

۵۲برگ ۵۲ از ۶۴سازها

سازها

متداول‌ترین سازهای مازندران عبارتند از:

لَـلِـوا: که از سازهای شناخته شده در مازندران است. لَـلِـوا یا نی درواقع، ساز چوپانی مازندران به حساب می‌آید و در میان دامداران و ساکنان کوهستان‌های مازندران معمول است.

دوتار: رنگ و حالت بیانی دوتار مازندران از خصایص عمومی موسیقی این سامان تبعیت می‌کند و با حالات اجرایی دوتار ترکمنی و خراسانی تفاوتی آشکار دارد.

کمانچه: این ساز از سازهای معمول در میان مردم مازندران است. کمانچه رایج در مازندران مانند کمانچه لری سه سیم دارد، ولی در سال‌های اخیر از کمانچه‌های چهارسیمی نیز استفاده می‌شود.

نقاره: عبارت است از طبل‌های کوچک با بدنه‌ای سفالی که پوستی روی دهانه کوزه سفالی کشیده شده و با طناب‌هایی در اطراف محکم می‌شود. نقاره را معمولاً با ۲قطعه چرمی به صدا درمی‌آورند. نقاره در اجرای حرکات و رقص‌های جمعی و به عنوان ساز خبرده، در همراهی سرنا استفاده می‌شود.

سرنا: سرنا در بین مردم مازندران به عنوان‌سازی روستایی و پرصدا در اعلام خبرها و انتقال وضعیت‌ها استفاده می‌شود. مردم مازندران سرنا را هم به تنهایی و هم در همراهی با نقاره به کار می‌برند. سرنا و نقاره علاوه بر جنبه‌های خبری در همراهی با رقص‌های بومی نیز استفاده می‌شوند. علاوه بر سازهایی که نام بردیم، در بین مردم مازندران استفاده از سه تار، تار و تنبک نیز متداول است و بعضی از مردم بومی مازندران موسیقی‌های خود را با سازهای مذکور اجرا می‌کنند.

۵۳برگ ۵۳ از ۶۴رقص

رقص

رقص مازندرانی از نمونه رقص‌های شمال ایران می‌باشد که در استان مازندران توسط مردم تبری صورت می‌گیرد. رقص‌های مازندرانی دارای انواع مختلفی می‌باشد. دروم (تکدست)، چکه‌سما، رقص خرمن، رقص دُهُل، بینج سما، رقص لوچو و چو سما چند نمونه از مهم‌ترین رقص‌های مازندران می‌باشند.

۵۴برگ ۵۴ از ۶۴ورزش

ورزش

استان مازندران قطب ورزش کشور می‌باشد و این استان بیشترین تعداد مدال در رقابت‌های المپیکی، جهانی و آسیایی برای ایران به دست آورده است. یک سوم مدال‌های طلا المپیک توسط ورزشکاران مازندران به دست آمده است. پرافتخارترین ورزش مازندران ورزش ملی ایران کشتی است که در این بین جویبار را پایتخت کشتی ایران می‌نامند و ورزش‌های دیگری مانند ورزش‌های رزمی و توپی مانند والیبال، بسکتبال و فوتبال رونق بسیار در این استان داشته و یکی از قطب‌های ورزشی ایران و جهان به حساب می‌رود و همه ساله بیشترین قهرمان ایرانی در تورنمنت‌های مختلف از این استان است.

مهم‌ترین تیم‌های ورزشی مازندران در لیگ‌های ورزشی ایران؛ باشگاه فوتبال نساجی مازندران، باشگاه فوتسال شهروند ساری، باشگاه والیبال هراز آمل، باشگاه بسکتبال کوچین آمل هستند.

از مهم‌ترین ورزشگاه‌های مازندران می‌توان به ورزشگاه شهید وطنی قائم‌شهر، سالن سید رسول حسینی ساری و سالن پیامبر اعظم آمل اشاره نمود.

والیبال

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال کشور می‌باشد و شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می‌باشد. بخش قابل توجهی از ملی پوشان کشور از استان مازندران می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران با ۷ مدال، دومین تیم افتخارآفرین لیگ برتر والیبال ایران است. این تیم توانست در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا ۲۰۱۳ به عنوان قهرمانی آسیا برسد. همچنین شهری‌های ساری و بابل پس از آمل جز شهرهای والیبال خیز مازندران به حساب می‌آیند و همچنین باشگاه والیبال هورسان رامسر که توانست در فصل ۹۸–۹۹ به لیگ برتر والیبال ایران صعود کند.

