پرش به محتوا
ایرانپدیا
عجب شیر
۰ جاذبه· پیش‌شماره ۰۴۱

عجب شیر

عَجَب‌شیر شهری در جنوب‌غربی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان عجب‌شیر است. این شهر در شرق دریاچه ارومیه و در دامنه‌های جنوب‌غربی کوه سهند قرار دارد و از شهرهای جنوبی استان آذربایجان شرقی به‌شمار می‌رود. بر پایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۵، عجب‌شیر ۳۳٬۶۰۶ نفر جمعیت داشته است. مردم شهر عمدتاً به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و بیشتر جمعیت آن مسلمان و پیرو شیعه دوازده‌امامی هستند. عجب‌شیر از نظر اداری مرکز شهرستانی با همین نام است که حدود ۷۳۸ کیلومتر مربع وسعت دارد.

اقتصاد منطقه عمدتاً بر کشاورزی، باغداری، صنایع کوچک و فعالیت‌های خدماتی استوار است. قرارگیری شهرستان در مجاورت دریاچه ارومیه و دامنه‌های سهند، تنوعی از چشم‌اندازهای طبیعی و جاذبه‌های گردشگری را در آن پدید آورده است؛ از جمله بندر رحمانلو، سد قلعه‌چای و مناطق طبیعی هرگلان. همچنین عجب‌شیر به‌دلیل وجود تأسیسات و مراکز نظامی، از جمله پادگان عجب‌شیر، در سطح منطقه شناخته شده است.

۱برگ ۱ از ۹۴وجه

وجه تسمیه

دربارهٔ ریشه نام و وجه تسمیه عجب‌شیر دیدگاه‌ها و روایت‌های گوناگونی در منابع محلی و نوشته‌های مربوط به تاریخ منطقه مطرح شده است. بااین‌حال، برای منشأ دقیق این نام تاکنون اجماع زبان‌شناختی یا تاریخی روشنی ارائه نشده است و شماری از روایت‌های رایج بیشتر جنبهٔ داستانی یا محلی دارند.

یکی از روایت‌های عامیانه، نام عجب‌شیر را به زبیده‌خاتون، همسر هارون‌الرشید، نسبت می‌دهد. بر اساس این روایت، زبیده‌خاتون هنگام سفر به سوی تبریز در این منطقه توقف کرد و چوپانی برای او کاسه‌ای شیر آورد. گفته می‌شود او پس از نوشیدن شیر، از کیفیت آن شگفت‌زده شد و گفت «عجب شیری». بر پایهٔ این روایت، عبارت مذکور بعدها منشأ نام محل دانسته شده است. این داستان در منابع محلی نقل شده، اما سند تاریخی مستقلی که حضور زبیده‌خاتون در محل کنونی عجب‌شیر یا ارتباط این رویداد با نام شهر را اثبات کند، ارائه نشده است.

در برخی روایت‌های عامیانهٔ، نام عجب‌شیر به شیری بزرگ نسبت داده شده است که گفته می‌شود در گذشته در این ناحیه زندگی می‌کرده یا به این منطقه سفر می‌کرده و به سبب بزرگی یا شهرت آن، مردم از آن با شگفتی یاد می‌کرده‌اند. بر پایهٔ این روایت، جزء «شیر» در نام شهر مستقیماً به جانور شیر اشاره دارد. بااین‌حال، برای وجود چنین شیری و ارتباط آن با نام عجب‌شیر، سند تاریخی مستقلی یافت نشده است و این روایت را نمی‌توان به‌عنوان ریشه‌شناسی قطعی نام شهر پذیرفت.

۲برگ ۲ از ۹۴در

در دیدگاهی دیگر که در برخی نوشته‌های محلی مطرح شده، نام عجب‌شیر با واژهٔ «اَپَخشیر» در متون اوستایی مرتبط دانسته شده است. بر پایهٔ این دیدگاه، «اَپَخشیر» که در فروردین‌یشت از آن یاد شده، ممکن است نام کهن این ناحیه بوده باشد و در دوره‌های بعدی صورت‌هایی مانند «اَبغشیر» یا «اَبگشیر» پیدا کرده و سرانجام به «عجب‌شیر» تبدیل شده باشد. این دیدگاه همچنین با جغرافیای تاریخی آذربایجان و جایگاه آتشکدهٔ آذرگشنسب در مراغه پیوند داده شده است.

روایت دیگری نام عجب‌شیر را به مسجد جامع شیرلوی عجب‌شیر مرتبط دانسته است. در این دیدگاه، «شیرلی» در گویش محلی به ویژگی‌های رنگ‌آمیزی و نقش‌ونگار مسجد اشاره دارد و برخی منابع نیز احتمال داده‌اند که نام مسجد به رنگ‌آمیزی عناصر چوبی آن مربوط باشد. بااین‌حال، این توضیح در درجهٔ نخست دربارهٔ وجه تسمیهٔ مسجد شیرلو است و مدرکی مستقل برای اینکه نام شهر «عجب‌شیر» از نام این مسجد گرفته شده باشد، ارائه نمی‌کند. مسجد جامع شیرلو عجب‌شیر در سال ۱۳۴۸ با شمارهٔ ۸۷۸ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

۳برگ ۳ از ۹۴نظریهٔ

نظریهٔ منصور رهبری

براساس کتاب امیر چهره‌گشا، «عجب‌شیر در گذر زمان»، یکی از معدود تلاش‌های نسبتاً مفصل برای بررسی زبان‌شناختی نام عجب‌شیر، مقالهٔ منصور رهبری با عنوان «تحقیقی پیرامون نام شهر عجب‌شیر» است که در منابع محلی بازنشر شده است. رهبری صورت «عجب» را به صورت تاریخیِ پیشنهادیِ «اَج‌اَب» تحلیل می‌کند و آن را متشکل از دو جزء «اَج» (Ac) و «اَب» (Ab) می‌داند که احتمالا مربوط به زبان خلق کوتی باشد. در این دیدگاه، جزء «اَب» به زبان سومری نسبت داده شده و به معنای «در» یا «دروازه» تفسیر می‌شود. سپس نویسنده با مقایسهٔ شماری از نام‌های جغرافیایی، احتمال می‌دهد که «اَج‌اَب» مفهومی مانند «آبادی یا شهرِ دروازه‌دار» داشته باشد.

در ادامهٔ این نظریه، رهبری جزء «شیر» را نیز به دو صورت احتمالی بررسی می‌کند: در یک احتمال، «شیر» به نام یک طایفه یا گروه انسانی نسبت داده می‌شود و «اَج‌اَب‌شیر» معنایی نزدیک به «شهرِ دروازه‌دارِ طایفهٔ شیر» پیدا می‌کند؛ در احتمال دیگر، «شیر» با واژه‌ای به معنای «شهر» یا «فرمانروا» مرتبط دانسته می‌شود و معنایی مانند «شهرِ دروازه‌دارِ فرمانروا» یا «تختگاه فرمانروا» پیشنهاد می‌شود. خود این دیدگاه قطعی ارائه نشده و در پایان بحث نیز بر ضرورت پژوهش بیشتر دربارهٔ ریشه‌شناسی نام‌های جغرافیایی تأکید شده است.

۴برگ ۴ از ۹۴مشاهیر

مشاهیر

روفیا سلوکی، معروف به ماه‌جهان سلوکی، از بازیگران شناخته شده سینما و تئاتر ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۳۰ بود که در ۱۴ فروردین ۱۳۰۹ در شیشوانِ عجب‌شیر به دنیا آمد. او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۴ با فیلم «امیر ارسلان نامدار» آغاز کرد و در چندین فیلم سینمایی از جمله «رستم و سهراب» و «شب‌نشینی در جهنم» به ایفای نقش پرداخت. روفیا پس از حدود ۱۲ سال و بازی در ۹ فیلم، از شغل بازیگری کناره گرفت و به استرالیا مهاجرت کرد. او در ۲۵ مرداد ۱۴۰۲ در استرالیا درگذشت.

امیر چهره‌گشا نویسنده، پژوهشگر و تاریخ‌پژوه اهل عجب‌شیر است که بخش مهمی از فعالیت‌های خود را به مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ آذربایجان به‌ویژه تاریخ شهرستان عجب‌شیر و مناطق پیرامون آن اختصاص داده است. او در سال ۱۳۵۸ متولد شده و در مقطع کارشناسی در رشتهٔ فیزیک اتمی در دانشگاه تربیت معلم تبریز تحصیل کرده است. سپس در رشتهٔ تاریخ ایران در دورهٔ پس از اسلام به تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی پرداخته است.

چهره‌گشا فعالیت پژوهشی خود را در حوزه‌های تاریخ، فرهنگ و ادبیات آذربایجان دنبال کرده و با نشریات منطقه‌ای همکاری داشته است. از آثار منتشرشدهٔ او می‌توان به کتاب‌های «سهند دونیاسی»، «آتالاردان چاتان سسلر»، «زندانی زمان»، «ائل قایغی‌سی»، «فیزیک نور»، «عجب‌شیر در گذر زمان» و «پیشگامان تاریخ و فرهنگ آذربایجان» اشاره کرد.

۵برگ ۵ از ۹۴مهم‌ترین

مهم‌ترین اثر او دربارهٔ زادگاهش، کتاب «عجب‌شیر در گذر زمان» است که به تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، میراث تاریخی و تحولات اجتماعی منطقهٔ عجب‌شیر می‌پردازد. در معرفی این کتاب آمده است که نویسنده در آن به تاریخ و زبان مردم آذربایجان، سیمای عمومی شهرستان عجب‌شیر، گزارش‌های سیاحان و مورخان دربارهٔ منطقه، تحولات تاریخی عجب‌شیر و میراث فرهنگی و گردشگری آن پرداخته است.

او همچنین در زمینهٔ تاریخ معاصر عجب‌شیر و تاریخ روستاها و مناطق پیرامون آن پژوهش کرده است. از دیگر آثار مرتبط با این حوزه، کتاب «عجب‌شیر از منظر دیگران» است که بر بررسی سفرنامه‌ها و گزارش‌های تاریخی مربوط به منطقهٔ دیزج‌رود و جغرافیای تاریخی آن تمرکز دارد.

او همچنین مدیرمسئول انتشارات ندای سهند است. این انتشارات در زمینهٔ انتشار آثار تاریخی، فرهنگی و ادبی، به‌ویژه دربارهٔ آذربایجان، فعالیت دارد. از آثار شناخته‌شدهٔ انتشارات ندای سهند می‌توان به ترجمه کتاب «شهرهای هوشمند»، «تبریز در گرداب سایه‌ها» و «مدیریت شهری» اشاره کرد.

علی عجب‌شیرزاده، استاد و پژوهشگر حوزهٔ نجوم و اخترفیزیک بوده و با دانشگاه تبریز و مرکز تحقیقات نجوم و اخترفیزیک مراغه همکاری داشته است. از فعالیت‌های او در آموزش نجوم، تربیت دانشجویان و گسترش نجوم آماتوری و رصدی یاد شده است، و همچنین تهیه و تدوین تقویم سالانه توسط ایشان انجام می‌گیرد.

۶برگ ۶ از ۹۴میر

میر قنبر حیدری شیشوانی از اهالی شیشوان در شهرستان عجب‌شیر بود و زندگی تحصیلی بسیار غیرمعمولی داشت. طبق گزارش منتشرشده، در سال ۱۳۰۹ متولد شد، در دبیرستان لقمان تبریز تحصیل کرد، سپس آموزگار شد و سال‌ها در فرمانداری عجب‌شیر کار کرد. پس از بازنشستگی نیز تحصیل را رها نکرد و سرانجام پس از سال‌ها تلاش در دانشگاه آزاد پذیرفته شد. حتی در سنین بسیار بالا نیز در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کرد و به‌عنوان یکی از مسن‌ترین داوطلبان کنکور شناخته شد و بعدها فیلمی با نام رئیس‌جمهور میرقنبر، به کارگردانی محمد شیروانی، از فراز و نشیب‌های زندگی او ساخته شد که برنده جایزه عالی بخش جریان‌های جدید آسیایی در سال ۲۰۰۵، و جایزه محبوب تماشاگران در سال ۲۰۰۷ شد. او در ۲ مرداد ۱۳۹۸، در سن ۸۹ سالگی، با لقب مسن‌ترین دانشجوی کشور در شهرستان عجب‌شیر در گذشت.

صفر قهرمانیان، معروف به «صفرخان»، از چهره‌های سیاسی و نظامی برخاسته از شیشوانِ عجب‌شیر بود. او در خانواده‌ای کشاورز در سال ۱۳۰۰، در شیشوانِ عجب‌شیر متولد شد و پس از گذراندن دوره‌ای از تحصیل در عجب‌شیر، به کشاورزی پرداخت. از اوایل دههٔ ۱۳۲۰ وارد فعالیت‌های اعتراضی علیه مالکان بزرگ و نظام ارباب-رعیتی شد و در سال ۱۳۲۴ به فرقهٔ دموکرات آذربایجان پیوست. سپس در نیروهای نظامی حکومت خودمختار آذربایجان فعالیت کرد. پس از سقوط حکومت خودمختار در ۱۳۲۵ به عراق گریخت، در ادامه بازداشت و به ایران بازگردانده شد و در دادگاه نظامی به حبس ابد محکوم گردید. او تا انقلاب ۱۳۵۷ در زندان بود و پس از حدود ۳۲ سال آزاد شد. قهرمانیان در ۱۹ آبان ۱۳۸۱ در تهران درگذشت.

۷برگ ۷ از ۹۴حسینقلی‌خان

حسینقلی‌خان گنجه‌ای شیشوانی از اهالی روستای شیشوان در منطقه عجب‌شیر بود که در جریان تحولات پس از شهریور ۱۳۲۰ به یکی از چهره‌های مسلح محلی در منطقه عجب‌شیر و بناب تبدیل شد. درباره پیشینه خانوادگی او، منابع محلی وی را از خانواده‌های «گنجه‌ای» شیشوان معرفی کرده‌اند و حضور این خانواده در شیشوان را به مهاجرت گروه‌هایی از ناحیه گنجه در دوره قاجار نسبت داده‌اند؛ این بخش بیشتر بر روایت‌های محلی استوار است.

حسینقلی‌خان پیش از شهریور ۱۳۲۰ مدتی در دوره رضاشاه زندانی بود و پس از آزادی در شهریور ۱۳۲۰، هم‌زمان با تضعیف اقتدار حکومت مرکزی و دستگاه انتظامی در آذربایجان، در منطقه عجب‌شیر و بناب گروهی از افراد مسلح را گرد خود آورد. منابع موجود درباره ماهیت فعالیت او دو روایت متفاوت ارائه می‌کنند. در یک روایت، او مخالف مالکان بزرگ و حکومت مرکزی معرفی شده و گفته شده است که اموال و غلات برخی مالکان را میان روستاییان تقسیم می‌کرد؛ در روایت دیگر، او عامل ناامنی، اخاذی و غارت اموال مردم و مالکان معرفی شده است.

شیشوان پایگاه اصلی فعالیت او بود و حوزه فعالیتش به عجب‌شیر، بناب و مناطق پیرامون گسترش یافت. یکی از منابع تاریخی محلی از درگیری افراد او با نیروهای دولتی در بناب و ایجاد ناامنی در آن منطقه گزارش کرده و به گزارشی اداری درباره فعالیت نیروهای وابسته به حسینقلی‌خان در بناب استناد کرده است. همچنین در روایت‌های محلی از خلع سلاح پاسگاه‌های ژاندارمری عجب‌شیر، شیشوان و رحمانلو در جریان فعالیت‌های او یاد شده است.

۸برگ ۸ از ۹۴حسینقلی‌خان

حسینقلی‌خان سرانجام توسط نیروهای دولتی دستگیر شد. منابع محلی گزارش کرده‌اند که پس از بازداشت و محاکمه، به اعدام محکوم شد و حکم در بناب اجرا شد.

۹برگ ۹ از ۹۴جغرافیا

جغرافیا

شهرستان عجب‌شیر در جنوب‌غربی استان آذربایجان شرقی و در شرق دریاچه ارومیه واقع شده است. این شهرستان از شمال با شهرستان‌های اسکو و آذرشهر، از شرق با مراغه، از جنوب با بناب و از غرب با دریاچهٔ ارومیه هم‌مرز است. شهرستان در محدودهٔ گذار میان دشت‌های پیرامون دریاچهٔ ارومیه و دامنه‌های جنوبی سهند قرار گرفته است. بخش‌های شرقی و شمال‌شرقی شهرستان ساختاری کوهستانی‌تر دارند، در حالی که بخش‌های غربی به دشت و پهنهٔ پیرامون دریاچهٔ ارومیه نزدیک می‌شوند. ساختار طبیعی شهرستان از دشت‌های کشاورزی در بخش‌های غربی تا ارتفاعات و دره‌های کوهستانی در شرق و جنوب‌شرقی امتداد دارد.

رودخانه قلعه‌چای مهم‌ترین رودخانهٔ منطقه است و در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها، باغ‌ها و اراضی کشاورزی حوزهٔ عجب‌شیر نقش داشته است. این رودخانه از ارتفاعات سهند به سوی دشت جریان می‌یابد و در مسیر خود از مناطق کوهستانی، باغ‌ها و روستاهای مختلف عبور می‌کند. سد قلعه‌چای نیز در همین حوزه قرار دارد و علاوه بر نقش خود در مدیریت و تأمین آب کشاورزی، بخشی از چشم‌انداز طبیعی و گردشگری منطقه را تشکیل می‌دهد.

۱۰برگ ۱۰ از ۹۴یکی

یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های طبیعی شهرستان، نواحی کوهستانی پیرامون هرگلان است. این ناحیه در دامنه‌های سهند قرار گرفته و دارای دره‌ها، مراتع، چشمه‌ها و آبشارهای متعدد است. آبشار شرشر هرگلان از شناخته‌شده‌ترین آبشارهای این منطقه است که در ارتفاعات بالادست روستای هرگلان قرار دارد. ارتفاع محل آبشار حدود ۲۵۲۰ متر از سطح دریا گزارش شده و ارتفاع خود آبشار نیز در برخی منابع حدود ۵۰ متر ذکر شده است.

جغرافیای عجب‌شیر تنها به پدیده‌های طبیعی محدود نمی‌شود و در بسیاری از نقاط، آثار تاریخی در ارتباط مستقیم با ساختار کوهستانی و دره‌های منطقه قرار گرفته‌اند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها قلعه ضحاک است که در ارتفاعات مشرف به محدودهٔ روستاهای بارازلو و ینگجه و در ارتباط با حوزهٔ قلعه‌چای قرار دارد. این محوطه دارای آثار و شواهدی از دوره‌های مختلف تاریخی است و در بررسی‌های انجام‌شده، دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی برای آن مطرح شده است.

از دیگر عناصر مهم جغرافیای تاریخی منطقه، کتیبه اورارتویی جوان‌قلعه است. این کتیبه در نزدیکی روستای جوان‌قلعه، در دامنهٔ کوه و در محدودهٔ رودخانهٔ قلعه‌چای بر روی صخره‌ای طبیعی حک شده است. کتیبه در سال ۱۳۸۲ با شمارهٔ ۹۴۷۷ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد و از مهم‌ترین شواهد مکتوب مربوط به پیشینهٔ تاریخی حوزهٔ قلعه‌چای به‌شمار می‌رود.

