۱٬۰۰۱ ضربالمثل
ضربالمثلها
حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.
«رحمت بکفن دزد اولی»
«رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست»
«رستم است و یکدست اسلحه»
«رستم در حمام است»
«رستم صولت و افندی پیزی»
«رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . ( (نریخت درد می و محتسب ز دیر گذشت ...)) ( (آصفی هروی))»
«رطب خورده کی منع رطب چون کند»
«رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد»
«رفت به نان برسه بجان رسید»
«رفتم ثواب کنم کباب شدم»
«رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید»
«رفتم شهر کورها ، دیدم همه کور، منهم کور»
«رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه»
«رند را بند و قحبه را پند سود نکند»
«رنگم ببین و حالمو نپرس»
«روبرو خاله و پشت سر چاله»
«روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد»
«روز از نو، روزی از نو»
«روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند»
«روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد . ( (قائم مقام فراهانی))»
«روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام»
«روزی به قدمه»
«روزی گریه دست زن شلخته است»
«روضه خوان پشمه چال است»
«روغن چراغ ریخته وقف امامزاده»
«روغن روی روغن میره ، بلغور، خشک میمونه»
«رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز --- تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی . ( (عبید زاکانی))»
«روی گدا سیاهه ولی کیسه اش پره»
«ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت»
«ریش و قیچی هر دو در دست شماست»