۵۵برگ ۵۵ از ۶۴والیبال

والیبال نشسته

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال نشسته کشور می‌باشد. شهرهای ساری، قائم‌شهر، بابل، آمل، بهشهر، نوشهر و چالوس از مهم‌ترین قطب‌های والیبال نشسته کشور می‌باشند.

فوتبال

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم فوتبال کشور می‌باشد. استان مازندران دارای بیشترین تعداد فوتبالیست در لیگ برتر می‌باشد. استان مازندران با داشتن سه بازیکن در ترکیب اصلی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ دارای بیشترین سهم بود. امید ابراهیمی، رامین رضاییان و مرتضی پورعلی‌گنجی سه بازیکن مازندرانی تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ بوده‌اند.

تیم نساجی از پرطرفدارترین تیم‌های کشور می‌باشد که علاوه بر مازندران در استان‌های گلستان، سمنان، تهران، قزوین، البرز و غیره نیز دارای طرفداران پرشماری می‌باشد. نساجی باسابقه‌ترین باشگاه استان مازندران می‌باشد و در لیگ برتر خلیج فارس حضور دارد و شهر قائم‌شهر یکی از قطب‌های فوتبال کشور است.

فوتسال

استان مازندران دارای تیم فوتسال در لیگ برتر بود تیم باشگاه فوتسال شهروند ساری ۲۰ سال متوالی در لیگ برتر فوتسال کشور حاضر بوده است.

۵۶برگ ۵۶ از ۶۴بسکتبال

بسکتبال

در حال حاضر بسکتبال مازندران دو تیم در لیگ برتر دارد که یکی آورتا ساری و یکی کاله آمل است.

کشتی

کشتی در مازندران با پیشینه‌ای طولانی دارد و قهرمانان جهان و المپیک همچون امامعلی حبیبی، عبدالله موحد، عسگری محمدیان، مرادمحمدی، حسن رنگرز، مجید ترکان، قاسم رضایی، مهدی تقوی، کمیل قاسمی، محمدحسین محمدیان، علی سوادکوهی، حسن یزدانی، رضا یزدانی، محمدهادی ساروی و امیرحسین زارع یکی از پرطرفدارترین رشته‌های ورزشی در این خطه محسوب می‌شود به گونه ای که حدود ۱۰ درصد از باشگاه‌های فعال ورزشی در این استان به رشته کشتی اختصاص دارد و حدود نیمی از مدال‌های رنگارنگ میدان‌ها ی بین‌المللی ورزشی اعم از قهرمانی آسیا، جهان و المپیک در رشته‌های مختلف ورزشی مازندران مربوط به قهرمانان رشته کشتی است و نام نهادن پایتخت کشتی جهان بر روی جویبار یکی از شهرستان‌های استان مازندران نیز از همین جایگاه نشات گرفته است.

کشتی آزاد

استان مازندران قطب کشتی جهان می‌باشد و شهر جویبار پایتخت کشتی ایران می‌باشد. شهرهای جویبار، بابل، بابلسر، قائم‌شهر، ساری، سورک، نکا، بهشهر، خلیلشهر، رستمکلا، گلوگاه، لمراسک، زیرآب، پل سفید، کیاکلا، بهنمیر، فریدونکنار، امیرکلا، آمل، چمستان، رویان، نور، نوشهر، کجور، چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، سلمانشهر، عباس‌آباد و تنکابن از قطب‌های مهم کشتی آزاد در مازندران می‌باشند.

۵۷برگ ۵۷ از ۶۴کشتی

کشتی فرنگی

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی کشتی فرنگی ایران می‌باشد و شهرهای آمل و نوشهر در کنار اندیمشک جز سه قطب کشتی فرنگی ایران می‌باشند.

وزنه‌برداری

استان مازندران قطب اصلی وزنه‌برداری ایران می‌باشد. شهرهای قائم‌شهر، محمودآباد، ساری، ارطه و کیاکلا از قطب‌های اصلی وزنه‌برداری مازندران می‌باشد.

تکواندو

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم تکواندو کشور می‌باشد. شهرهای ساری، قائم‌شهر، بابل، آمل، جویبار، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از قطب‌های مهم تکواندو مازندران می‌باشند.