۱۱برگ ۱۱ از ۹۴در

در کنار کتیبهٔ جوان‌قلعه، وجود محوطه‌ها و استقرارگاه‌های باستانی متعدد در شهرستان، از جمله کول‌تپه، حوری قالاسی و دیگر محوطه‌های پیرامون قلعه‌چای، نشان می‌دهد که دره‌ها و مسیرهای طبیعی منطقه از گذشته‌های دور برای استقرار انسان اهمیت داشته‌اند. به این ترتیب، در عجب‌شیر ارتباط نزدیکی میان جغرافیای طبیعی، منابع آب، مسیرهای ارتباطی و پراکندگی آثار تاریخی دیده می‌شود.

در بخش غربی شهرستان، بندر رحمانلو در مجاورت دریاچهٔ ارومیه قرار دارد. این ناحیه از مهم‌ترین چشم‌اندازهای مرتبط با دریاچه در شهرستان عجب‌شیر است و از نظر طبیعی و گردشگری اهمیت دارد.

آب‌وهوا

شهرستان عجب‌شیر در جنوب‌غربی استان آذربایجان شرقی و در شرق دریاچهٔ ارومیه قرار دارد. موقعیت جغرافیایی شهرستان، قرارگیری در دامنه‌های جنوبی ارتفاعات سهند و وجود دشت‌ها و جلگه‌های پیرامون رودخانهٔ قلعه‌چای، در شکل‌گیری ویژگی‌های آب‌وهوایی آن نقش دارد. شهر عجب‌شیر نیز در ارتفاع حدود ۱۳۰۰ متر از سطح دریا قرار گرفته است. داده‌های اقلیمی بلندمدت، آب‌وهوای عجب‌شیر را در ردهٔ نیمه‌خشک سرد یا BSk در طبقه‌بندی کوپن–گایگر قرار می‌دهند.

۱۲برگ ۱۲ از ۹۴آب‌وهوای

آب‌وهوای عجب‌شیر دارای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های سرد است. بر پایهٔ داده‌های اقلیمی دورهٔ ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰، میانگین دمای سالانهٔ عجب‌شیر حدود ۱۳٫۸ درجهٔ سلسیوس و میانگین بارش سالانه حدود ۲۹۶ میلی‌متر بوده است. گرم‌ترین ماه در این مجموعهٔ آماری اوت با میانگین حدود ۲۶٫۲ درجهٔ سلسیوس و سردترین ماه ژانویه با میانگین حدود ۰٫۱ درجهٔ سلسیوس بوده است. بیشترین میانگین بارش ماهانه نیز در آوریل با حدود ۵۸ میلی‌متر و کمترین آن در اوت با حدود ۲ میلی‌متر ثبت شده است.

بارش در عجب‌شیر توزیع یکنواختی در طول سال ندارد و بخش عمدهٔ آن در نیمهٔ سرد سال و فصل بهار رخ می‌دهد. داده‌های اقلیمی نشان می‌دهند دورهٔ پربارش تقریباً از اواسط اکتبر تا پایان مه ادامه دارد و آوریل معمولاً پربارش‌ترین ماه است؛ در مقابل، از اواخر بهار تا اوایل پاییز میزان بارش به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد و ژوئیه و اوت از خشک‌ترین ماه‌های سال هستند. در اوت میانگین روزهای دارای بارش بسیار اندک است.

در فصل زمستان، به دلیل ارتفاع نسبتاً زیاد منطقه و ورود توده‌های هوای سرد شمالی و سیبری، دما می‌تواند به زیر صفر برسد و بخشی از بارش‌ها به صورت برف رخ دهد. در مقابل، در تابستان آسمان معمولاً صاف‌تر و میزان رطوبت و بارش کمتر است. داده‌های اقلیمی نشان می‌دهند ماه‌های ژوئن تا اوت از خشک‌ترین و آفتابی‌ترین دوره‌های سال هستند.

۱۳برگ ۱۳ از ۹۴از

از نظر بارش‌های حدی نیز عجب‌شیر در معرض بارش‌های رگباری، تندباد و سیلاب قرار دارد. قرار گرفتن بخش‌هایی از شهرستان در دشت و حوضهٔ آبریز دریاچهٔ ارومیه و وجود رودخانه‌ها و مسیل‌های منطقه باعث می‌شود بارش‌های شدید کوتاه‌مدت بتوانند به رواناب و سیلاب منجر شوند. در منابع مربوط به جغرافیای طبیعی آذربایجان شرقی نیز بخش‌هایی از محدودهٔ شرقی دریاچهٔ ارومیه، از جمله عجب‌شیر، در شمار مناطق سیل‌گیر استان معرفی شده‌اند.

باد نیز از عناصر مؤثر در آب‌وهوای منطقه است. آب‌وهوای آذربایجان شرقی تحت تأثیر توده‌های هوای سرد شمالی و سیبری و همچنین توده‌های هوای مرطوب غربی و مدیترانه‌ای قرار دارد و ناهمواری‌های سهند و دیگر ارتفاعات منطقه در مسیر و ویژگی بادهای محلی اثر می‌گذارند.

مجاورت با دریاچهٔ ارومیه نیز از عوامل جغرافیایی مؤثر بر شرایط محلی است، اگرچه اثر آن در عجب‌شیر به اندازهٔ مناطق ساحلی مستقیم نیست. از سوی دیگر، ارتفاعات سهند و اختلاف ارتفاع میان دشت و مناطق کوهستانی باعث ایجاد تفاوت‌های محلی در دما، بارش و طول دورهٔ یخبندان می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان آب‌وهوای تمام شهرستان را با یک مقدار دما یا بارش واحد توصیف کرد.

۱۴برگ ۱۴ از ۹۴از

از نظر روندهای اقلیمی، داده‌های بازسازی‌شدهٔ بلندمدت برای نقطهٔ شهری عجب‌شیر افزایش دما را در دهه‌های اخیر نشان می‌دهند. یک مجموعهٔ دادهٔ مبتنی بر ERA۵، افزایش حدود ۳ درجهٔ سلسیوس میان سال‌های ۱۹۴۰ و ۲۰۲۵ را گزارش کرده است؛ با این حال، این مقدار حاصل دادهٔ بازتحلیل اقلیمی است و نباید آن را با اندازه‌گیری مستقیم یک ایستگاه هواشناسی یکسان دانست. پژوهش‌های مربوط به دشت عجب‌شیر نیز از کاهش سطح آب زیرزمینی، کاهش بارش در برخی دوره‌ها و افزایش فشار بر منابع آب سخن گفته‌اند.

محله‌ها و معابر

بافت شهری عجب‌شیر از نظر تاریخی به چند محله و محدودهٔ شهری تقسیم شده است. بافت قدیمی شهر شامل محله‌های دیزج، تپه، پایین (اولیا)، حمام‌کوچه و سعدآباد بوده است. این پنج محله هستهٔ تاریخی شهر را تشکیل می‌دادند و ساختار معابر آن‌ها عمدتاً ارگانیک، باریک و پیچ‌درپیچ بوده است. چهار معبر اصلی بافت قدیم نیز به فضای مرکزی شهر متصل می‌شدند. مسجد شیرلو و بازار سرپوشیده عجب‌شیر از عناصر مهم این بخش از شهر به‌شمار می‌رفتند.

۱۵برگ ۱۵ از ۹۴در

در روند گسترش شهر، محلهٔ بی‌سیم به‌عنوان بافت میانی و پس از آن شهرک انقلاب، شهرک میلاد، شهرک مهدیه و کوی جانبازان به‌عنوان بخش‌هایی از بافت جدید شکل گرفتند. کوی پاسگاه و شهرک ولیعصر نیز در زمرهٔ محدوده‌های حاشیه‌ای توسعهٔ شهر قرار گرفته‌اند.

از جمله خیابان‌ها و محورهای شهری نام‌برده‌شده در منابع شهری عجب‌شیر می‌توان به خیابان امام خمینی، خیابان ارتش، خیابان آزادگان، خیابان شهریار، خیابان جهاد، خیابان شریعتی، خیابان شهید قهاری، خیابان شهید مفتح، خیابان کبودان و خیابان عصمتیه اشاره کرد. همچنین خیابان ترمینال شرق، ورودی شیشوان، ورودی شهر از سمت بناب و بلوار شهید زنده‌دل از محورهای مهم ارتباطی و شهری عجب‌شیر هستند.

در بخش مرکزی شهر، طرح پیاده‌راه هستهٔ مرکزی نیز در چند مرحله اجرا شده است؛ یکی از مسیرهای آن از میدان نماز تا ابتدای عصمتیه و سپس از تقاطع عصمتیه تا ابتدای خیابان کبودان و از آنجا تا تقاطع شاکری تعریف شده است. در همین محدوده، مسیر کوچه دیندار تا شاکری نیز به‌عنوان یکی از مسیرهای مورد نیاز برای مسیرگشایی مطرح شده است.

۱۶برگ ۱۶ از ۹۴از

از دیگر معابر و محدوده‌های می‌توان به کوی مقدس، کوی مهدیه، ورودی شهرک ولیعصر، معابر مسکن مهر، کوچه بوستان ۷ و کوچه بوستان ۹ اشاره کرد. در داده‌های نقشه‌ای شهر نیز محدوده‌هایی مانند شهرک میلاد و میدان بسیج ثبت شده‌اند و از عناصر شاخص شهری عجب‌شیر به‌شمار می‌روند.

۱۷برگ ۱۷ از ۹۴مردم

مردم و میراث فرهنگی

فرهنگ عجب‌شیر متأثر از پیشینهٔ تاریخی، شرایط جغرافیایی و طبیعی، و سابقهٔ دیرینهٔ زندگی روستایی و کشاورزی در منطقه شکل گرفته است. ترکی آذربایجانی زبان رایج میان مردم شهرستان است و آیین‌ها و مراسم مذهبی، سنت‌های خانوادگی، موسیقی و دیگر جلوه‌های فرهنگ محلی در زندگی اجتماعی مردم منطقه جایگاه دارند.

میراث فرهنگی عجب‌شیر مجموعه‌ای از آثار و عناصر ملموس و ناملموس را دربر می‌گیرد. در بخش میراث ملموس، افزون بر بناها و محوطه‌های تاریخی ثبت‌شده، می‌توان به بافت‌های تاریخی روستاها و شهر، خانه‌های سنتی، مساجد، حمام‌ها، پل‌ها، گورستان‌ها و محوطه‌های باستانی اشاره کرد. وجود محوطه‌هایی از دوره‌های پیش از اسلام و همچنین بناهایی متعلق به دوره‌های اسلامی، قاجار و پهلوی، نشان‌دهندهٔ تداوم سکونت و شکل‌گیری لایه‌های گوناگون تاریخی در منطقه است.

آیین پولکه شیشوان

آیین پولکه یا پولکه تولاماخ، یکی از آیین‌های سنتی و مذهبی مرتبط با عاشورا در شیشوان، از روستاهای تاریخی شهرستان عجب‌شیر در استان آذربایجان شرقی است. این آیین که به صورت نوعی مشعل‌گردانی و چرخاندن گوی‌های آتشین برگزار می‌شود، از آیین‌های شاخص عزاداری در جنوب آذربایجان شرقی به شمار می‌رود. پولکه شیشوان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت شده و در منابع خبری و فرهنگی به عنوان یکی از ۹ آیین عاشورایی ثبت‌شده استان آذربایجان شرقی معرفی شده است.

۱۸برگ ۱۸ از ۹۴نام

نام و معنا

واژهٔ «پولکه» در این آیین به گوی یا توپ آتشینی گفته می‌شود که از پارچه ساخته شده و با سیم یا زنجیر بسته می‌شود. این گوی پس از آغشته‌شدن به مادهٔ سوختنی، در جریان مراسم به صورت مشعل چرخانده می‌شود. «پولکه تولاماخ» نیز در منابع به معنای مشعل‌گردانی یا چرخاندن پولکه آمده است.

زمان برگزاری

این آیین در ایام ماه محرم و هم‌زمان با تاسوعا و عاشورا برگزار می‌شود. گزارش‌های مختلف درباره زمان دقیق اجرای آن تفاوت‌هایی دارند؛ برخی منابع از شب‌های نزدیک به تاسوعا و شب تاسوعا و برخی دیگر از دو شب تاسوعا و عاشورا یاد کرده‌اند. در گزارش‌هایی درباره شیوهٔ برگزاری در شیشوان، شب تاسوعا به عنوان زمان اجرای «پولکه کوچک» و شب عاشورا به عنوان زمان اجرای «پولکه بزرگ» معرفی شده است.

شیوهٔ برگزاری

در آغاز مراسم، یک مشعل بزرگ در میدان اصلی شیشوان و در نزدیکی مسجد اصلی برپا می‌شود. سپس مشعل‌ها و پولکه‌های کوچک‌تر که به محله‌های مختلف تعلق دارند، به سوی میدان اصلی آورده می‌شوند. پولکه‌ها پس از روشن‌شدن، توسط عزاداران با استفاده از زنجیر یا سیم بلند چرخانده می‌شوند. در برخی گزارش‌ها آمده است که کودکان و نوجوانان در اجرای پولکه‌های کوچک‌تر و افراد بزرگسال در اجرای پولکه‌های بزرگ‌تر مشارکت می‌کنند. در برخی روایت‌های محلی، برای کنترل و ایمن‌سازی اجرای مراسم، افرادی نیز در اطراف مشعل‌گردانان حضور دارند. گزارش‌های جدیدتر شمار پولکه‌های به‌کاررفته در یک اجرای مراسم را حدود ۱۵۰ عدد ذکر کرده‌اند؛ با این حال، این رقم را نباید به عنوان تعداد ثابت پولکه‌ها در تمام سال‌ها در نظر گرفت.

۱۹برگ ۱۹ از ۹۴نمادشناسی

نمادشناسی

در روایت رایج میان برگزارکنندگان و منابع محلی، چرخاندن پولکه‌های آتشین یادآور آتش‌سوزی خیمه‌ها در واقعه کربلا و سوگواری برای حسین بن علی و یاران اوست. همچنین پولکه‌های آتشین در برخی منابع نمادی از یادکرد ۷۲ تن از یاران حسین بن علی و روشنایی در برابر تاریکی شب‌های عاشورا دانسته شده‌اند. این برداشت، بخشی از تفسیر مذهبی و محلی آیین است و نباید آن را به عنوان منشأ تاریخی قطعی مراسم تلقی کرد.

پیشینه

درباره تاریخ دقیق پیدایش پولکه شیشوان سند قطعی در دست نیست. شماری از منابع محلی و خبری، با استناد به روایت‌های شفاهی، قدمت این آیین را به دورهٔ صفویان نسبت داده‌اند؛ با این حال، این انتساب با تعبیرهایی مانند «احتمالاً» یا «بر اساس شواهد محلی» بیان شده است. برخی افراد محلی نیز قدمت آن را حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال دانسته‌اند.

ثبت در میراث فرهنگی

پولکه شیشوان به عنوان یک آیین و میراث فرهنگی ناملموس ثبت شده است. منابع محلیِ مرتبط با میراث فرهنگی شهرستان عجب‌شیر گزارش کرده‌اند که در سال ۱۳۹۳، «پولکه شیشوان» در میان آثار ثبت‌شده شهرستان قرار داشته است. همچنین خبرگزاری‌ها آن را یکی از ۹ آیین عاشورایی استان آذربایجان شرقی معرفی کرده‌اند که در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌اند.

۲۰برگ ۲۰ از ۹۴جایگاه

جایگاه فرهنگی

پولکه شیشوان علاوه بر نقش مذهبی، به یکی از شناخته‌شده‌ترین عناصر فرهنگی شیشوان و شهرستان عجب‌شیر تبدیل شده است. در زمان برگزاری مراسم، جمعیتی از اهالی شیشوان، روستاها و شهرهای اطراف و همچنین شماری از مهاجران و علاقه‌مندان از دیگر شهرها برای حضور در مراسم به شیشوان می‌آیند. گزارش‌های محلی از حضور چند هزار نفر در برخی دوره‌های برگزاری خبر داده‌اند.

آیین‌های دیگر در عجب‌شیر

پولکه تنها مراسم خاص عجب‌شیر نیست. منابع محلی در کنار آن از سینه‌زنی، زنجیرزنی، شاه‌حسین‌وای‌حسین، تزئین اسب امام حسین، تعزیه امام حسین و حضرت ابوالفضل نام برده‌اند.

جمعیت و نیروی انسانی

بر پایهٔ نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵)، جمعیت شهرستان عجب‌شیر ۷۰٬۸۵۲ نفر در قالب ۲۰٬۶۰۸ خانوار بوده است. از این تعداد، ۳۴٬۳۰۶ نفر، معادل حدود ۴۸٫۴ درصد، در نقاط شهری و ۳۶٬۵۴۶ نفر، معادل حدود ۵۱٫۶ درصد، در نقاط روستایی سکونت داشته‌اند. بنابراین در سال ۱۳۹۵ جمعیت روستایی شهرستان اندکی بیشتر از جمعیت شهری آن بوده است. همچنین جمعیت شهر عجب‌شیر، مرکز شهرستان، در همین سرشماری ۳۳٬۶۰۶ نفر ثبت شده است.

۲۱برگ ۲۱ از ۹۴روند

روند جمعیتی شهرستان در دههٔ منتهی به سال ۱۳۹۵ افزایشی بوده است؛ جمعیت آن از ۶۵٬۷۴۱ نفر در سال ۱۳۸۵ به ۶۶٬۷۴۶ نفر در سال ۱۳۹۰ و سپس به ۷۰٬۸۵۲ نفر در سال ۱۳۹۵ رسیده است. با این حال، این روند در همهٔ نقاط شهرستان یکسان نبوده است. در حالی که جمعیت شهر عجب‌شیر در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ افزایش محسوسی داشته، جمعیت نقاط روستایی در همین دوره کاهش یافته است. بر اساس داده‌های سرشماری، جمعیت روستایی شهرستان از حدود ۴۰٬۵۰۰ نفر در سال ۱۳۹۰ به حدود ۳۶٬۵۰۰ نفر در سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است.

زبان

در شهر عجب‌شیر ترکی آذربایجانی زبان رایج مردم است و گویش محلی آن در ردهٔ گویش مراغه‌ای زبان ترکی آذربایجانی قرار می‌گیرد. این گویش در شهرها و نواحی دامنه‌های جنوبی سهند، از جمله مراغه، بناب، ملکان و عجب‌شیر، رواج دارد. پژوهش‌های زبان‌شناختی نیز از آن با عنوان گویش ترکی عجب‌شیری یاد کرده و ویژگی‌های واجی آن را به‌طور مستقل بررسی کرده‌اند.

