پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱٬۰۰۱ ضرب‌المثل

ضرب‌المثل‌ها

حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.

«بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد»
«بز گر از سر چشمه آب میخوره»
«به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه»
«به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم»
«بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده»
«بعد از هفت کره، ادعای بکارت»
«بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه»
«به کیشی آمدند به فیشی رفتند»
«به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش»
«به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد»
«به کک بنده که رقاص خداست»
«بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم»
«بگیر و ببند بده دست پهلوون»
«بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل»
«به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده»
«بماه میگه تو در نیا من در میام»
«به مرغشون کیش نمیشه گفت»
«به مرگ میگیره تا به تب راضی بشه»
«بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده»
«بهر کجا که روی آسمان همین رنگ است»
«به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد»
«به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد»
«بمیر و بدم»
«به گاو و گوسفند کسی کاری نداره»
«پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد»
«پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو»
«پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست»
«پز عالی، جیب خالی»
«پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه»
«پس از قرنی شنبه به نوروز میافته»