۱٬۰۰۱ ضربالمثل
ضربالمثلها
حکمت کوچه و بازار؛ هر مثل یک داستان دارد.
«چه مردی بود کز زنی کم بود»
«چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره»
«چیزی که عوض داره گله نداره»
«خار را در چشم دیگران می بینه و تیر را در چشم خودش نمی بینه»
«خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود»
«خاک خور و نان بخیلان مخور ! ( (... خار نه ای زخم ذلیلان مخور))»
«خاک کوچه برای باد سودا خوبه»
«خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا»
«خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده»
«خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز»
«خاله سوسکه به بچه اش میگه : قربون دست و پای بلوریت»
«خانه ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست»
«خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه»
«خانه خرس و بادیه مس»
«خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست»
«خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب»
«خانه قاضی گردو بسیاره ، شماره هم داره»
«خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم»
«خانه نشینی بی بی از بی چادریست»
«خانه همسایه آش می پزند بمن چه»
«خدا به آدم گدا، نه عروسی بده نه عزا»
«خدا برف را به اندازه بام میده»
«خدا جامه میدهد کو اندام ؟ نان میدهد کو دندان»
«خدا خر را شناخت، شاخش نداد»
«خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی»
«خدا دیر گیره، اما سخت گیره»
«خدا را بنده نیست»
«خدا روزی رسان است، اما اِهنی هم می خواد»
«خدا سرما را بقدر بالا پوش میده»
«خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله ها پر بشه»