گویش ترکی عجب‌شیری در برخی ویژگی‌های آوایی با دیگر گونه‌های ترکی آذربایجانی تفاوت دارد. برای نمونه، پژوهشی دربارهٔ بازنمایی واج ر در این گویش نشان داده است که این واج در گفتار گویشوران بومی عجب‌شیر در هیچ محیط واجی به‌صورت مستقل ظاهر نمی‌شود و در مواردی به واج ی تبدیل یا حذف می‌شود. این ویژگی از جمله مشخصه‌هایی است که گویش عجب‌شیری را از برخی گونه‌های دیگر ترکی آذربایجانی متمایز می‌کند.

۲۲برگ ۲۲ از ۹۴در

در کنار گونهٔ محلی ترکی، فارسی نیز در آموزش رسمی، امور اداری، رسانه‌ها و ارتباطات رسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. زبان رایج در میان مردم شهرستان عجب‌شیر و روستاهای پیرامون آن ترکی آذربایجانی است.

قومیت

مردم شهر عجب‌شیر و بیشتر نواحی شهرستان را ترک‌های آذربایجانی تشکیل می‌دهند و زبان رایج آنان ترکی آذربایجانی است. عجب‌شیر از نظر تاریخی و فرهنگی در بخش جنوبی آذربایجان قرار دارد و جمعیت آن در چارچوب تاریخ جمعیتی آذربایجان شکل گرفته است.

پیشینهٔ شکل‌گیری جمعیت ترک‌زبان عجب‌شیر را نمی‌توان به یک مهاجرت یا یک قوم مشخص نسبت داد. آذربایجان پیش از گسترش زبان ترکی، دارای جمعیت‌هایی با زبان‌های ایرانی از جمله گونه‌های زبان آذری بود. بر پایهٔ پژوهش‌های زبان‌شناختی، ورود و استقرار گروه‌های ترک‌زبان به آذربایجان از دورهٔ غزنوی و به‌ویژه از دورهٔ سلجوقی افزایش یافت و در دوره‌های ایلخانان، قراقویونلو و آق‌قویونلو ادامه پیدا کرد. در دورهٔ صفوی نیز استقرار و نفوذ طوایف ترک‌زبان، به‌ویژه نیروهای قزلباش، به گسترش بیشتر زبان ترکی در آذربایجان کمک کرد. در نتیجه، ترکی آذربایجانی به‌تدریج در بسیاری از شهرها و نواحی آذربایجان جای زبان‌های ایرانی پیشین را گرفت و به زبان غالب منطقه تبدیل شد.

۲۳برگ ۲۳ از ۹۴عجب‌شیر

عجب‌شیر نیز در همین حوزهٔ تاریخی و زبانی قرار داشت و به‌تدریج در جامعهٔ ترک‌زبان آذربایجان ادغام شد. با این حال، برای عجب‌شیر شواهد کافی برای نسبت‌دادن تمام جمعیت امروزی به یک ایل یا طایفهٔ مشخص وجود ندارد و نمی‌توان بدون سند تاریخی، منشأ جمعیت شهر را تنها به سلجوقیان، مغولان، قراقویونلوها، آق‌قویونلوها یا قزلباش‌ها نسبت داد. در دوره‌های پس از صفویه نیز جابه‌جایی و استقرار گروه‌های ترک‌زبان در آذربایجان ادامه داشت. برخی منابع محلی در ارتباط با عجب‌شیر و روستاهای پیرامون آن از حضور یا استقرار طوایف و گروه‌هایی از ترکان، از جمله افشار، یاد کرده‌اند.

مذهب

پیش از ورود اسلام به ایران، عجب‌شیر در محدودهٔ تاریخی آذربایجان قرار داشت؛ منطقه‌ای که زرتشتی‌گری در آن از ادیان مهم به‌شمار می‌رفت. منابع تاریخی از وجود آتشکده‌های متعدد در آذربایجان پیش از اسلام یاد کرده‌اند و شیز نیز که در منابع تاریخی از مراکز مهم مذهبی منطقه دانسته شده است، از کانون‌های زرتشتی آذربایجان بود. بر پایهٔ گزارش‌های تاریخی، جامعهٔ زرتشتی آذربایجان پس از فتح منطقه به دست مسلمانان نیز برای مدتی به حیات خود ادامه داد و در چارچوب نظام اهل ذمه از حقوق مشخصی برخوردار بود.

۲۴برگ ۲۴ از ۹۴پس

پس از فتح آذربایجان به دست مسلمانان در سدهٔ هفتم میلادی، اسلام به‌تدریج در منطقه گسترش یافت. این دگرگونی مذهبی یکباره نبود و برای مدتی جوامع زرتشتی و پیروان دیگر ادیان و آیین‌های پیشین در آذربایجان به حیات خود ادامه دادند. شیز نیز در سده‌های نخست اسلامی همچنان اهمیت مذهبی خود را حفظ کرده بود.

گسترش تشیع در عجب‌شیر را می‌توان در چارچوب تاریخ مذهبی آذربایجان بررسی کرد. اسلام در سده‌های نخست اسلامی به‌تدریج در منطقه گسترش یافت و تشیع در دوره‌های بعد، به‌ویژه در دورهٔ صفویان، گسترش بیشتری پیدا کرد. با رسمی‌شدن تشیع دوازده‌امامی در دولت صفوی، این مذهب در بخش‌های مختلف آذربایجان نیز تثبیت شد.

پس از آن و تا امروز، مردم شهر عجب‌شیر و بیشتر نواحی شهرستان از نظر مذهبی مسلمان هستند و اکثریت آنان پیرو مذهب شیعهٔ دوازده‌امامی‌اند. منابع محلی، شیعیان دوازده‌امامی را اکثریت مذهبی عجب‌شیر معرفی کرده‌اند و در کنار آنان از وجود گروه‌هایی از علویان به‌عنوان اقلیت مذهبی در شهرستان یاد شده است. دربارهٔ شمار و پراکندگی دقیق این گروه‌ها آمار رسمی و جدیدی در دسترس نیست.

۲۵برگ ۲۵ از ۹۴فرهنگ

فرهنگ

فرهنگ عجب‌شیر بخشی از فرهنگ منطقهٔ جنوب آذربایجان و آذربایجان شرقی است. ترکی آذربایجانی زبان رایج مردم این شهر و شهرستان است و بخش مهمی از فرهنگ عامهٔ آن در قالب ادبیات شفاهی، موسیقی، آیین‌های مذهبی و ملی، جشن‌ها و مراسم خانوادگی بازتاب یافته است.

بخش مهمی از فرهنگ سنتی عجب‌شیر در آیین‌ها و مراسم مناسبتی نمود دارد. نوروز از جشن‌های مهم مردم منطقه است و برخی رسم‌های رایج آذربایجان شرقی، از جمله خانه‌تکانی، دیدوبازدید، برپایی سفرهٔ نوروزی و دیگر آیین‌های استقبال از بهار، در این منطقه نیز رواج داشته و دارند. آیین‌های نوروزی آذربایجان شرقی در طول زمان دچار تغییر شده‌اند، اما همچنان بخشی از میراث فرهنگی مردم منطقه به‌شمار می‌روند.

موسیقی عاشیقی نیز از عناصر فرهنگ عامهٔ آذربایجان است و در عجب‌شیر و مناطق پیرامون آن شناخته شده است. عاشیق‌ها با ساز و آواز، داستان‌ها، اشعار و روایت‌های شفاهی را منتقل می‌کنند و موسیقی آنان با بخش‌هایی از آیین‌ها و جشن‌های محلی پیوند دارد. موسیقی فولکلور آذربایجان به‌طور کلی شامل ترانه‌ها، رقص‌ها و گونه‌های مختلف موسیقی روایی است و هنر عاشیقی یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آن محسوب می‌شود.

۲۶برگ ۲۶ از ۹۴آیین‌های

آیین‌های مذهبی نیز در فرهنگ مردم عجب‌شیر جایگاه مهمی دارند. برگزاری مراسم مربوط به ماه محرم و دیگر مناسبت‌های مذهبی، در کنار آیین‌های خانوادگی مانند عروسی، از جلوه‌های فرهنگ اجتماعی منطقه است. برخی روستاهای شهرستان نیز آیین‌های سنتی و مذهبی ویژهٔ خود را حفظ کرده‌اند.

در کنار آیین‌های مذهبی و ملی، فرهنگ روستایی و کشاورزی نیز در شکل‌گیری فرهنگ محلی عجب‌شیر نقش داشته است. پیوند زندگی مردم با زمین‌های کشاورزی، باغ‌ها، دامداری و منابع طبیعی منطقه، در شیوهٔ زندگی، خوراک، مراسم خانوادگی و روابط اجتماعی مردم بازتاب یافته است.

با گسترش شهرنشینی و تغییر شیوهٔ زندگی، بخشی از رسوم سنتی عجب‌شیر کم‌رنگ شده یا شکل جدیدی پیدا کرده است؛ با این حال، شماری از آیین‌ها و عناصر فرهنگ عامه همچنان در مناسبت‌های ملی، مذهبی و خانوادگی برگزار می‌شوند و بخشی از هویت فرهنگی مردم عجب‌شیر را تشکیل می‌دهند.

۲۷برگ ۲۷ از ۹۴تقسیمات

تقسیمات کشوری

شهرستان عجب‌شیر واقع در جنوب استان آذربایجان شرقی، تا سال ۱۳۲۶ شمسی، مرکز دهستان بود. این شهرستان در ۲۷ تیر ۱۳۸۰، بر پایهٔ تصویب‌نامهٔ هیئت وزیران، با انتزاع از شهرستان مراغه تأسیس و به شهرستانی مستقل تبدیل شد. در زمان تأسیس، شهرستان عجب‌شیر از دو بخش مرکزی و بخش قلعه‌چای تشکیل می‌شد. بخش مرکزی شامل دهستان‌های دیزجرود غربی و خضرلو و بخش قلعه‌چای شامل دهستان‌های دیزجرود شرقی و کوهستان بود. در تصویب‌نامهٔ تأسیس شهرستان، عجب‌شیر به‌عنوان مرکز شهرستان و جوان‌قلعه به‌عنوان مرکز بخش قلعه‌چای تعیین شد. بر پایهٔ داده‌های جدید تقسیمات کشوری تا پایان سال ۱۴۰۴، شهرستان عجب‌شیر دارای دو بخش، چهار دهستان و دو شهر است. دو بخش شهرستان عبارت‌اند از مرکزی و بخش قلعه‌چای. دهستان‌های دیزجرود غربی و خضرلو در بخش مرکزی و دهستان‌های دیزجرود شرقی و کوهستان در بخش قلعه‌چای قرار دارند. شهرهای شهرستان نیز عجب‌شیر، مرکز شهرستان، و جوان‌قلعه، مرکز بخش قلعه‌چای، هستند. همچنین شهرستان عجب‌شیر دارای ۴۹ آبادی است که در چهار دهستان شهرستان قرار گرفته‌اند.

۲۸برگ ۲۸ از ۹۴بخش

بخش مرکزی

بخش مرکزی شهرستان عجب‌شیر از دو دهستان تشکیل شده است:

دهستان دیزجرود غربی

مرکز دهستان: شیشوان

آقچه‌اوبه، بولالو، چوپان‌کره، خانیان، دانالو، رحمانلو، شیشوان، قبادلو، گل‌تپه، گوراوان، مهرآباد، نبرین و هروان.

دهستان خضرلو

مرکز دهستان: خضرلو

پسیان، خضرلو، رازیان، شیراز و نانسا.

بخش قلعه‌چای

بخش قلعه‌چای از دو دهستان تشکیل شده است:

دهستان دیزجرود شرقی

مرکز دهستان: جوان‌قلعه

آغاجری، الینجق، بوکت، تپیک‌دره، تجرق، جوان‌قلعه، چنار، حوری، دیزج حسن‌بیگ، زاویه، صومعه، گنبد، محمودآباد، مهماندار و ولینجق.

دهستان کوهستان

مرکز دهستان: ینگجه

آلمالو، بارازلو، چهاربرود، چهارطاق، قوزلوجه، هرگلان، یایچی و ینگجه.

شهرها

شهرستان عجب‌شیر دارای دو شهر است:

عجب‌شیر؛ مرکز شهرستان و مرکز بخش مرکزی.

جوان‌قلعه؛ مرکز بخش قلعه‌چای.

فهرست الفبایی آبادی‌ها

آغاجری، آقچه‌اوبه، آلمالو، الینجق، بارازلو، بوکت، بولالو، پسیان، تپیک‌دره، تجرق، جوان‌قلعه، چنار، چهاربرود، چهارطاق، چوپان‌کره، حوری، خانیان، خضرلو، دانالو، دیزج حسن‌بیگ، رازیان، رحمانلو، زاویه، شیراز، شیشوان، صومعه، قبادلو، قوزلوجه، گل‌تپه، گنبد، گوراوان، محمودآباد، مهرآباد، مهماندار، نانسا، نبرین، هرگلان، هروان، ولینجق، یایچی، ینگجه.

۲۹برگ ۲۹ از ۹۴تاریخ

تاریخ

عجب‌شیر و شهرها، روستاها و نواحی پیرامون آن از مناطق کهن جنوب‌غربی آذربایجان به‌شمار می‌روند. شواهد باستان‌شناختی موجود در شهرستان نشان می‌دهد که این منطقه پیش از شکل‌گیری شهر امروزی، در دوره‌های مختلف تاریخی محل استقرار و فعالیت جوامع انسانی بوده است. پراکندگی محوطه‌های باستانی در دشت عجب‌شیر، حوزهٔ قلعه‌چای و روستاهای پیرامون آن، از تداوم سکونت در این ناحیه از هزاره‌های پیش از میلاد تا دوره‌های تاریخی و اسلامی حکایت دارد.

در میان آثار ثبت‌شدهٔ شهرستان، تپهٔ ولینجق به هزاره‌های دوم و اول پیش از میلاد، سفال‌تپهٔ نانسا و تپهٔ نانسا داغی به هزارهٔ اول پیش از میلاد، کول‌تپه به هزارهٔ اول پیش از میلاد تا دورهٔ ساسانی و حوری‌قالاسی به عصر آهن نسبت داده شده‌اند. این آثار نشان می‌دهند که حوزهٔ عجب‌شیر در دوره‌های پیش از شکل‌گیری دولت‌های تاریخی نیز از مناطق دارای استقرار انسانی بوده است.

دوره‌های پیش از اسلام

یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخی عجب‌شیر و حوزهٔ قلعه‌چای، دورهٔ اورارتو است. جوان‌قلعه، در نزدیکی روستایی به همین نام، از محوطه‌های باستانی مهم شهرستان است که در فهرست آثار ملی با دورهٔ اورارتویی ثبت شده است. در همین محدوده، کتیبهٔ اورارتویی جوان‌قلعه بر روی صخره‌ای طبیعی قرار دارد و از جمله اسناد مکتوب مهم برای مطالعهٔ پیشینهٔ تاریخی منطقه محسوب می‌شود. ثبت محوطهٔ جوان‌قلعه در فهرست آثار ملی در سال ۱۳۸۶ انجام شده است.

۳۰برگ ۳۰ از ۹۴قلعه

قلعه ضحاک عجب‌شیر نیز از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی شهرستان است. این محوطه در محدودهٔ بخش قلعه‌چای و در نزدیکی روستای بارازلو قرار دارد و در فهرست آثار ملی ایران با دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی ثبت شده است. وجود شواهد متعلق به چند دورهٔ تاریخی در یک محوطه، نشان‌دهندهٔ تداوم اهمیت این ناحیه در دوره‌های مختلف است.

در مجموع، مجموعهٔ آثار حوزهٔ قلعه‌چای، شامل قلعه‌ها، محوطه‌های استقراری و کتیبه‌ها، اهمیت این دره را به‌عنوان یکی از مسیرهای تاریخی جنوب‌غربی آذربایجان نشان می‌دهد.

تحلیل کتیبه اورارتویی جوان‌قلعه

کتیبه میخی اورارتویی جوان‌قلعه از کتیبه‌های صخره‌ای دورهٔ پادشاهی اورارتو است که در نزدیکی جوان‌قلعه، در شرق عجب‌شیر و در نزدیکی ساحل شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد. این کتیبه در رده‌بندی پژوهش‌های اورارتوشناسی با عنوان A ۸-۱۳ و در پیکره متون اورارتویی با شمارهٔ CTU A ۸-۱۳ ثبت شده و به آرگیشتی یکم، پادشاه اورارتو و پسر منوآ، و دوره پادشاهی اورارتو در سده هشتم قبل از میلاد نسبت داده می‌شود. ترجمهٔ دقیق متن کتیبه به شرح زیر است:

۳۱برگ ۳۱ از ۹۴ایزد

ایزد خالدی با (سلاحِ) خود به راه افتاد.

او سرزمینِ (مَنَه) را شکست داد؛ او سرزمینِ (آر)سیتا را شکست داد و آن را (به تابعیت) آرگیشتی درآورد.

آرگیش(تی می‌گوید: من (شهرِ) شیمِنی‌خادیر(نی، شهری سلطنتی را فتح کردم؟).

من آرگیشتی، پادشاه نیرومند، (اربابِ شهر توشپا) هستم.

آرگیشتی می‌گوید: (هرکس) این کتیبه را نابود کند، ایزد خالدی او را در زیر خورشید (و خدای خورشید) نابود کند... (ادامهٔ نفرین به‌دلیل آسیب‌دیدگی کتیبه قابل ترجمه نیست.)

کتیبه درون یک فرورفتگی صخره‌ای حک شده و سطح آن به‌شدت آسیب دیده است. بخش راست هفت سطر نخست از میان رفته و به همین دلیل، قسمت‌هایی از متن را نمی‌توان با قطعیت بازسازی کرد. متن موجود در مجموع ده سطر دارد و بخش پایانی آن نیز آسیب‌دیده است. ازاین‌رو، برخی ترجمه‌های منتشرشده از کتیبه در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند و در پژوهش‌های جدیدتر، قسمت‌های بازسازی‌شده با علامت‌های ویژه مشخص می‌شوند.

از نظر محتوایی، کتیبه با یک عبارت مذهبی و سلطنتی آغاز می‌شود. در ابتدای آن از خالدی، خدای اصلی اورارتویی، یاد شده و گفته می‌شود که خالدی با سلاح خود به حرکت درآمده و بر سرزمین مانا و سرزمین آرسیتا غلبه کرده است. سپس این سرزمین‌ها تابع آرگیشتی معرفی می‌شوند. بنابراین، متن کتیبه بخشی از روایت رسمی اورارتویی دربارهٔ پیروزی‌های نظامی و گسترش قلمرو پادشاه است.

۳۲برگ ۳۲ از ۹۴در

در بخش بعدی، نام آرگیشتی آمده و از فتح شهر شیمِرهِدیرنی یاد می‌شود که در متن با عنوان «شهر شاهی» توصیف شده است. با توجه به آسیب‌دیدگی کتیبه، خوانش و تفسیر دقیق برخی واژه‌های این بخش قطعی نیست. بااین‌حال، مضمون کلی آن به یک پیروزی نظامی و تصرف یک مرکز مهم سیاسی اشاره دارد.