بوکس

استان مازندران یکی از قطب‌های بوکس کشور می‌باشد. شهرهای چمستان، نور، نوشهر، آمل، بابل، بابلسر، قائم‌شهر، ساری، نکا و بهشهر از قطب‌های مهم بوکس مازندران می‌باشند.

وشوو

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم وشوو کشور می‌باشد. شهرهای قائمشهر، محمودآباد، آمل، بابل، بابلسر، ساری، بهشهر، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از مهم‌ترین قطب‌های وشوو مازندران می‌باشند.

کاراته

استان مازندران یکی از قطب‌های کاراته کشور می‌باشد. شهرهای قائم‌شهر، ساری، بابل، آمل و عباس‌آباد از مهم‌ترین قطب‌های کاراته مازندران می‌باشند.

۵۸برگ ۵۸ از ۶۴پرورش

پرورش اندام

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی پرورش اندام کشور می‌باشد. شهرهای نوشهر، نور، چمستان، آمل، بابل، بابلسر، قائم‌شهر، جویبار، ساری، زیراب، پل سفید و بهشهر از مهم‌ترین قطب‌های پرورش اندام مازندران می‌باشند.

۵۹برگ ۵۹ از ۶۴آموزش

آموزش

نرخ سواد و آموزش

استان مازندران بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، با رقمی معادل ۹۷٫۶۳ درصد، و طبق آخرین آمار سال ۱۴۰۰، با نرخ کل ۹۹/۱۵ درصد، با ۹۷ درصد جمعیت باسواد، در رتبه اول باسوادترین استان ایران قرار دارد. همچنین مازندران رتبه دوم تعداد نخبگان کشور ایران را دارا می‌باشد.

وزارت علوم

دولتی

دانشگاه مازندران

دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

دانشگاه علم و فناوری مازندران

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

دانشگاه علوم و فنون دریایی امام خمینی

دانشگاه تخصصی فناوری‌های نوین آمل

دانشگاه علوم دریایی محمودآباد

دانشکده فنی و حرفه‌ای امام محمد باقر ساری

آموزشکده فنی و حرفه‌ای قدسیه ساری

آموزشکده فنی و حرفه‌ای امام خمینی بهشهر

آموزشکده فنی و حرفه‌ای ملاصدرا رامسر

غیردولتی

دانشگاه علوم و فنون مازندران

دانشگاه شمال

دانشگاه علامه محدث نوری

مؤسسه آموزش عالی ادیب مازندران

مؤسسه آموزش عالی هدف ساری

مؤسسه آموزش عالی روزبهان ساری

مؤسسه آموزش عالی سارویه

مؤسسه آموزش عالی مازیار رویان

مؤسسه آموزش عالی صنعتی مازندران

۶۰برگ ۶۰ از ۶۴مؤسسه

مؤسسه آموزش عالی مارلیک نوشهر

مؤسسه آموزش عالی پردیسان

مؤسسه آموزش عالی طبری بابل

مؤسسه آموزش عالی علوم و فناوری آریان

مؤسسه آموزش عالی آبان هراز آمل

مؤسسه آموزش عالی پارسا بابلسر

مؤسسه آموزش عالی رحمان رامسر

مؤسسه آموزش عالی کسری رامسر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم‌شهر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آیت الله آملی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن

دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل

دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهشهر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوادکوه

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نکا

دانشگاه آزاد اسلامی واحد جویبار

دانشگاه آزاد اسلامی مرکز محمودآباد

دانشگاه پیام نور مازندران-مرکز آمل

دانشگاه پیام نور مازندران-مرکز بهشهر

دانشگاه پیام نور مازندران-مرکز ساری

دانشگاه پیام نور مازندران-مرکز بابل

دانشگاه پیام نور مازندران-مرکز رامسر

وزارت بهداشت

دانشگاه علوم پزشکی مازندران

دانشگاه علوم پزشکی بابل

۶۱برگ ۶۱ از ۶۴دانشکده

دانشکده پرستاری آمل

دانشکده پرستاری بهشهر

دانشکده پرستاری رامسر

۶۲برگ ۶۲ از ۶۴حمل

حمل و نقل

سه محور اصلی ارتباط جاده‌ای استان مازندران به پایتخت عبارتند از:

جاده هراز (جاده ۷۷) که مهم‌ترین و پرترددترین مسیر ارتباطی استان به تهران است

جاده فیروزکوه که شرق استان را به مرکز کشور متصل می‌کند

جاده کندوان (چالوس) که غرب استان را به تهران و استان‌های مرکزی پیوند می‌دهد

علاوه بر این، پروژهٔ آزادراه تهران–شمال در دست ساخت است که پس از تکمیل، نقش مهمی در تسهیل ترانزیت کالا و مسافر میان پایتخت و استان‌های شمالی ایفا خواهد کرد.

