پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«در کف شیر نر خونخواره ای --- غیر تسلیم و رضا کو چاره ای»
«در مجلس خود راه مده همچو منی را --- کافسرده دل افسرده کند انجمنی را»
«درم داران عالم را کرم نیست --- کریمان را بدست اندر درم نیست»
«در مسجده، نه کندنیست نه سوزوندنی»
«در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد»
«درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند»
«درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی»
«درویش را گفتند : در دکانت را ببند دهنش را هم گذاشت»
«در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده»
«دزدی که نسیم را بدزدد دزد است»
«دزد ، آب گرون میخوره»
«دزد بازار آشفته میخواهد»
«دزد باش و مرد باش»
«دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه»
«دزد حاضر و بز حاضر»
«دزد ناشی به کاهدون میزنه»
«دزدی ؟ آنهم شلغم»
«دست دکاندار تلخ است»
«دست بالای دست بسیار است . ( (در جهان پیل مست بسیار است ...))»
«دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده»
«دست بریده قدر دستِ بریده را میدونه»
«دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه»
«دست بیچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پیرهن دریدن نیست»
«دست بی هنر کفچه گدائیست»
«دست پشت سر نداره»
«دست پیش را گرفته که پس نیفته»
«دستت چربه، بمال سرت»
«دستت چو نمیرسد به خانم --- دریاب کنیز مطبخی را»
«دست تنگی بدتر از دلتنگی است»
«دست خالی برای تو سر زدن خوبه»