یکی از بخش‌های مهم کتیبه معرفی پادشاه است. آرگیشتی خود را «شاه نیرومند» و «سرور شهر توشپا» معرفی می‌کند. توشپا مرکز پادشاهی اورارتو در ناحیهٔ وان بود. چنین عبارات سلطنتی در کتیبه‌های اورارتویی علاوه بر معرفی فرمانروا، قدرت سیاسی و نظامی او را نیز برجسته می‌کنند.

بخش پایانی کتیبه دارای یک نفرین حفاظتی است. آرگیشتی اعلام می‌کند که هرکس این نوشته یا لوح را نابود کند، به دست خدای خالدی نابود شود. ادامهٔ این فرمول به علت آسیب‌دیدگی کتیبه به‌طور کامل قابل ترجمه نیست. وجود چنین نفرین‌هایی در کتیبه‌های سلطنتی اورارتویی نشان می‌دهد که نوشته تنها برای ثبت یک رویداد تاریخی ایجاد نشده بود، بلکه جنبه‌ای آیینی و یادمانی نیز داشت.

از دیدگاه تاریخی، اهمیت کتیبهٔ جوان‌قلعه در آن است که نام مانا را در ارتباط با لشکرکشی‌های آرگیشتی ثبت می‌کند. مانا یکی از قدرت‌های مهم منطقهٔ پیرامون دریاچهٔ ارومیه در عصر آهن بود و ذکر آن در یک کتیبهٔ سلطنتی اورارتویی، شواهدی برای مطالعهٔ روابط سیاسی و نظامی اورارتو با سرزمین‌های پیرامون دریاچهٔ ارومیه فراهم می‌کند. در دیگر کتیبه‌های آرگیشتی اول نیز گزارش‌هایی از لشکرکشی به مانا و تصرف شهرها و سرزمین‌های آن دیده می‌شود.

۳۳برگ ۳۳ از ۹۴از

از نظر جغرافیایی نیز جایگاه کتیبه اهمیت دارد. جوان‌قلعه در شرق دریاچهٔ ارومیه و در محدوده‌ای قرار دارد که در دورهٔ اورارتویی در ارتباط با حوزهٔ سیاسی و نظامی پیرامون مانا بوده است. بنابراین، وجود چنین کتیبه‌ای در این منطقه نشان‌دهندهٔ حضور و فعالیت سیاسی اورارتو در پیرامون دریاچهٔ ارومیه است؛ هرچند از خود کتیبه نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام منطقه برای مدت طولانی مستقیماً جزو قلمرو اداری اورارتو بوده است.

کوه و قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر

قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر که در برخی منابع محلی با نام‌های «داش‌قلعه‌سی»، «اژدهاک»، «باروآس»، «قیزقلعه‌سی»، «رویین‌دژ» و «قلعه‌گویی» نیز شناخته می‌شود، یک محوطهٔ تاریخی در شهرستان عجب‌شیر در استان آذربایجان شرقی است. این محوطه در بخش قلعه‌چای و در محدودهٔ روستای بارازلو، در نزدیکی روستای ینگجه، بر فراز کوهی مرتفع قرار گرفته است. موقعیت طبیعی کوه به‌گونه‌ای است که قلعه از چند طرف به پرتگاه‌های طبیعی مشرف است و همین ویژگی، به آن موقعیتی دفاعی داده است.

کوه قلعهٔ ضحاک به‌صورت یک ارتفاع منفرد و صخره‌ای در منطقهٔ قلعه‌چای قرار گرفته است. دسترسی به بخش‌های بالایی آن دشوار و شیب‌دار است و در برخی قسمت‌ها پرتگاه‌های طبیعی، دامنهٔ کوه را احاطه کرده‌اند. این وضعیت طبیعی در شکل‌گیری کارکرد دفاعی محوطه اهمیت داشته است. در گزارش‌های مربوط به محوطه، تنها مسیر نسبتاً مناسب دسترسی به قلعه در یکی از جبهه‌های کوه ذکر شده و دیگر جبهه‌ها به‌دلیل شیب و پرتگاه، دسترسی دشوارتری دارند.

۳۴برگ ۳۴ از ۹۴از

از نظر باستان‌شناختی، شواهد موجود در محوطه نشان‌دهندهٔ استفاده از آن در دوره‌های مختلف تاریخی است. منابع مربوط به ثبت و معرفی اثر، بقایای محوطه را با دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی مرتبط دانسته‌اند. با این حال، وجود آثار دوره‌های مختلف به این معنا نیست که تمام بخش‌های قلعه در یک دوره ساخته شده‌اند؛ بلکه احتمال استفاده و تغییرات معماری در دوره‌های گوناگون وجود دارد.

معماری و بقایای قلعه

قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر بر فراز کوهی در محدودهٔ بخش قلعه‌چای شهرستان عجب‌شیر قرار گرفته و به‌سبب موقعیت طبیعی خود از استحکامات طبیعی قابل‌توجهی برخوردار بوده است. بخش‌هایی از کوه پیرامون قلعه به‌صورت پرتگاه‌های طبیعی شکل گرفته و دسترسی به آن از برخی جهات دشوار است. این محوطه باستانی حدود ۷۰۰ متر طول، ۳۰۰ متر عرض و ۸۰ متر ارتفاع گزارش شده و از وجود سه حصار داخلی، میانی و بیرونی در آن یاد شده است.

بر پایهٔ گزارش‌های منتشرشده، قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت دارد و از مکان‌های مهم اقوام مانایی و ماد دانسته شده است. همچنین گزارش شده است که این قلعه نخستین‌بار در سال ۱۹۷۱ میلادی توسط یک هیئت باستان‌شناسی آلمانی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. بقایای معماری و یافته‌های محوطه نیز به دوره‌های مختلف تاریخی، از دوران پیش از اسلام تا دورهٔ اسلامی، نسبت داده شده‌اند.

۳۵برگ ۳۵ از ۹۴از

از ویژگی‌های مهم محوطه، وجود فضاهای سنگ‌کَند، اتاق‌ها، حفره‌ها و آب‌انبارها است. بخشی از این فضاها در زمین و بخشی در سنگ و کنگلومرای کوه ایجاد شده‌اند. در برخی از حفره‌های سنگی، مخازن آب و طاقچه‌های کوچک دیده می‌شود. وجود چنین فضاهایی نشان‌دهندهٔ سازگاری استقرارگاه با شرایط کوهستانی و اهمیت تأمین و ذخیرهٔ آب برای ساکنان آن بوده است.

این قلعه همچنین دارای بقایایی از آسیاب، حمام، مخازن سنگی و فضاهای معماری دیگر است. برخی از دیوارهای باقی‌مانده از سنگ و آجر ساخته شده‌اند و در قسمت‌هایی نیز آثار معماری دفاعی و برج‌مانند دیده می‌شود. با توجه به چنددوره‌ای بودن محوطه، نمی‌توان همهٔ این سازه‌ها را به یک دورهٔ تاریخی واحد نسبت داد.

یکی از عناصر قابل‌توجه در پیرامون قلعه، سامانهٔ تأمین آب آن است. در برخی گزارش‌ها از انتقال آب چشمه‌ای در دامنهٔ کوه به سمت قلعه از طریق لوله‌های سفالی یاد شده است. بقایای مسیر این سامانه و قطعاتی از لوله‌های سفالی در محدودهٔ محوطه گزارش شده‌اند. با این حال، تاریخ دقیق ساخت و دورهٔ بهره‌برداری از این سامانه بدون بررسی باستان‌شناختی و فنی دقیق مشخص نیست.

۳۶برگ ۳۶ از ۹۴سفال‌ها

سفال‌ها و یافته‌های باستان‌شناختی

سفال‌های پراکنده در محوطه از مهم‌ترین شواهد برای بررسی دوره‌های استقرار در قلعه به‌شمار می‌روند. گزارش‌های مختلف، سفال‌هایی از دوره‌های پیش از اسلام تا دورهٔ اسلامی را برای محوطه ذکر کرده‌اند. در برخی گزارش‌های قدیمی‌تر، سفال‌های یافت‌شده در قلعه به سده‌های ششم و هفتم هجری نسبت داده شده‌اند؛ در مقابل، فهرست‌های مربوط به ثبت اثر، با توجه به شواهد موجود، دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی را برای آن ذکر می‌کنند.

وجود هم‌زمان آثار معماری و سفال‌های منتسب به دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که قلعه احتمالاً در دوره‌های گوناگون مورد استفاده قرار گرفته یا بخش‌هایی از آن بازسازی و دگرگون شده است.

اهمیت تاریخی

اهمیت قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر را می‌توان در موقعیت دفاعی طبیعی، فضاهای سنگ‌کَند و سامانه‌های ذخیره و انتقال آب، و شواهد مربوط به استفاده از محوطه در دوره‌های گوناگون تاریخی جست‌وجو کرد. قرار گرفتن آن در محدودهٔ تاریخی قلعه‌چای و وجود شواهد منتسب به دوره‌های پیش از اسلام و اسلامی، این محوطه را به یکی از آثار مهم تاریخی این شهرستان تبدیل کرده است.

۳۷برگ ۳۷ از ۹۴ثبت

ثبت ملی

قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر در ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ۲۲۵۴۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. محل ثبت‌شدهٔ اثر در شهرستان عجب‌شیر، بخش قلعه‌چای، دهستان کوهستان و روستای بارازلو، در مجاورت شرق روستا، ذکر شده است. در فهرست آثار تاریخی شهرستان، دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی برای آن ثبت شده است.

شیز، گنجک و آذرگشنسب

یکی از مباحث مهم در تاریخ باستان آذربایجان، مسئلهٔ شیز و گنجک است. گنجک یا گانزَک، شهری باستانی در آذربایجان بود که در منابع تاریخی با نام‌هایی مانند گانزک و گازاکا نیز آمده است. دانشنامهٔ ایرانیکا آن را شهری با بنیاد هخامنشی می‌داند و محل آن را عمدتاً با ویرانه‌های نزدیک لیلان در دشت میاندوآب، در جنوب دریاچهٔ ارومیه، مرتبط می‌کند. گنجک بعدها با پادشاهی آتروپاتن ارتباط یافت و احتمالاً پایتخت آتروپات و جانشینان او بوده است.

در دورهٔ ساسانی، اهمیت این منطقه به‌دلیل ارتباط آن با آذرگشنسب افزایش یافت. آذرگشنسب یکی از سه آتش مقدس بزرگ ایران در دورهٔ ساسانی بود و با طبقهٔ شاهان و جنگاوران ارتباط داشت. محوطهٔ تخت سلیمان در آذربایجان غربی امروزه مهم‌ترین محل باستان‌شناختی مرتبط با این آتشکده است.

۳۸برگ ۳۸ از ۹۴نام

نام شیز در منابع تاریخی با آذرگشنسب و آذربایجان ساسانی ارتباط دارد. با این حال، رابطهٔ دقیق میان شیز، گنجک و محل امروزی تخت سلیمان موضوعی پیچیده در پژوهش‌های تاریخی است. دانشنامهٔ ایرانیکا تصریح می‌کند که گاهی گنجک و شیز در منابع با یکدیگر خلط شده‌اند، در حالی که این دو الزاماً یک مکان نبوده‌اند. بر اساس دیدگاه پژوهشی رایج، شیز به محوطهٔ تخت سلیمان مربوط دانسته می‌شود و گنجک بیشتر با ناحیهٔ لیلان در جنوب دریاچهٔ ارومیه مرتبط است.

در برخی منابع و روایت‌های محلی، میان عجب‌شیر و شیز نیز ارتباط تاریخی مطرح شده است. طبق روایات تاریخی، منطقه عجب‌شیر و حومهٔ نزدیک آن، بقایای شهر گمشدهٔ شیز، کوچک‌ترین شهر آذربایجان در عهد اشکانیان و سامانیان است. در تأیید احتمالی این روایات، وجود چند پدیدهٔ باستانی و آثار حیات انسانی در فواصل مختلف بدان قوت بیشتری می‌بخشد. در مراجعه به سوابق تاریخی شهر به نظر می‌رسد که مقر اولیه و هستهٔ مرکزی آن، یکی از محلات قدیمی موسوم به سعیدآباد بوده و در قسمت جنوبی شهر قرار دارد. یکی از مهم‌ترین نقاطی که انتظار می‌رود گسترش اصلی سکونت در این منطقه باشد، روستای شیشوان است. با این‌همه، پیشینهٔ تاریخی این منطقه در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. ارتباط عجب‌شیر با شیز باید به‌عنوان یک دیدگاه یا روایت تاریخی مطرح شود، نه یک واقعیت قطعی باستان‌شناختی.

۳۹برگ ۳۹ از ۹۴گنجک

گنجک در دورهٔ باستان و ساسانی اهمیت سیاسی و مذهبی قابل توجهی داشت. منابع تاریخی از ارتباط آن با آتش مقدس آذرگشنسب و همچنین رویدادهای مهم سیاسی و نظامی دورهٔ ساسانی یاد کرده‌اند. در سال ۶۲۸ میلادی، سپاه امپراتور بیزانس، هراکلیوس، به گنجک حمله کرد و منابع بیزانسی آن را شهری بزرگ با حدود سه هزار خانه توصیف کرده‌اند.

آثار تاریخی و باستانی

گسترهٔ آثار تاریخی ثبت‌شده در شهرستان عجب‌شیر نشان می‌دهد که میراث تاریخی منطقه به یک دوره یا یک نوع اثر محدود نیست. فهرست آثار ملی موجود برای شهرستان، مجموعه‌ای از محوطه‌های پیش از اسلام، بناهای دورهٔ اسلامی و آثار معماری دوره‌های قاجار و پهلوی را دربر می‌گیرد. از مهم‌ترین آثار و محوطه‌های تاریخی ثبت‌شدهٔ شهرستان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

تپهٔ ولینجق — مربوط به هزاره‌های دوم و اول پیش از میلاد

سفال‌تپهٔ نانسا — مربوط به هزارهٔ اول پیش از میلاد

گورستان تاریخی زاویه — مربوط به سده‌های ۹ و ۱۰ هجری قمری

گورستان تاریخی شیراز — مربوط به سده‌های ۹ تا ۱۱ هجری قمری

۴۰برگ ۴۰ از ۹۴کول‌تپه

کول‌تپه — دارای شواهدی از هزارهٔ اول پیش از میلاد تا دورهٔ ساسانی

گورستان تاریخی قوزلوجه — مربوط به دوره‌های نخستین اسلامی تا سده‌های ۹ و ۱۰ هجری قمری

گورستان مهرآباد — مربوط به سده‌های ۸ تا ۱۱ هجری قمری

امیرعلی‌تپه — مربوط به سده‌های ۵ تا ۷ هجری قمری

تپه آشورم خضرلو — مربوط به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد

سیچان‌تپه — مربوط به هزاره‌های سوم، دوم و اول پیش از میلاد

تپه تورچان و آتورچان — مربوط به اواخر هزاره اول پیش از میلاد تا دوره اسلامی

تیکان‌تپه — مربوط به هزاره اول پیش از میلاد

کتیبه میخی اورارتویی جوان‌قلعه — مربوط به دوره اورارتویی

حمام نوبهار — مربوط به دورهٔ قاجار

مسجد حنفیهٔ گوراوان — دارای پیشینه‌ای از دورهٔ ایلخانی تا قاجار

حوری‌قالاسی — مربوط به عصر آهن III

خانهٔ باستانی جوان‌قلعه — مربوط به دورهٔ پهلوی

تپهٔ نانسا داغی — مربوط به هزارهٔ اول پیش از میلاد

مسجد قاضی شیشوان — مربوط به سال ۱۲۸۰ هجری قمری

مسجد جامع شیرلو — مربوط به دوره صفوی

مسجد تاریخی دیزج شیشوان — مربوط به دوره تاریخی پس از اسلام

۴۱برگ ۴۱ از ۹۴گور

گور دخمه نیگه‌چی — مربوط به دوره باستانی یا پیش از اسلام

گور دخمه قبرلی‌کوهل ینگجه — مربوط به دوره پیش از اسلام

گورستان تاریخی دیزج حسن‌بیگ — مربوط به دوره اسلامی

بقعه سیدعلی — مربوط به دوره پیش از اسلام

بقعه شاه‌ابراهیم جوان‌قلعه — مربوط به دوره پیش از اسلام

بقعه پیرموسی — مربوط به دوره پیش از اسلام

قلعه کیقباد — مربوط به دوره پیش از اسلام

کبوترخانهٔ پادگان عجب‌شیر — مربوط به دورهٔ قاجار

جوان‌قلعه — مربوط به دورهٔ اورارتویی

قلعهٔ ضحاک عجب‌شیر — دارای شواهد منسوب به دوره‌های اورارتویی، اشکانی، ساسانی و قرون میانهٔ اسلامی

پل پهلوی عجب‌شیر — مربوط به دورهٔ پهلوی اول

پل قیزیل‌کورپی خانیان — مربوط به دورهٔ قاجار

کبوترخانهٔ رحمانلو — مربوط به دورهٔ پهلوی

یخچال بوکت — مربوط به دورهٔ قاجار

امامزاده قاسم عجب‌شیر — مربوط به دورهٔ ایلخانی

خانهٔ ارغندی شیشوان — مربوط به دورهٔ قاجار

این آثار تنها بخشی از میراث تاریخی شهرستان نیستند، بلکه مجموعه‌ای پیوسته از شواهد مربوط به دوره‌های مختلف سکونت، کشاورزی، معماری، مذهب و زندگی اجتماعی مردم منطقه را تشکیل می‌دهند. فهرست ثبتی موجود، این آثار را در نقاط مختلف شهر و روستاهای شهرستان پراکنده نشان می‌دهد. با این حال، میراث تاریخی عجب‌شیر به آثار ثبت‌شده در فهرست ملی محدود نمی‌شود و بسیاری از بناها و محوطه‌های تاریخی منطقه هنوز به‌صورت رسمی شناسایی یا ثبت نشده‌اند. بر پایهٔ روایت‌ها و گزارش‌های محلی، در بخش‌هایی از شهر، پیرامون آن و روستاهای شهرستان، خانه‌ها و بناهای قدیمی با قدمتی حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ سال یا بیشتر وجود دارد که تاکنون در فهرست آثار ملی ایران به ثبت نرسیده‌اند. ازاین‌رو، احتمال وجود آثار تاریخی و معماری دیگری در بافت‌های قدیمی شهر و روستاهای عجب‌شیر وجود دارد که نیازمند شناسایی، مستندسازی و بررسی‌های باستان‌شناختی و معماری هستند.

۴۲برگ ۴۲ از ۹۴دورهٔ

دورهٔ اسلامی

پس از ورود اسلام به آذربایجان، سکونت و فعالیت انسانی در منطقهٔ عجب‌شیر ادامه یافت. گورستان‌های تاریخی زاویه، قوزلوجه و مهرآباد از جمله شواهد مربوط به دوره‌های اسلامی شهرستان هستند. همچنین بناهایی مانند مسجد حنفیهٔ گوراوان و مسجد قاضی شیشوان نشان‌دهندهٔ شکل‌گیری و تداوم معماری مذهبی در روستاهای منطقه در دوره‌های اسلامی و متأخر هستند.