راه‌آهن سراسری ایران بنادر دریای مازندران در شمال شرقی را به خلیج فارس در جنوب غربی کشور متصل می‌کند و از دو رشته کوه و همچنین رودخانه‌ها، ارتفاعات، جنگل‌ها و دشت‌ها و چهار منطقه آب و هوایی مختلف عبور می‌کند. ساخت این راه‌آهن به طول ۱٬۳۹۴ کیلومتر، در سال ۱۹۲۷ آغاز و در سال ۱۹۳۸ تکمیل گردید. از زمان احداث، راه‌آهن شمال نقش کلیدی در زندگی روستایی و شهری منطقه ایفا می‌کند. در عین حال، به‌طور مداوم به عنوان یک عامل مهم در معاملات تجاری و فرهنگی بین منطقه و سایر کشورهای نزدیک و دور خدمت کرده است. این راه‌آهن امروزه بخشی از میراث جهانی یونسکو در ایران است.

۶۳برگ ۶۳ از ۶۴بندر

بندر امیرآباد واقع در شهرستان بهشهر، به عنوان بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین بندر حاشیهٔ دریای مازندران، مهم‌ترین زیرساخت تجاری استان محسوب می‌شود. این بندر در فاصلهٔ ۳۳۰ کیلومتری تهران و ۵۵ کیلومتری ساری قرار دارد و به عنوان یکی از گره‌های اصلی کریدور بین‌المللی شمال–جنوب (INSTC) شناخته می‌شود. کریدور مذکور مسیری استراتژیک برای ترانزیت کالا از کشورهای اسکاندیناوی، قفقاز و آسیای مرکزی به خلیج فارس، دریای عمان، ترکیه، عراق، افغانستان و پاکستان محسوب می‌گردد. بندر امیرآباد همچنین در مسیر کریدور اروپا–قفقاز–آسیا (TRACECA) قرار دارد که آن را به یک مرکز لجستیک بین‌المللی تبدیل کرده است.

بندر امیرآباد منطقه ویژه اقتصادی هم هست و دارای اتصال مستقیم به شبکهٔ سراسری راه‌آهن ایران با پنج خط ریلی است که به اسکله‌های شرقی و غربی این بندر خدمات می‌دهند. زیرساخت‌های پیشرفته این بندر شامل محوطهٔ کانتینری به مساحت ۳۰ هزار مترمربع، تجهیزات مدرن تخلیه و بارگیری و تأسیسات ویژه برای تخلیه روغن‌های خوراکی و فرآورده‌های نفتی است. علاوه بر امیرآباد، استان مازندران دارای دو بندر تجاری دیگر، بندرهای نوشهر و فریدونکنار، نیز هست.

۶۴برگ ۶۴ از ۶۴
جاذبه‌های مازندران

دیدنی‌ها

همه (۹۹)←
۶۶ شهر

شهرها

ره‌آورد سفر

صنایع دستی و سوغات

بیشتر←

عمده‌ترین صنایع دستی استان مازندران عبارتند از: قالی بافی‌، گلیم بافی‌، ابریشم‌بافی‌، پارچه بافی‌، زیلو، جاجیم بافی‌، ظروف سفالی‌، ظروف و مجسمه‌های چوبی‌، نمد بافی و... که در سراسرمازندران به ویژه در نواحی جنگلی تولید و به بازار عرضه می‌شوند.

در میان صنایع دستی استان مازندران‌، روسری و لباس‌های ابریشمی‌، نمد و محصولات حصیری و چوبی‌معروفیت بیشتری دارند و به عنوان سوغاتی مورد توجه سیاحان داخلی و خارجی قرار می‌گیرند. محصولات‌صنایع دستی معمولاً در قسمت‌های ورودی و خروجی شهرهای استان عرضه می‌شود و منظره جالبی را به‌وجود می‌آورد.

مازندران | ایرانپدیا