در دوره‌های بعد، توسعهٔ روستاها و مراکز سکونتی با ایجاد بناهای مذهبی، پل‌ها، حمام‌ها، خانه‌های مسکونی و تأسیسات سنتی همراه شد. این روند در بناهایی مانند حمام نوبهار، پل قیزیل‌کورپی خانیان، یخچال بوکت و خانهٔ ارغندی شیشوان قابل مشاهده است.

دورهٔ قاجار و پهلوی

بخش قابل توجهی از آثار معماری تاریخی عجب‌شیر به دورهٔ قاجار و پهلوی تعلق دارد. در این دوره، توسعهٔ روستاها و ارتباطات محلی به ساخت بناهایی مانند حمام، پل، کبوترخانه، خانه‌های بزرگ روستایی و دیگر تأسیسات عمومی انجامید.

پل پهلوی عجب‌شیر از آثار دورهٔ پهلوی اول و خانهٔ باستانی جوان‌قلعه از نمونه‌های معماری دورهٔ پهلوی هستند. کبوترخانهٔ پادگان عجب‌شیر، کبوترخانهٔ رحمانلو، حمام نوبهار، پل قیزیل‌کورپی خانیان، یخچال بوکت و خانهٔ ارغندی شیشوان نیز از جمله آثار ثبت‌شدهٔ دوره‌های متأخر تاریخی شهرستان هستند.

۴۳برگ ۴۳ از ۹۴شیشوان

شیشوان در دورهٔ قاجار

شیشوان، از آبادی‌های تاریخی پیرامون عجب‌شیر، در دورهٔ قاجار به یکی از آبادی‌های مهم ناحیهٔ دیزج‌رود و پیرامون دریاچه ارومیه تبدیل شد. اهمیت شیشوان در این دوره بیش از همه با حضور و فعالیت‌های ملک قاسم میرزا، از شاهزادگان قاجار و فرزند فتحعلی‌شاه قاجار، ارتباط داشت. اسناد و گزارش‌های دورهٔ قاجار نشان می‌دهند که شیشوان در شمار املاک و تیول ملک قاسم میرزا قرار داشته و بعدها نیز بخشی از املاک و فعالیت‌های اقتصادی خاندان او در این آبادی ادامه یافته است. در نامه‌ای از قائم‌مقام فراهانی نیز به صراحت آمده است: «اما شیشوان و سایر جاها که بملک قاسم میرزا واگذاشته‌ایم باید حکماً باو برسد»؛ این نامه از شواهد مستقیم پیوند شیشوان با ملک قاسم میرزا در دورهٔ قاجار است.

نام شیشوان

دربارهٔ وجه تسمیهٔ «شیشوان» روایت‌های گوناگونی وجود دارد. بر پایهٔ یک روایت محلی، «شیشوان» یا «شوشوان» در زبان‌های ارمنی قدیم و آشوری به معنای «نی‌زار» بوده و این نام با وضعیت طبیعی زمین‌های پیرامون آبادی در گذشته، پیش از تغییر مسیر قوری‌چای، ارتباط داشته است. در همین روایت، وجود پسوند «وان» در نام برخی آبادی‌های پیرامون شیشوان، مانند هروان و گوروان، نیز مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، انتساب قطعی این نام به زبان ارمنی یا آشوری با شواهد زبان‌شناختی و تاریخی موجود به‌طور قطعی اثبات نشده است و ازاین‌رو این توضیح را باید در شمار روایت‌های مربوط به وجه تسمیهٔ شیشوان دانست.

۴۴برگ ۴۴ از ۹۴شیشوان

شیشوان در دوره ملک قاسم میرزا

شیشوان در دورهٔ قاجار با نام ملک قاسم میرزا، از شاهزادگان قاجار و فرزند فتحعلی‌شاه قاجار، پیوند نزدیکی پیدا کرد. در یکی از نامه‌های قائم‌مقام فراهانی از شیشوان در کنار دیگر املاکی که به ملک قاسم میرزا واگذار شده بود یاد شده است. همچنین عبدالعلی‌خان ادیب‌الملک در سفرنامهٔ دافع‌الغرور، شیشوان را «تیول» ملک قاسم میرزا معرفی کرده و از «عمارت و باغ» او در این آبادی با نیکی یاد کرده است.

ملک قاسم میرزا از شاهزادگان دانش‌آموختهٔ دورهٔ قاجار بود و به زبان‌های خارجی و دانش‌های جدید علاقه داشت. شیشوان نیز در دورهٔ حضور او به یکی از مراکز مهم فعالیت‌های آموزشی، کشاورزی، عمرانی و اقتصادی وی در آذربایجان تبدیل شد. نزدیکی شیشوان به دریاچه ارومیه نیز در اهمیت اقتصادی این آبادی مؤثر بود.

یکی از اقدامات مهم ملک قاسم میرزا در شیشوان، توجه به آموزش نوین بود. بر اساس گزارش‌های مربوط به مکاتبات او، وی در حدود سال ۱۲۵۲ قمری یا ۱۸۳۷ میلادی از تأسیس مدرسه‌ای در شیشوان خبر داده و از میسیونرهای آمریکایی درخواست کتاب درسی کرده بود. در سال ۱۲۵۳ قمری نیز این مدرسه دارای ۱۲ دانش‌آموز بود و ملک قاسم میرزا برای گسترش آموزش در آنجا تلاش می‌کرد. او حتی برای تشویق خانواده‌ها به فرستادن فرزندانشان به مدرسه، معافیت مالیاتی خانوادهٔ دانش‌آموزان را در نظر گرفته بود. همچنین در منابع آمده است که وی برای گسترش آموزش و فعالیت‌های علمی، از آموزگاران و افراد آموزش‌دیدهٔ خارجی دعوت می‌کرد.

۴۵برگ ۴۵ از ۹۴فعالیت‌های

فعالیت‌های ملک قاسم میرزا تنها به آموزش محدود نبود. گزارش‌های تاریخی از حضور صنعتگران و ایجاد یا حمایت از کارگاه‌هایی در شیشوان خبر می‌دهند؛ از جمله کارگاه‌های مرتبط با شیشه‌سازی، سفال‌سازی، موم‌سازی، پارچه‌بافی و تولید ابریشم. این اقدامات، شیشوان را در نیمهٔ نخست سدهٔ نوزدهم میلادی به یکی از نمونه‌های قابل توجه آبادی‌های آذربایجان در زمینهٔ پذیرش برخی فعالیت‌های آموزشی و صنعتی جدید تبدیل کرد.

خرید و گسترش املاک

در روایت‌های مربوط به تاریخ شیشوان آمده است که ملک قاسم میرزا در آغاز حدود ۱۰۰ خروار زمین در مجاورت دریاچهٔ ارومیه در اختیار داشت و پس از آن، برای گسترش محدودهٔ املاک خود، به خرید و تصرف سایر زمین‌ها از خرده‌مالکان پرداخت. گفته شده است که محدود بودن بودجهٔ او موجب شد این معاملات با دشواری همراه باشد.

در جریان خرید باقی‌ماندهٔ املاک شیشوان، باغ بزرگی نیز جزو معامله قرار گرفت. در سند خرید از «باغ بزرگ» یاد شده، اما مساحت آن به‌طور مشخص در سند ذکر نشده است.

قلعهٔ شیشوان

در روایت‌های محلی آمده است که در دورهٔ استقرار ملک قاسم میرزا، شیشوان آبادی‌ای نسبتاً کوچک بوده و پیرامون آن حصاری وجود داشته است. در برخی روایت‌ها شمار خانوارهای آن زمان حدود ۴۰ خانوار ذکر شده است. وجود حصار موجب شده بود بخش محصور آبادی با عنوان «قلعهٔ شیشوان» شناخته شود.

۴۶برگ ۴۶ از ۹۴«قلعه»

«قلعه» بعدها به یکی از محله‌های شیشوان تبدیل شد و مسجد این محله نیز با نام قلعه‌مسجدی شناخته می‌شد. اگرچه بخش عمده‌ای از حصار تاریخی از میان رفته است، نام قلعه همچنان در ساختار محله‌ای شیشوان باقی مانده است.

در برخی روایت‌ها همچنین آمده است که ملک قاسم میرزا پس از شیشوان، در عجب‌شیر نیز به خرید یا توسعهٔ املاک پرداخت و آثاری از فعالیت‌های عمرانی او در منطقه باقی ماند. از جمله بناهایی که در روایت‌های محلی به این دوره نسبت داده شده، یخچال طبیعی عجب‌شیر و باغ معروف «خانم‌باغی» با درختان چنار قطور است.

باغ و حصار عمارت

پس از توسعهٔ املاک، مجموعه‌ای بزرگ از باغ و ساختمان‌های وابسته به ملک قاسم میرزا در شیشوان شکل گرفت. بر اساس روایت‌های محلی، پس از خرید باغ، پیرامون آن حصاری خشتی با ضخامت و ارتفاع قابل توجه احداث شد. در این روایت، ارتفاع دیوار حدود هشت خشت ذکر شده و ساخت آن به بنایان روستای ایلخچی نسبت داده شده است؛ ایلخچی در ساخت دیوارهای خشتی که در منطقهٔ آذربایجان به روش‌های خاص خشت‌چینی ساخته می‌شدند، مهارت داشت.

۴۷برگ ۴۷ از ۹۴در

در چهار گوشهٔ باغ نیز چهار برج بزرگ ساخته شده بود. آثار برج‌ها و بخش‌هایی از دیوارهای تاریخی، بنا بر گزارش‌های محلی، تا دوره‌های متأخر باقی مانده بود.

سازمان فضایی عمارت

پس از احداث حصار، بخش‌هایی از قسمت شمالی و مرکزی باغ برای ساخت مجموعهٔ عمارت اختصاص یافت. در این محدوده، حیاط‌های بزرگ و ساختمان‌های اندرونی و بیرونی ایجاد شد که شامل اتاق‌ها، تالارها و سرسراهای متعدد بود.

ساختمان‌های رو به شمال به بخش بیرونی و ساختمان‌های رو به جنوب به بخش اندرونی اختصاص داشتند. اندرونی محل زندگی خانواده و بخش خصوصی مجموعه بود و بیرونی برای پذیرایی، انجام امور اداری و اقامت کارکنان، مأموران و مهمانان استفاده می‌شد.

در کنار حیاط‌های اصلی، حیاط‌های کوچک‌تری نیز برای آشپزخانه، انبار و محل سکونت خدمتکاران در نظر گرفته شده بود. ساختمان اندرونی دارای اتاق‌ها و تالارهایی رو به شمال و جنوب بود تا در فصل‌های مختلف سال امکان استفاده از فضاهای مناسب‌تر فراهم باشد.

حمام و سامانهٔ گرمایشی

در مجاورت ساختمان اندرونی، حمامی نسبتاً بزرگ احداث شده بود. در روایت‌های مربوط به معماری این مجموعه، از دیوارهای ضخیم ساخته‌شده از آجر، آهک و سنگ یاد شده است که در داخل آنها مجراهایی تعبیه شده بود.

۴۸برگ ۴۸ از ۹۴گفته

گفته شده است که این مجراها به محل تولید حرارت در نزدیکی حمام متصل بودند و در فصل زمستان، حرارت حاصل از آتش از طریق آنها به بخش‌هایی از ساختمان منتقل می‌شد و به گرم نگه‌داشتن اتاق‌ها کمک می‌کرد. این شیوه در روایت‌های محلی به‌عنوان یکی از ویژگی‌های ابتکاری عمارت ملک قاسم میرزا معرفی شده است؛ بااین‌حال، جزئیات فنی این سامانه و میزان گستردگی آن نیازمند بررسی معماری و اسناد مستقل است.

گلستان، گلخانه و نارنجستان

حیاط بزرگ واقع در ضلع جنوبی مجموعه «گلستان» یا «گلوخ» نامیده می‌شد. در بخش شرقی ساختمان نیز گلخانه و نارنجستان احداث شده بود و در بخش‌هایی از باغ، زیرزمین‌هایی برای فعالیت‌های باغبانی و گل‌کاری وجود داشت.

در قسمت غربی مجموعه نیز حیاط‌هایی برای آشپزخانه و انبارها ساخته شده بود. بخش اندرونی از طریق دالانی وسیع به ساختمان بیرونی ارتباط داشت و بدین ترتیب، بخش‌های مختلف مجموعه به یکدیگر متصل می‌شدند.

هشت‌بهشت و مجموعهٔ تفریحی عمارت

«هشت‌بهشت» از بناهایی است که در روایت‌های محلی شیشوان از مجموعهٔ ملک قاسم میرزا نام برده می‌شود. این بنا به صورت ساختمانی یک‌طبقه با فضای مرکزی و اتاق‌هایی پیرامون آن توصیف شده و گفته شده است که در هنگام پذیرایی از مهمانان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

۴۹برگ ۴۹ از ۹۴همچنین

همچنین در هنگام برگزاری مهمانی‌ها، وسایل مورد نیاز از اتاق‌های پیرامونی به فضای مرکزی منتقل می‌شد. نمونه‌هایی از بناهایی با عنوان هشت‌بهشت در دیگر نقاط ایران نیز وجود داشته است و از جمله نمونه‌های شناخته‌شدهٔ آن می‌توان به ساختمان تاریخی شاه‌گلی در تبریز اشاره کرد.

حیاط جیران‌ها و باغ وحش

در پشت ساختمان هشت‌بهشت، محوطه‌ای قرار داشت که در روایت‌های محلی «حیاط جیران‌ها» نامیده می‌شد. این بخش به مجموعهٔ نگهداری جانوران منسوب به ملک قاسم میرزا ارتباط داده شده و بخشی از باغ وحش خصوصی او دانسته شده است.

برخی روایت‌های محلی از نگهداری جانوران و پرندگان در این مجموعه سخن گفته‌اند. در روایت‌های محلی، از نگهداری و پرورش جانورانی مانند طاووس، کبک، تیهو، قرقاول، قوچ، میش وحشی، آهو (جیران)، کل، بز، گرگ، شغال، خرس و روباه در مجموعهٔ حیات‌وحش منسوب به ملک قاسم میرزا در شیشوان یاد شده است. همچنین در گزارش‌هایی دربارهٔ فعالیت‌های او در جزایر دریاچهٔ ارومیه، از انتقال یا نگهداری گاو، اسب، قاطر و الاغ وحشی نیز نام برده شده است. در گزارش‌های مربوط به حیات‌وحش طبیعی پیرامون این مجموعه و جزایر نیز گربهٔ وحشی، گراز و خرگوش ذکر شده و مشاهدهٔ پلنگ نیز به‌صورت روایتی نقل شده است.

۵۰برگ ۵۰ از ۹۴ساختمان

ساختمان بیرونی

ساختمان بیرونی از بزرگ‌ترین بخش‌های مجموعه به شمار می‌رفت و بر اساس روایت‌های تاریخی محلی، دارای تالارهایی دو رو و اتاق‌های متعدد در طبقات بالا و پایین بود. این بخش محل انجام امور اداری و پذیرایی و همچنین اقامت فراشان، سربازان و مهمانان بود.

در ضلع غربی ساختمان بیرونی نیز حیاطی نسبتاً بزرگ برای آشپزخانه وجود داشت. در این آشپزخانه غذای نیروهای مستقر در مجموعه، کارکنان و ساکنان بخش اندرونی تهیه می‌شد.

قنات عمارت و فضای سبز

برای تأمین آب مورد نیاز عمارت، باغ، حیاط‌ها و ساکنان مجموعه، قناتی با نام «قنات عمارت» احداث شده بود. در روایت‌های محلی، آب این قنات گوارا توصیف شده و گفته شده است که آب آن در بخش‌های مختلف مجموعه جریان داشت و در صورت وجود آب اضافی، مازاد آن به باغ‌های اهالی منتقل می‌شد.

در پیرامون باغ، در دو سوی جوی‌ها و در بخش‌هایی از حیاط‌ها درختان چنار کاشته شده بود. رشد این درختان به سبب شرایط اقلیمی و دسترسی به آب مناسب، در روایت‌های محلی بسیار چشمگیر توصیف شده است.

۵۱برگ ۵۱ از ۹۴نمای

نمای عمارت

از دیگر ویژگی‌هایی که در گزارش‌های محلی دربارهٔ مجموعهٔ عمارت ذکر شده، برافراشته بودن پرچم ایران بر فراز ساختمان است. همچنین در نمای بیرونی ساختمان، مشرف به شمال، دو نقش شیر با گچ ساخته شده بود.

در زیر تالار اصلی نیز دالانی عریض قرار داشت که درهای اتاق‌های بخش پایینی ساختمان به آن باز می‌شد. این عناصر در کنار باغ گسترده، حیاط‌های متعدد، تالارها، گلخانه، نارنجستان و دیگر فضاهای خدماتی، مجموعه‌ای بزرگ و چندبخشی را تشکیل می‌دادند.

شیشوان و دریاچهٔ ارومیه

موقعیت شیشوان در نزدیکی دریاچهٔ ارومیه، فعالیت‌های اقتصادی خاندان ملک قاسم میرزا را به شبکهٔ ارتباطی و تجاری دریاچه پیوند داد. ملک قاسم میرزا به کشتیرانی و استفاده از شناورها در دریاچه علاقه داشت و این فعالیت در دورهٔ فرزندش، امامقلی میرزا، توسعه یافت.

پس از ملک قاسم میرزا، امامقلی میرزا به عنوان یکی از مالکان و اربابان شیشوان شناخته شد. اسناد و گزارش‌های تاریخی او را شاهزاده‌ای تحصیل‌کرده و آشنا با زبان فرانسه معرفی می‌کنند. او علاوه بر ادارهٔ املاک خانوادگی، در فعالیت‌های اقتصادی و کشتیرانی دریاچهٔ ارومیه نیز نقش داشت.

۵۲برگ ۵۲ از ۹۴بر

بر اساس گزارش‌های تاریخی، فعالیت‌های کشتیرانی خاندان ملک قاسم میرزا و امامقلی میرزا بخشی از شبکهٔ جابه‌جایی کالا میان آبادی‌ها و بنادر پیرامون دریاچه بود. این ارتباط، شیشوان را به تحولات اقتصادی پیرامون دریاچهٔ ارومیه پیوند می‌داد.

تداوم املاک خاندان ملک قاسم میرزا

پس از درگذشت ملک قاسم میرزا، بخشی از املاک و جایگاه خاندان او در شیشوان به فرزندانش، از جمله امامقلی میرزا، منتقل شد. اسناد دورهٔ قاجار نشان می‌دهند که املاک شیشوان همچنان موضوع مالکیت، انتقال و معاملات رسمی بوده‌اند. برای نمونه، سندی مربوط به سال ۱۲۷۶ قمری دربارهٔ فروش یک دانگ از شش دانگ قریهٔ شیشوان در مجموعهٔ اسناد دورهٔ قاجار ثبت شده است.

تداوم حضور این خاندان در شیشوان باعث شد نام و املاک آنان برای چندین دهه با تاریخ اجتماعی و اقتصادی آبادی پیوند داشته باشد. تصاویر و اسناد تاریخی نیز از حضور امامقلی میرزا و دیگر اعضای خاندان او در شیشوان باقی مانده است؛ از جمله تصاویری از امامقلی میرزا در این آبادی که در پژوهش‌های مربوط به تاریخ عکاسی و تاریخ محلی آذربایجان منتشر شده‌اند.

۵۳برگ ۵۳ از ۹۴مجموعهٔ

مجموعهٔ عمارت شیشوان

در ادامهٔ دالان اصلی عمارت شیشوان، محوطه‌ای بزرگ و نسبتاً تاریک قرار داشت. اتاق‌های مجاور دالان محل اقامت سربازان محافظ و قراول‌هایی بود که عمدتاً از افراد فوج تشکیل می‌شدند. بر اساس روایت‌های موجود، هیچ‌کس، اعم از زن یا مرد، بدون اجازهٔ قراول‌ها اجازهٔ ورود به اندرونی را نداشت. در انتهای این محوطه نیز دو درِ بزرگ تعبیه شده بود که شب‌ها بسته می‌شد. ارتباط میان اندرونی و مراجعه‌کنندگان بیرونی از طریق «عملهٔ خلوت» انجام می‌گرفت.

در غرب دالان، حیاط آشپزخانه قرار داشت. غذاهای اندرونی و بیرونی از طریق دری که در انتهای دالان قرار داشت، توزیع می‌شد. از داخل حیاط آشپزخانه نیز پلکان و راهرویی به دهلیز اتاق ناهارخوری طبقهٔ بالا وجود داشت که هنگام پذیرایی از مهمانان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در بخش شرقی باغ، حیاط‌های طویله قرار داشتند. این طویله‌ها برای نگهداری اسب، گاو و گوسفند ساخته شده بودند و به‌گونه‌ای قرار گرفته بودند که با ساختمان‌های مسکونی تماس مستقیمی نداشته باشند و موجب مزاحمت برای ساکنان نشوند.

۵۴برگ ۵۴ از ۹۴توصیف

توصیف عمارت در سفرنامه‌ها

عمارت و باغ شیشوان مورد توجه شماری از جهانگردان و نویسندگان دورهٔ قاجار قرار گرفته بود و در برخی سفرنامه‌ها و نوشته‌های تاریخی از آن یاد شده است. نادر میرزا در کتاب تاریخ و جغرافیای دارالسلطنهٔ تبریز، در توصیف املاک و عمارت ملک قاسم میرزا در شیشوان، چنین نوشته است:

«او را [ملک قاسم میرزا] به دیزج‌رود مراغه روستاها بود به ساحل بحیره شهرها و روستایی که شیشوان نامند سراها و باغ‌ها و گرمابه‌ها عمارت کرده بود، همه عالی و نزه. من همه آنجاها نوبت‌ها دیدم؛ آنجا خضرایی سبز به سرسرایی بود که به برجی گشاده همی‌نگریست، فرسنگی در فرسنگی، چون آن کوشک در جهان جایی نبود.»

شیشوان در این کهن دوران

بر اساس روایت ارائه‌شده در منابع محلی، منطقهٔ دیزجرود در دورهٔ مظفرالدین‌شاه قاجار به ملک قاسم میرزا واگذار شده بود. در این روایت، ملک قاسم میرزا به دلیل اهمیت اقتصادی و سیاسی شیشوان، در این روستا مستقر شد و دستور داده بود مسیر رودخانهٔ قلعه‌چای را به سوی شیشوان تغییر دهند. تغییر مسیر رودخانه، بنا بر همین روایت، در عمران و آبادانی روستا مؤثر بود و اقامت ملک قاسم میرزا موجب رونق بیشتر شیشوان شد.

۵۵برگ ۵۵ از ۹۴در

در ادامهٔ این روایت، شیشوان به محل انجام امور سیاسی و قضایی منطقه تبدیل شد. از بازارچه‌ای که گفته می‌شود در همان دوره در شیشوان ایجاد شده بود، بقایایی بر جای مانده و حضور خاندان ملک‌قاسمی در منطقه نیز به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت این روستا در آن دوره ذکر شده است.

با افزایش قدرت خاندان ملک‌قاسمی، حق کشتیرانی در دریاچهٔ ارومیه نیز، بنا بر منابع محلی، از بندر دانالو به دیگر نقاط دریاچه در اختیار آنان قرار گرفت. در این روایت، حمل‌ونقل محصولات کشاورزی، چهارپایان و مسافران به آذربایجان غربی نیز عمدتاً از طریق این مسیر آبی انجام می‌شد.

پس از مرگ ملک قاسم میرزا، بنا بر روایت مذکور، قلمرو و املاک تحت اختیار او میان دو تن از فرزندانش، رضاقلی میرزا و امامقلی میرزا، تقسیم شد. در دورهٔ امامقلی میرزا نیز امتیاز کشتیرانی دریاچهٔ ارومیه در اختیار او دانسته شده است. همچنین از اقداماتی برای عمران و آبادانی برخی جزایر دریاچهٔ ارومیه در دورهٔ او یاد شده است.

خاندان ملک‌قاسمی و نفوذ در منطقه

در سال‌های بعد، که تاریخ دقیق آن مشخص نیست، یکی از اعقاب ملک قاسم میرزا به نام سام میرزا در صومعه، از روستاهای امروزی شهرستان عجب‌شیر، مستقر شد و آن منطقه را تحت نفوذ خود قرار داد. در روایت‌های محلی، قدرت و نفوذ سام میرزا در برقراری امنیت منطقه به اندازه‌ای دانسته شده که سالمندان منطقه سخنی را از او نقل کرده‌اند که مضمون آن چنین است: صاحبان نسق نیازی ندارند گاوهای خود را به خانه ببرند و مسئولیت امنیت دام‌های آنان در مزرعه بر عهدهٔ اوست.

۵۶برگ ۵۶ از ۹۴از

از دیگر رویدادهای مرتبط با خاندان ملک‌قاسمی، دعوت از محمدعلی میرزا، ولیعهد وقت ایران و فرزند مظفرالدین‌شاه، برای حضور در شیشوان و پذیرایی چندروزه از او بود. بنا بر این روایت، پس از آنکه محمدعلی میرزا به سلطنت رسید، امامقلی میرزا از اعتبار و نفوذ ویژه‌ای برخوردار شد.

امامقلی میرزا با استفاده از این موقعیت، برای ادارهٔ امور منطقه افرادی را به مناصب مختلف منصوب کرد و همراه با آن، القابی نیز به آنان اعطا نمود. از جمله، در دانالو فردی با عنوان «نایب میرزا» منصوب شد. در روستاهای دیگر نیز افرادی با عناوینی مانند «سلطان» و «وکیل» شناخته می‌شدند؛ از جمله علی‌آقا سلطان در نبرین، عبدالله سلطان در رازیان، عزیز وکیل در مهرآباد و عبدالله وکیل در هروان.

تحولات عجب‌شیر در دهه ۱۳۲۰

پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا در شهریور ۱۳۲۰ و تضعیف دستگاه حکومتی رضاشاه، آذربایجان وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی شد. در عجب‌شیر و شیشوان نیز تضعیف نیروهای انتظامی و قدرت حکومت مرکزی به افزایش ناامنی و فعالیت گروه‌های محلی انجامید. بر اساس برخی روایت‌های محلی، حسینقلی‌خان شیشوانی، از اهالی شیشوان، در این دوره گروهی مسلح گرد آورد و در محدوده عجب‌شیر، شیشوان و مناطق پیرامون فعالیت کرد.

۵۷برگ ۵۷ از ۹۴در

در سال ۱۳۲۱، صفر قهرمانیان، متولد شیشوان، وارد فعالیت‌های اعتراضی علیه مالکان بزرگ و مناسبات ارباب-رعیتی شد. منابع مربوط به زندگی او آغاز این فعالیت‌ها را به همین سال نسبت می‌دهند. قهرمانیان در ادامه به جریان‌های سیاسی فعال در آذربایجان پیوست و در سال‌های بعد در تحولات فرقه دموکرات آذربایجان نقش داشت.

در سال ۱۳۲۴، هم‌زمان با تشکیل و گسترش فرقه دموکرات آذربایجان، تحولات سیاسی منطقه وارد مرحله جدیدی شد. در منابع تاریخی مربوط به عجب‌شیر، از درگیری با پاسگاه‌های ژاندارمری عجب‌شیر و گل‌کندی در ۲۴ آبان ۱۳۲۴ یاد شده است. در منابع خاطرات مربوط به فرقه دموکرات، از خلع سلاح پاسگاه‌های شیشوان، قارقابازاری، رحمانلو و عجب‌شیر در جریان تحولات آبان همان سال سخن گفته شده است.

شیشوان در همین دوره به یکی از نقاط مهم فعالیت سیاسی نیروهای محلی تبدیل شد. در منابع مربوط به زندگی صفر قهرمانیان، از قیام مسلحانه روستاییان شیشوان در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ علیه مالکان بزرگ یاد شده و قهرمانیان از شرکت‌کنندگان آن معرفی شده است. همین منابع او را از اعضای فرقه دموکرات آذربایجان و از نیروهای نظامی آن معرفی می‌کنند.

۵۸برگ ۵۸ از ۹۴در

در سال ۱۳۲۵، عجب‌شیر و شیشوان همچنان در محدوده تحولات سیاسی و نظامی آذربایجان قرار داشتند. درباره شیشوان، منابع تاریخی از کشته‌شدن سرهنگ معین‌آزاد در این روستا سخن گفته‌اند.

با ورود ارتش حکومت مرکزی به آذربایجان در آذر ۱۳۲۵ و سقوط حکومت خودمختار آذربایجان، دوره فعالیت سیاسی فرقه دموکرات در منطقه پایان یافت. صفر قهرمانیان پس از شکست فرقه از ایران خارج شد و به عراق رفت. بنابراین از این زمان به بعد، فعالیت سیاسی او دیگر در شیشوان و عجب‌شیر ادامه نداشت.

در سال ۱۳۲۶، ساختار اداری عجب‌شیر نیز تغییر کرد. بر اساس مصوبه هیئت وزیران در ۲۰ آبان ۱۳۲۶ که در مذاکرات مجلس شورای ملی نیز ثبت شده است، عجب‌شیر به بخش تبدیل شد و قصبه عجب‌شیر مرکز آن قرار گرفت؛ دهستان دیزجرود نیز تابع بخش عجب‌شیر شد. این بخش جدیدالتأسیس تابع شهرستان مراغه بود.

عجب‌شیر در جریان فرقه دموکرات آذربایجان

پس از اعلام موجودیت فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴، تحولات سیاسی و امنیتی در آذربایجان شدت گرفت. در پاییز همان سال، درگیری میان نیروهای دولتی و نیروهای وابسته به فرقه دموکرات در بخش‌هایی از آذربایجان افزایش یافت. عجب‌شیر و روستاهای پیرامون آن نیز از مناطقی بودند که این تحولات در آن‌ها بازتاب یافت.

۵۹برگ ۵۹ از ۹۴در

در جریان این وقایع، پاسگاه‌های ژاندارمری در شیشوان، قارقابازاری، رحمانلو و عجب‌شیر از کنترل نیروهای دولتی خارج شدند. عجب‌شیر از جمله مناطقی بود که در مراحل نخست گسترش فعالیت‌های مسلحانه فرقه دموکرات در جنوب آذربایجان، درگیر این تحولات شد. همچنین در منطقهٔ دیزیج، اقداماتی برای توزیع اسلحه میان هواداران فرقه صورت گرفت و در پی آن درگیری‌هایی با نیروهای ژاندارمری روی داد.

شیشوان در این دوره یکی از مراکز مهم فعالیت سیاسی در حوزهٔ عجب‌شیر بود. صفر قهرمانیان، که در سال ۱۳۰۰ در شیشوان متولد شده بود، از جمله فعالان محلی فرقه دموکرات آذربایجان به‌شمار می‌رفت. خاطرات و روایت‌های تاریخی مربوط به او از مشارکت وی و شماری از اهالی منطقه در تحولات سیاسی سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ حکایت دارند.

انتخابات مجلس ملی آذربایجان

پس از گسترش نفوذ فرقه دموکرات آذربایجان، تشکیل مجلس ملی آذربایجان در دستور کار این جریان قرار گرفت. در اواخر آبان ۱۳۲۴، کنگرهٔ فرقه در تبریز تشکیل شد و تشکیل مجلس ملی آذربایجان به تصویب رسید. سپس هیئتی برای برگزاری انتخابات تشکیل شد و دستور برگزاری انتخابات در مناطق مختلف آذربایجان صادر گردید.

۶۰برگ ۶۰ از ۹۴در

در انتخابات مجلس ملی آذربایجان، حوزهٔ انتخابیهٔ عجب‌شیر و دیزج‌رود نیز دارای نماینده بود. از این حوزه، جعفر اخگری انتخاب شد و به مجلس ملی آذربایجان راه یافت. نام او همچنین در میان اعضای انجمن نظارت بر انتخابات این دوره ذکر شده است.

انتخابات مجلس ملی آذربایجان در آذر ۱۳۲۴ برگزار شد و پس از تشکیل مجلس، حکومت ملی آذربایجان در تبریز شکل گرفت. عجب‌شیر و شماری از روستاهای پیرامون آن نیز در ساختار سیاسی و تحولات این دوره حضور داشتند.

حکومت ملی آذربایجان تا آذر ۱۳۲۵ دوام آورد. پس از خروج نیروهای شوروی از ایران و ورود ارتش شاهنشاهی ایران به آذربایجان، حکومت ملی فروپاشید و فعالیت سیاسی و نظامی فرقه دموکرات آذربایجان در منطقه پایان یافت.

۶۱برگ ۶۱ از ۹۴شکل‌گیری

شکل‌گیری شهر امروزی

با وجود پیشینهٔ بسیار کهن منطقه، میان تاریخ سکونت در سرزمین عجب‌شیر و تاریخ شکل‌گیری شهر امروزی عجب‌شیر باید تفاوت گذاشت. وجود محوطه‌های باستانی در شهرستان به‌معنای آن نیست که شهر امروزی دقیقاً در همان دوره با همین ساختار وجود داشته است.

شهر عجب‌شیر در دورهٔ معاصر به‌تدریج به مرکز اداری و اقتصادی منطقه تبدیل شد و در سال ۱۳۱۶ در تقسیمات اداری کشور به‌عنوان شهر شناخته شد. پس از تشکیل شهرستان عجب‌شیر، این شهر به مرکز اداری شهرستان تبدیل شد.

ازاین‌رو، تاریخ عجب‌شیر را می‌توان نه به‌عنوان تاریخ یک سکونتگاه منفرد، بلکه به‌عنوان تاریخ یک منطقهٔ جغرافیایی و فرهنگی در شرق دریاچهٔ ارومیه بررسی کرد؛ منطقه‌ای که در آن آثار پیش از تاریخ، محوطه‌های اورارتویی، استحکامات دوره‌های اشکانی و ساسانی، آثار دورهٔ اسلامی و بناهای قاجاری و پهلوی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

منابع و مطالعات تاریخی

بخش‌هایی از اطلاعات تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی مربوط به عجب‌شیر بر پایهٔ مطالعه و تطبیق منابع محلی و منطقه‌ای گردآوری شده‌اند. از جمله منابع مورد استفاده می‌توان به آثار امیر چهره‌گشا، شامل تاریخ عجب‌شیر، عجب‌شیر در گذر زمان، عجب‌شیر از منظر دیگران و کتاب‌شناسی عجب‌شیر، همچنین آثار مربوط به تاریخ و جغرافیای تاریخی آذربایجان و منطقهٔ مراغه اشاره کرد. از منابع دیگر می‌توان تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز اثر نادرمیرزا قاجار، مراغه «افرازه‌رود» اثر یونس مروارید، مراغه در سیر تاریخ اثر مجید سپهروند و تاریخ مراغه به روایت تصویر اثر مسعود غلامیه را نام برد. همچنین برای بررسی آثار تاریخی و بناهای ثبت‌شده، اطلاعات فهرست آثار ملی و منابع مربوط به میراث فرهنگی منطقه مورد توجه قرار گرفته است.

۶۲برگ ۶۲ از ۹۴عجب‌شیر

عجب‌شیر در نوشته‌های تاریخی

عجب‌شیر در دورهٔ ملک قاسم میرزا یکی از کانون‌های مهم مالکیت و نفوذ اقتصادی خاندان قاجار در حوزهٔ عجب‌شیر و دیزج‌رود بود؛ عجب‌شیر نیز بخشی از جامعهٔ محلی و شبکهٔ حقوقی-اقتصادی پیرامون این املاک محسوب می‌شد. سند ۱۲۷۶ق نشان می‌دهد که اهالی هر دو محل در یک فرایند حقوقی مربوط به انتقال یک دانگ از شش دانگ شیشوان حضور داشته‌اند.

شیشوان، واقع در شهرستان عجب‌شیر در نوشته‌ها و سفرنامه‌های شماری از سیاحان، پژوهشگران و شخصیت‌های ایرانی و اروپایی مورد توجه قرار گرفته است. اوژن اوبن، سفیر فرانسه در ایران، دکتر هوگو گروته، جرج ن. کروزی، سِر هنری راولینسون، نادر میرزا، عبدالعلی ادیب‌الملک و همچنین فتحعلی‌شاه قاجار از جمله کسانی هستند که در آثار و نوشته‌های خود به شیشوان و ویژگی‌های آن اشاره کرده‌اند. بخش مهمی از این توجه تاریخی به حضور ملک‌قاسم میرزا، یکی از فرزندان فتحعلی‌شاه قاجار، در شیشوان و اقدام‌های او برای ایجاد مجموعه‌ای از بناها، باغ‌ها و کارگاه‌های مختلف در این ناحیه بازمی‌گردد.

۶۳برگ ۶۳ از ۹۴عجب‌شیر

عجب‌شیر در مکتوبات اوژن اوبن

اوژن اوبن، سفیر فرانسه در ایران، در سفرنامهٔ خود که در آستانه جنبش مشروئیت نگارش شد، یعنی کتاب «ایران امروز»، به موضوع کشتیرانی در دریاچهٔ ارومیه و اهمیت منطقه عجب‌شیر به‌عنوان پل ارتباطی در مسیر ترانزیت کالا میان اردبیل و ارومیه اشاره کرده است. اوبن در شرح سفر خود از مراغه به شیشوان می‌نویسد:

«از مراغه تا شیشوان ۲۴ کیلومتر راه است که باید گرد سهند را دور زد. ابتدا از دو دهکدهٔ بزرگ به نام‌های «خورمزد» و «روشت» که هر دو در دره‌های کوچک واقع شده‌اند، می‌گذریم. پس از آن، بیابانی لخت و عور قرار دارد و سپس به آبادی‌هایی در کنار آب‌های دیزج‌رود می‌رسیم. شاهزاده امامقلی میرزا، نوهٔ فتحعلی‌شاه، ارباب شیشوان است. پدرش، ملک قاسم میرزا، از سوی عباس میرزا به حکومت ارومیه رفت و اجباراً مدت چهارده سال در آن ایالت زندگی نمود. در اثر چنین اقامت طولانی، علاقه‌ای به منطقه پیدا کرد و روستاهای زیادی را در اطراف دریاچهٔ ارومیه خریداری نمود.

فرزند نیز از ذوق و استعداد پدری، بهره‌ای وافی دارد و از برکت نسب عالی‌اش، حکومت شهرهای عمدهٔ آذربایجان، برای او ارزانی شده است. هر از گاهی، در زمین ملکی‌اش اقامت می‌کند. درآمد عمدهٔ وی از ممر عایدی هفده پارچه روستا که در جلگهٔ میاندوآب دارد، حاصل می‌گردد. اما در حوضهٔ دیزج‌رود، تنها زمین‌های چهار روستا با مساحت یک، یا یک و نیم فرسنگ طول در نیم فرسنگ عرض، متعلق به او است.

۶۴برگ ۶۴ از ۹۴با

با وجود این، خانه‌اش را در همین‌جا [شیشوان] ساخته است: یک رشته ساختمان‌ها و حیاط‌هایی که درختان چنار و تبریزی بر آنها سایه انداخته‌اند و دور و بر آن را نیز تاکستان‌ها و باغ‌های زردآلو و بادام احاطه کرده است. محصول زمین‌های مزبور بسیار متنوع است: گندم، جو، پنبه، کرچک، بادام، کشمش؛ حتی در کنار دریاچه، برنج در چراگاه‌ها و نمکزارهایی که از عقب‌نشینی آب‌های دریاچه به وجود آمده است، دو هزار رأس گوسفند، چهارصد گاو و گاومیش، به چرا مشغولند. امامقلی میرزا، قد متوسط، موهای بلند سیاه، سبیل آویزانی دارد و موهای سبیلش تازه‌تازه جوگندمی می‌شود.

صورتش سرخ و سفید و دوست‌داشتنی است. او لباس اونیفورم می‌پوشد، با علامت‌های ایرانی از الماس روی دوش‌هایش. پدرش یک زوج فرانسوی را برای تربیت فرزندش از خارج آورده بود. از این جهت، با زبان ما آشنایی کمی دارد. او مرد پرهیزکار و لایقی است که جز «کربلا» به جای دیگر مسافرت نکرده. رفتار و حرکاتش بی‌عیب، خانه‌اش بسیار مرتب و خوب است. شام با شکوهی نیز برای ما تدارک دیده بود. صبح فردای آن روز، با اسب حرکت کردیم. عده‌ای سوار نیز از پشت سر ما راه افتادند و چند رأس اسب یدکی، چند تازی و باز به همراه داشتند.

۶۵برگ ۶۵ از ۹۴چنانچه

چنانچه شاهزاده پرنده‌ای در هوا می‌دید، چهار نعل به نزدیک‌ترین نقطه نسبت به آن پرنده اسب می‌تاخت و در آسمان تیری به سویش خالی می‌کرد. در سوی مغرب، جلگه و دیزج‌رود با چند رشته تپه، از دریاچه جدا می‌شود. ساکنان این ناحیه را افراد ایل بهارلو، یکی از ایل‌های هفتگانهٔ ترک که در آغاز کار به سلسلهٔ صفوی یاری کردند، تشکیل می‌دهند. از خلیج کوچک و «جامش داغ» به عنوان بندرگاه استفاده می‌کنند. کشتی‌های کوچک در وسط دو نقطهٔ پرسنگلاخ، به لنگرگاه شنی نزدیک می‌شوند.

در وسط دریاچه، جزیره‌های کوه‌مانند، از میان آب‌های آبی، سر به بیرون آوردند و امامقلی میرزا، انحصار کشتی‌رانی روی دریاچهٔ ارومیه را در اختیار خود دارد و تاکنون سه قایق بزرگ عرشه‌دار ـ هر کدام با نه سرنشین ـ به آب انداخته و در انتظار قریب‌الوقوع یک فروند کشتی بخاری است. قایق‌ها در میان جزیره‌ها رفت‌وآمد می‌کنند؛ اگر هوا و باد مناسب باشد، در مدت هشت ساعت یا نه ساعت به ساحل ارومیه می‌رسند. آهن و منسوجاتی که از طریق اردبیل وارد می‌شود، با همین قایق‌ها به ارومیه حمل می‌گردد و در موقع برگشت، آنها را توتون بار می‌کنند.

۶۶برگ ۶۶ از ۹۴در

در گذرگاه «قارقا بازار» به طور میان‌بر، از دشت نمکزار پهناوری گذشتیم که این دشت، کوه شاهی را به درهٔ تبریز وصل می‌کند...»

شیشوان در مکتوبات سِر هنری راولینسون

سِر هنری راولینسون، دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی و از پیشگامان رمزگشایی خط میخی و مطالعهٔ کتیبهٔ بیستون، در سفرنامهٔ خود با عنوان گذر از زهاب به خوزستان، هنگام شرح اقامتش در شیشوان، این آبادی را از نقاط قابل توجه آذربایجان توصیف می‌کند. او شیشوان را متعلق به ملک‌قاسم میرزا می‌داند و به مجموعه فعالیت‌ها و تأسیساتی اشاره می‌کند که به ابتکار این شاهزاده در آنجا ایجاد شده بود. راولینسون در توصیف شیشوان می‌نویسد:

«شیشوان که منزل من در آن روز بود به ملک قاسم میرزا، یکی از پسران پادشاه متوفای ایران (فتحعلی شاه) تعلق دارد و احتمالاً یکی از جالب‌ترین نقاط آذربایجان است. شاهزاده که نزدیک ده برای خودش قصری به سبک فرنگ ساخته برای خودش شخصیتی است. بسیار باهوش و کوشاست و علاوه بر این، علاقه خاصی دارد به رسوم زندگی اروپایی و به ترویج صنایع مفیدی که به تمدن اروپا تعلق دارند.

۶۷برگ ۶۷ از ۹۴از

از املاک خالصه‌ای که به او اعطا شده، سالی ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان درآمد دارد و از این رو آن قدر متمکن است که می‌تواند در حد قابل انتظار به این علاقه میدان بدهد و به این ترتیب شیشوان دارد به سرعت ظاهر یک آبادی اروپایی را پیدا می‌کند. در یک‌گوشه سگ‌ها نگهداری می‌شود، در جای دیگری مرغدانی است و در آن انواع ماکیان و کبک و قرقاول و طاووس و پرندگان آبی پرورش داده می‌شوند. یک جای دیگری خوکدانی است.

در محل دیگری مجموعه‌ای از ساختمان‌ها را گروهی از کسبه روس از قبیل خیاط و کفاش و نجار اشغال کرده‌اند و در آن جا هر کس به کار خود مشغول است و مجموعه‌ای از تأسیسات که به صورت آزمایشی زیر نظر مستقیم شاهزاده برپا شده‌اند تا پیشرفت‌های علم فرنگ را نشان بدهند. در این مجموعه، باغ‌های توت و مؤسسه ابریشم‌کشی و شیشه‌گر خانه، کارگاه سفالگری و محلی برای تهیه موم سفید و دستگاه‌های بافندگی برای انواع پارچه به چشم می‌خورد. باید اقرار کنم که شیشوان از لحاظ زندگی اجتماعی پدیده‌ای است که انتظار برخورد با آن را در ایران نداشتم.»

۶۸برگ ۶۸ از ۹۴همچنین

همچنین ملک قاسم میرزا، از شاهزادگان قاجار و فرزند فتحعلی‌شاه، در دورهٔ قاجار از حاکمان و مالکان بانفوذ آذربایجان بود. او در دورهٔ عباس میرزا و محمدشاه قاجار در چندین ولایت آذربایجان، از جمله ارومیه، به حکومت رسید و بخش مهمی از سال‌های فعالیت خود را در آذربایجان سپری کرد. شیشوان در ساحل شرقی دریاچهٔ ارومیه از مهم‌ترین محل‌های اقامت و املاک او بود.

ملک قاسم میرزا به آبادانی شیشوان و گسترش فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی در این منطقه توجه داشت. از جمله اقدامات منسوب به او، آوردن شماری از صنعتگران روسی به شیشوان و ایجاد کارگاه‌هایی برای فعالیت‌هایی مانند سفالگری، شیشه‌سازی، پارچه‌بافی و دیگر صنایع بود. همچنین در سال ۱۲۵۳ قمری مدرسه‌ای در شیشوان تأسیس شد که مدیریت آن به مسروپ داوید تالیاتین، از ارمنیان تحصیل‌کرده، سپرده شد.

یکی از مهم‌ترین اقدامات او تلاش برای توسعهٔ کشتیرانی در دریاچهٔ ارومیه بود. ملک قاسم میرزا حق انحصاری کشتیرانی دریاچه را از محمدشاه قاجار به صورت تیول دریافت کرد و برای ساخت شناور، از صنعتگران روسی و استادان کشتی‌سازی استفاده کرد. نخست یک کشتی کوچک در شیشوان ساخته و در دریاچه به آب انداخته شد و سپس با همکاری یک استاد کشتی‌ساز از باکو و تعدادی نجار، کشتی بزرگ‌تری با ظرفیت حدود ۱۰۰ تن برای حمل کالا ساخته شد. او همچنین یک کشتی بادبانی اختصاصی داشت که برای رفت‌وآمد میان شیشوان و ارومیه و سفر به جزایر دریاچه مورد استفاده قرار می‌گرفت. پس از ملک قاسم میرزا، فعالیت‌های مربوط به کشتیرانی دریاچهٔ ارومیه به پسرش، امامقلی میرزا، رسید و خاندان او برای مدتی در این زمینه فعال بودند.

۶۹برگ ۶۹ از ۹۴شیشوان

شیشوان و ملک‌قاسم میرزا در نامهٔ قائم‌مقام فراهانی

یکی از اسناد مهم دربارهٔ جایگاه شیشوان در ساختار مالکیت و واگذاری املاک در دورهٔ قاجار، نامه‌ای از مجموعهٔ «منشآت» قائم‌مقام فراهانی است. این نامه با عنوان «نامه‌ای از ولیعهد به امیرنظام» در مجموعهٔ نامه‌های فارسی منشآت قائم‌مقام ثبت شده و در پایان آن تاریخ «تحریراً فی شهر ربیع‌الاول ۱۲۴۹» آمده است. بنابراین، سند مربوط به سال ۱۲۴۹ هجری قمری، در دورهٔ سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار، است. در بخشی از نامه، پس از بحث دربارهٔ امور حکومتی و املاک مناطق مختلف، به‌صراحت دربارهٔ شیشوان چنین آمده است:

«اما شیشوان و سایر جاها که بملک قاسم میرزا واگذاشته‌ایم باید حکماً باو برسد؛ صدای او بیرون نیاید.»

اهمیت این عبارت در آن است که شیشوان را صراحتاً در میان مناطقی قرار می‌دهد که به ملک‌قاسم میرزا واگذار شده بودند. از این رو، این نامه یکی از شواهد مستقیم دورهٔ قاجار برای ارتباط شیشوان با ملک‌قاسم میرزا به شمار می‌رود. با این حال، عبارت «واگذاشته‌ایم» به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که منظور از واگذاری، مالکیت کامل شش‌دانگ روستا، تیول، یا نوع دیگری از حق تصرف و بهره‌برداری بوده است؛ بنابراین، تعبیر دقیق‌تر تاریخی آن است که شیشوان در سال ۱۲۴۹ق در شمار املاک یا مناطقی قرار داشت که به ملک‌قاسم میرزا واگذار شده بود.

۷۰برگ ۷۰ از ۹۴این

این سند با شواهد بعدی دربارهٔ حضور و مالکیت خاندان ملک‌قاسمی در شیشوان نیز قابل مقایسه است. برای نمونه، اسناد ملکی مربوط به سال‌های بعد از جمله استشهادنامهٔ سال ۱۲۷۶ق، از «قریهٔ شیشوان» و معاملات مربوط به سهم‌های آن سخن می‌گویند. بنابراین، شواهد دورهٔ قاجار نشان می‌دهد که ارتباط ملک‌قاسم میرزا با شیشوان صرفاً یک روایت متأخر محلی نبوده، بلکه در مکاتبات دورهٔ قاجار نیز ثبت شده است.

با توجه به متن نامه، می‌توان با اطمینان گفت که تا سال ۱۲۴۹ق شیشوان در شمار مناطقی بود که از سوی دستگاه سلطنتی به ملک‌قاسم میرزا واگذار شده بود؛ اما برای تعیین ماهیت حقوقی دقیق این واگذاری و اینکه آیا تمام شش‌دانگ روستا به او تعلق داشته یا خیر، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

سهم شاهزاده‌خانم در شیشوان

اسناد خاندان ملک‌قاسمی نشان می‌دهد که در دورهٔ متأخر قاجار و اوایل دورهٔ پهلوی، بخشی از حقوق و تعهدات مالی مربوط به شیشوان میان وارثان و صاحبان سهم تقسیم می‌شده است. در مکاتب تاریخی، سندی با عنوان «سهم شاهزاده‌خانم» و تاریخ ۲۲ دی ۱۳۰۴ خورشیدی ثبت شده است. این سند صورت مالیات، اقساط سنواتی و تخفیف سرباز شیشوان را ثبت کرده و از وجود «۲۹ سهم دختر» در تقسیم برخی از این مبالغ خبر می‌دهد. در همین سند، مبلغ ۱۶۰ تومان بابت تخفیف سرباز شیشوان نیز میان ۲۹ سهم دختر تقسیم شده است.

۷۱برگ ۷۱ از ۹۴سند

سند دیگری با عنوان «شهادتنامهٔ امامقلی میرزا و شاهزاده‌خانم» دربارهٔ اموال پدر آنان، شاهزاده، در همین مجموعه نگهداری می‌شود. در این سند، گروهی از افراد محلی و روحانیان دربارهٔ انتقال اموال شاهزاده به امامقلی میرزا و خواهرش مریم‌بیگم خانم شهادت داده‌اند. در این متن، حاجی ملاعباس، شیخ‌الاسلام شیشوان، شهادت داده است که شاهزاده اقرار کرده بود:

«من کل متملکات خودم را به نواب امامقلی میرزا و مریم بیگم خانم منتقل نمودم»

و در ادامه، وی جمیع مایملک شاهزادهٔ درگذشته را متعلق به امامقلی میرزا و مریم‌بیگم خانم دانسته است. از دیگر شهود نام‌برده‌شده در معرفی سند می‌توان به آخوند ملاابراهیم شیشوانی، آخوند ملامهدی، حاجی محمود عجب‌شِیری و حاجی احمد عجب‌شِیری اشاره کرد.

فروش یک دانگ از شش دانگ قریه شیشوان

در سال ۱۲۷۶ق، استشهادنامه‌ای با عنوان «استشهادنامهٔ اهالی عجب‌شیر و شیشوان» تنظیم شد. بر اساس معرفی آرشیوی این سند، اهالی عجب‌شیر و شیشوان دربارهٔ فروش یک دانگ از شش دانگ قریهٔ شیشوان توسط شاهزاده ملک‌قاسم میرزا به نواب عالیه زینب‌خانم شهادت داده‌اند. بنابراین، این سند به‌طور مشخص از انتقال یک دانگ از شش دانگ شیشوان سخن می‌گوید و نباید از آن مالکیت شش‌دانگ کل روستا توسط ملک‌قاسم میرزا یا انتقال تمام شیشوان به زینب‌خانم را نتیجه گرفت.

۷۲برگ ۷۲ از ۹۴مکتبوبات

مکتبوبات زمان پهلوی

در مکتوبات دیده می‌شود که در دورهٔ پهلوی، شیشوان از آبادی‌های مهم منطقهٔ عجب‌شیر بود. در این دوره، طرح‌های عمرانی و ارتباطی در محدودهٔ عجب‌شیر و ساحل شرقی دریاچهٔ ارومیه اجرا یا مطالعه شد؛ از جمله طرح اتصال راه‌آهن عجب‌شیر به بندر رحمانلو و توسعهٔ تأسیسات بندری این منطقه. در سال ۱۳۴۳ عملیات ساختمانی برای تکمیل تأسیسات بندر رحمانلو آغاز شد، و مورد بازدید فرح پهلوی و محمدرضا شاه قرار گرفت.

۷۳برگ ۷۳ از ۹۴اقتصاد

اقتصاد

اقتصاد شهرستان عجب‌شیر تا حد زیادی بر کشاورزی، باغداری و دامداری استوار است. وجود دشت‌ها و زمین‌های حاصلخیز، رودخانهٔ قلعه‌چای و باغ‌های گسترده باعث شده است فعالیت‌های زراعی و باغی نقش مهمی در معیشت منطقه داشته باشند. از محصولات مهم شهرستان می‌توان به گندم، جو، سیب‌زمینی، پیاز، انگور، سیب، گردو، بادام و برخی میوه‌های سردرختی اشاره کرد. در سال‌های اخیر نیز توسعهٔ روش‌های نوین آبیاری و اصلاح ساختار باغ‌ها با هدف افزایش بهره‌وری و کاهش مصرف آب مورد توجه قرار گرفته است.

دامداری و پرورش طیور نیز از فعالیت‌های اقتصادی شهرستان به شمار می‌رود. در کنار بخش کشاورزی، صنایع و فعالیت‌های تولیدی و خدماتی نیز در اقتصاد شهری عجب‌شیر نقش دارند. همچنین نزدیکی به دریاچهٔ ارومیه و برخورداری از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی، ظرفیت‌هایی برای توسعهٔ اقتصاد گردشگری ایجاد کرده است.

معادن و ذخایر معدنی

شهرستان عجب‌شیر از نظر زمین‌شناسی دارای مجموعه‌ای از منابع و رخدادهای معدنی است. مهم‌ترین مواد معدنی شناخته‌شده در این شهرستان شامل نمک آبی، سیلیس، سنگ آهک، گرانیت سبز و انواع سنگ‌های ساختمانی است. افزون بر این، در مطالعات زمین‌شناسی و اکتشافی، رخدادهایی از بوکسیت و کانسارهای طلادار نیز در محدودهٔ شهرستان شناسایی و گزارش شده‌اند.

۷۴برگ ۷۴ از ۹۴در

در آمارهای قدیمی مربوط به طرح توسعهٔ شهرستان، ۷ معدن فعال در عجب‌شیر ثبت شده بود که چهار معدن آن نمک آبی، دو معدن سیلیس و یک معدن گرانیت سبز بوده است. با گذشت زمان، در فهرست‌ها و داده‌های معدنی جدیدتر، حدود ۱۱ نام جدید برای معادن و محدوده‌های بیشتری برای شهرستان ثبت شده است؛ ازاین‌رو عدد هفت را نمی‌توان به‌عنوان شمار کنونی معادن شهرستان در نظر گرفت.

در کنار معادن در حال بهره‌برداری، برخی محدوده‌های معدنی شهرستان در مرحلهٔ اکتشاف یا در قالب کانسار و رخداد معدنی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. کانسار بوکسیت حوری از مهم‌ترین نمونه‌های مستند در این زمینه است. مطالعات زمین‌شناسی، این کانسار را در گروه کانسارهای بوکسیت کارستی و در کمربند بوکسیتی ایران ـ هیمالیا قرار داده‌اند. در نمونه‌های بررسی‌شده از این کانسار، کانی‌هایی مانند دیاسپور، هماتیت، گوتیت، کلسیت، دولومیت، کائولینیت، هالویزیت، پیروفیلیت، روتیل، زیرکن، مونازیت، موسکوویت/ایلیت، کلینوکلر و آمسیت شناسایی شده است. وجود این کانی‌ها به معنی وجود معدن مستقل برای هر یک از آنها نیست، بلکه بیانگر ترکیب کانی‌شناسی ذخیرهٔ بوکسیتی حوری است.

۷۵برگ ۷۵ از ۹۴آنومالی

آنومالی دلقوزداغ یک اندیس فلزی در حوالی شهر عجب‌شیر در استان آذربایجان شرقی است که مادهٔ معدنی اصلی آن طلا گزارش شده است. سنگ میزبان این اندیس گرانیت است و دیرینگی سنگ میزبان به دوران کرتاسه نسبت داده شده است. پاراژنزهای گزارش‌شده در این اندیس شامل نقره، سینابر، بروشانتیت، لیمونیت و پیریت است.

از نظر کانی‌شناسی، پیریت با فرمول شیمیایی FeS₂ یک کانی سولفیدی آهن، سینابر با فرمول HgS کانی اصلی جیوه، بروشانتیت با فرمول تقریبی Cu₄SO₄(OH)₆ یک کانی سولفاتی مس و لیمونیت مجموعه‌ای از کانی‌های اکسیدی و هیدروکسیدی آهن است. نقره نیز با نماد شیمیایی Ag یک عنصر فلزی است. حضور این مجموعهٔ کانی‌ها در کنار طلا نشان‌دهندهٔ یک سامانهٔ کانه‌زایی چندعنصری در این اندیس است.

دلقوزداغ باید از معدن طلای فعال متمایز شود؛ عنوان «اندیس فلزی» به وجود نشانه یا کانه‌زایی معدنی در یک محدوده اشاره دارد و به‌تنهایی به معنای وجود ذخیرهٔ اقتصادی اثبات‌شده یا معدن در حال بهره‌برداری نیست.

کانسار بوکسیت حوری یکی دیگر از مهم‌ترین رخدادهای معدنی شهرستان است. این کانسار در شهرستان عجب‌شیر و در محدودهٔ روستای حوری قرار دارد و در مطالعات علمی به‌عنوان کانسار بوکسیت کارستی در کمربند بوکسیتی ایران ـ هیمالیا معرفی شده است.

۷۶برگ ۷۶ از ۹۴در

در مطالعات کانی‌شناسی این کانسار، کانی‌ها و مواد معدنی متعددی شناسایی شده‌اند که از جملهٔ آنها می‌توان به دیاسپور، هماتیت، گوتیت، کلسیت، دولومیت، کائولینیت، هالویزیت، پیروفیلیت، روتیل، زیرکن، مونازیت-(Ce)، موسکوویت/ایلیت، کلینوکلر و آمسیت اشاره کرد. همچنین در محدودهٔ کانسار، بوکسیت، سنگ آهک و چرت نیز ثبت شده‌اند.

برخی از فرمول‌های شیمیایی کانی‌های شاخص این کانسار عبارت‌اند از: دیاسپور (AlO(OH))، هماتیت (Fe₂O₃)، گوتیت (FeO(OH))، روتیل (TiO₂)، کلسیت (CaCO₃)، دولومیت (CaMg(CO₃)₂)، مونازیت-(Ce) (CePO₄)، زیرکن (ZrSiO₄)، پیروفیلیت (Al₂Si₄O₁₀(OH)₂)، کائولینیت و هالویزیت (Al₂Si₂O₅(OH)₄). این فهرست مربوط به کانی‌های شناسایی‌شده در کانسار حوری است و به معنی وجود معدن مستقل برای هر یک از این کانی‌ها نیست.

بر پایهٔ آمار مربوط به دورهٔ طرح توسعهٔ شهرستان عجب‌شیر، این شهرستان ۳ درصد از کل مواد معدنی استخراج‌شده در استان آذربایجان شرقی را به خود اختصاص داده بود. همچنین سهم عجب‌شیر از اشتغال بخش معدن استان ۵٫۵ درصد و از سرمایه‌گذاری بخش معدن استان ۷٫۲ درصد گزارش شده است.

۷۷برگ ۷۷ از ۹۴کشاورزی

کشاورزی و شیلات

کشاورزی از بخش‌های مهم اقتصادی شهرستان عجب‌شیر به‌شمار می‌رود. قرار گرفتن شهرستان در حاشیهٔ جنوب‌شرقی دریاچهٔ ارومیه، وجود دشت‌ها و اراضی حاصلخیز، رودخانه‌ها و منابع آب سطحی و زیرزمینی و همچنین بهره‌گیری از آب سد قلعه‌چای، زمینهٔ شکل‌گیری فعالیت‌های گستردهٔ زراعی و باغی را فراهم کرده است. با این حال، محدودیت منابع آب، خشکسالی و نوسانات اقلیمی از مهم‌ترین چالش‌های کشاورزی شهرستان به‌شمار می‌روند.

عجب‌شیر یکی از مراکز مهم تولید سیب‌زمینی در آذربایجان شرقی است. این شهرستان در سال‌های اخیر از قطب‌های تولید سیب‌زمینی تابستانهٔ استان بوده و در سال ۱۴۰۲ حدود ۲٬۰۰۰ هکتار از اراضی آن به کشت سیب‌زمینی اختصاص داشت و تولید سالانهٔ آن حدود ۸۰ هزار تن اعلام شد. در سال ۱۴۰۵ نیز سطح زیر کشت سیب‌زمینی تابستانهٔ شهرستان به حدود ۱٬۲۷۰ هکتار رسید که در میان شهرستان‌های استان رتبهٔ نخست را به خود اختصاص داد؛ سطح زیر کشت تابستانهٔ استان در همان سال ۱٬۶۳۶ هکتار اعلام شده بود.

از دیگر محصولات زراعی مهم شهرستان می‌توان به پیاز، خربزه و سایر محصولات جالیزی اشاره کرد. عجب‌شیر در گذشته در تولید خربزه رتبهٔ نخست و در تولید پیاز رتبهٔ چهارم آذربایجان شرقی را داشته است.

۷۸برگ ۷۸ از ۹۴بخش

بخش باغی نیز از ظرفیت‌های مهم کشاورزی عجب‌شیر است. گردو، بادام و سیب از محصولات مهم باغی شهرستان به‌شمار می‌روند. عجب‌شیر در تولید گردو جایگاه قابل توجهی در استان دارد؛ در سال ۱۴۰۵ حدود ۳٬۲۸۷ هکتار از باغ‌های گردوی آذربایجان شرقی در این شهرستان قرار داشت و عجب‌شیر در کنار مراغه و اسکو از قطب‌های اصلی تولید گردوی استان معرفی شد.

با توجه به قرار گرفتن بخشی از شهرستان در حاشیهٔ دریاچهٔ ارومیه، پرورش آرتمیا نیز از ظرفیت‌های بالقوهٔ بخش کشاورزی و آبزی‌پروری عجب‌شیر است. استفاده از آب‌های شور و اراضی پیرامون دریاچه برای پرورش آرتمیا از سال‌ها پیش مورد توجه قرار گرفته و طرح‌هایی برای توسعهٔ تولید بیومس و سیست آرتمیا در این منطقه پیشنهاد و اجرا شده است. در برنامه‌های توسعهٔ شیلات استان نیز برای پرورش آرتمیا در حاشیهٔ دریاچهٔ ارومیه در شهرستان عجب‌شیر ظرفیت تولید ۲۰ تن بیومس و چهار تن سیست پیش‌بینی شده بود.

با وجود این ظرفیت‌ها، تولید شیلاتی عجب‌شیر در مقایسه با ظرفیت‌های کشاورزی شهرستان محدودتر است. آمار، سهم شهرستان از تولیدات شیلاتی استان را حدود ۰٫۲۷ درصد اعلام کرده. در سال‌های اخیر توسعهٔ آبزی‌پروری و تولید آرتمیا در حاشیهٔ دریاچهٔ ارومیه به‌عنوان یکی از زمینه‌های قابل توسعهٔ بخش شیلات شهرستان مطرح بوده است. در سطح استان نیز تولید آرتمیا در سال ۱۴۰۴ به مجموع ۹٫۹۸ تن سیست و بیومس رسید و آذربایجان شرقی در این زمینه رتبهٔ سوم کشور را به دست آورد.

۷۹برگ ۷۹ از ۹۴اقلیم

اقلیم

شهر عجب‌شیر در پهنهٔ جلگه‌ای حاصلخیز و بر روی رسوبات رودخانه‌ای رودخانهٔ قلعه‌چای قرار گرفته است. این شهر در دامنهٔ جنوبی ارتفاعات تورجان و جرئیدن، از پیش‌کوه‌های تودهٔ سهند، واقع شده و در بخش غربی شهرستان به دشت‌های پیرامون دریاچهٔ ارومیه دسترسی دارد. موقعیت جغرافیایی، منابع آب، خاک‌های حاصلخیز، شرایط اقلیمی و وجود سکونتگاه‌های روستایی پیرامون، از عوامل مؤثر در شکل‌گیری و توسعهٔ سکونت و فعالیت‌های انسانی در این ناحیه به‌شمار می‌روند.

عجب‌شیر در محدوده‌ای میان ارتفاعات شرقی و دشت‌های غربی شهرستان قرار گرفته و از نظر توپوگرافی دارای تنوع طبیعی است. بخش‌های شرقی و ارتفاعات منطقه معمولاً آب‌وهوایی سردتر دارند، در حالی که نواحی غربی و پیرامون دریاچهٔ ارومیه از شرایط معتدل‌تری برخوردارند. اقلیم شهرستان در مجموع نیمه‌خشک است و تابستان‌های نسبتاً گرم و خشک و زمستان‌های سرد از ویژگی‌های عمومی آن به‌شمار می‌رود.

رودخانهٔ قلعه‌چای یکی از عناصر مهم طبیعی و جغرافیایی شهرستان است که از ارتفاعات بالادست سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از مناطق کوهستانی و روستاهای بالادست، به سد قلعه چای می‌رسد. رودخانه، چشمه‌ها و دیگر منابع آب منطقه در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها، زمین‌های کشاورزی و باغ‌های پیرامون عجب‌شیر نقش داشته‌اند. دشت‌های کشاورزی و دامنه‌های ارتفاعات نیز در کنار منابع آبی، بخش مهمی از سیمای طبیعی شهرستان را تشکیل می‌دهند.

۸۰برگ ۸۰ از ۹۴کشاورزی

کشاورزی و باغداری از فعالیت‌های مهم اقتصادی پیرامون عجب‌شیر به‌شمار می‌روند. در باغ‌های منطقه محصولاتی مانند سیب، انگور و آلبالو کشت می‌شود و بادام و گردو نیز از محصولات باغی و خشکبار منطقه هستند. در روستاهای بالادست و دامنه‌های پیرامون شهر، باغ‌ها و چشم‌اندازهای کشاورزی گسترده‌ای وجود دارد که در پیوند با رودخانهٔ قلعه‌چای، بخشی از سیمای طبیعی و اقتصادی منطقه را شکل داده‌اند.

۸۱برگ ۸۱ از ۹۴مکان‌های

مکان‌های دیدنی و گردشگری

عجب‌شیر به‌دلیل برخورداری از جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی، مجموعه‌ای متنوع از مکان‌های دیدنی را در محدودهٔ شهری و روستاهای پیرامون خود دربر می‌گیرد. مهم‌ترین این مکان‌ها عبارت‌اند از:

امامزاده سید ابوالقاسم در فاصلهٔ حدود ۲ کیلومتری شمال شهر عجب‌شیر قرار دارد و از آثار تاریخی منطقه به‌شمار می‌رود. این بنا بر پایهٔ اطلاعات ثبت‌شدهٔ میراث فرهنگی، مربوط به دورهٔ ایلخانی است و در شمار آثار ثبت‌شدهٔ شهرستان قرار دارد.

مسجد شیری یا مسجد جامع عجب‌شیر از بناهای تاریخی شهر است که در میان مردم منطقه با نام مسجد شیری شناخته می‌شود. دربارهٔ پیشینه و وجه تسمیهٔ این مسجد روایت‌های محلی گوناگونی وجود دارد و برخی از این روایت‌ها آن را به گروهی موسوم به «قوم شیر» نسبت می‌دهند. این روایت‌ها بخشی از میراث شفاهی و فرهنگ محلی عجب‌شیر محسوب می‌شوند، هرچند برای نسبت تاریخی آن نیاز به منابع مکتوب و مطالعات باستان‌شناسی وجود دارد.

قلعهٔ کوهستانی عجب‌شیر از محوطه‌های تاریخی و کمتر شناخته‌شدهٔ منطقه است که در ارتفاعات پیرامون شهرستان قرار دارد. در این محوطه، بنا بر گزارش‌های محلی، قطعات سفال قدیمی با رنگ‌ها و ویژگی‌های گوناگون مشاهده شده است. وجود چنین آثاری می‌تواند نشان‌دهندهٔ سابقهٔ استقرار یا فعالیت انسانی در این محدوده باشد، اما تعیین دقیق قدمت و کاربری قلعه نیازمند بررسی و کاوش باستان‌شناسی است. این محوطه در سال‌های اخیر با خطر حفاری‌های غیرمجاز و آسیب به بقایای تاریخی روبه‌رو بوده است.

۸۲برگ ۸۲ از ۹۴موزهٔ

موزهٔ حمام عجب‌شیر در بنای تاریخی حمام کوچه قرار دارد و بخشی از فضای یک حمام سنتی را به نمایش آثار و اشیای فرهنگی اختصاص داده است. این مجموعه در کنار معماری حمام تاریخی، نمونه‌ای از شیوهٔ زندگی و فرهنگ عمومی گذشتهٔ مردم منطقه را معرفی می‌کند.

سد قلعه چای در محدودهٔ روستای قلعه‌چای از مهم‌ترین سازه‌های آبی شهرستان است. این سد علاوه بر نقش خود در تأمین و تنظیم آب مورد نیاز بخش‌هایی از زمین‌های کشاورزی منطقه، به‌دلیل قرارگیری در میان ارتفاعات و چشم‌اندازهای طبیعی، مورد توجه گردشگران و طبیعت‌گردانان قرار گرفته است. پیرامون سد و رودخانهٔ قلعه‌چای نیز چشم‌اندازهای کوهستانی و طبیعی قابل توجهی وجود دارد.

آبشار چاخ‌چاخان در روستای هرگلان و در محدودهٔ ارتفاعات شهرستان قرار دارد. این آبشار یکی از جاذبه‌های طبیعی روستای هرگلان است و در فصل‌های پربارش، جریان آب و محیط کوهستانی پیرامون آن جلوهٔ طبیعی ویژه‌ای ایجاد می‌کند.

ارتفاعات و طبیعت هرگلان در بخش‌های کوهستانی شهرستان قرار گرفته و شامل دامنه‌ها، دره‌ها، چشمه‌ها و چشم‌اندازهای طبیعی است. وجود پوشش گیاهی، مسیرهای کوهستانی و آبشارهای منطقه، این محدوده را به یکی از نقاط مورد توجه طبیعت‌گردانان در شهرستان تبدیل کرده است.

۸۳برگ ۸۳ از ۹۴کرانه‌های

کرانه‌های دریاچهٔ ارومیه در بخش غربی شهرستان عجب‌شیر قرار دارند و از نظر طبیعی و گردشگری اهمیت دارند. چشم‌انداز دریاچه، دشت‌های پیرامون و ارتباط آن با زیست‌بوم منطقه، بخشی از ظرفیت‌های طبیعی شهرستان را تشکیل می‌دهد.

امامزاده علی بولاغی در روستای بوکت از دیگر مکان‌های مذهبی و محلی مورد توجه در شهرستان عجب‌شیر است. این مکان در کنار فضای طبیعی روستا و چشمه‌های پیرامون آن، از نقاطی است که در میان جاذبه‌های محلی شهرستان شناخته می‌شود.

روستای قلعه‌چای در محدودهٔ بالادست رودخانهٔ قلعه‌چای قرار دارد و علاوه بر اهمیت تاریخی و روستایی، به‌دلیل طبیعت کوهستانی، باغ‌ها و ارتباط با سد قلعه‌چای، از نقاط دیدنی پیرامون عجب‌شیر به‌شمار می‌رود.

۸۴برگ ۸۴ از ۹۴صنایع

صنایع دستی

صنایع دستی عجب‌شیر بخشی از میراث فرهنگی و اقتصاد سنتی منطقه را تشکیل می‌دهد. گلیم‌بافی و جاجیم‌بافی از صنایع دستی شناخته‌شدهٔ منطقه هستند و در منابع جغرافیایی قدیمی نیز به آن‌ها اشاره شده است.

در کنار بافته‌های سنتی، برخی تولیدات خانگی و فرآورده‌های محلی نیز در روستاهای شهرستان رواج دارند و بخشی از هویت فرهنگی و اقتصادی جامعهٔ روستایی را شکل می‌دهند.

۸۵برگ ۸۵ از ۹۴میراث

میراث طبیعی و محیط زیست

موقعیت عجب‌شیر در مجاورت دریاچهٔ ارومیه و در دامنه‌ها و دشت‌های پیرامون ارتفاعات، تنوعی از چشم‌اندازهای طبیعی را در شهرستان ایجاد کرده است. دریاچهٔ ارومیه، رودخانهٔ قلعه‌چای، مناطق کوهستانی هرگلان، چشمه‌ها، باغ‌ها و دشت‌های کشاورزی از مهم‌ترین عناصر طبیعی منطقه هستند.

با این حال، محیط زیست شهرستان با چالش‌هایی از جمله کاهش منابع آب، کاهش بارش، تغییر شرایط دریاچهٔ ارومیه و فشار بر بخش کشاورزی روبه‌رو است. کاهش سطح آب دریاچهٔ ارومیه علاوه بر آثار اکولوژیک، بر فعالیت‌های کشاورزی و معیشت جوامع پیرامون آن نیز تأثیر گذاشته است. در سال‌های اخیر، توسعهٔ روش‌های آبیاری کم‌مصرف، اصلاح باغ‌ها و مدیریت منابع آب از موضوعات مهم منطقه بوده است.

۸۶برگ ۸۶ از ۹۴شهرداری

شهرداری

شهرداری عجب‌شیر در دوره مدیریت دکتر محمد احمدزاده، مجموعه‌ای از طرح‌های عمرانی، خدماتی و توسعه شهری را اجرا یا در دستور کار قرار داده است. احمدزاده در ۴ شهریور ۱۴۰۰ با کسب پنج رأی شورای اسلامی شهر به عنوان شهردار عجب‌شیر انتخاب شد.

دکتر احمدزاده پیش از شهرداری از نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران با درجه سرهنگ دومی بود و در حوزه عمرانی مرکز آموزش ۰۳ عجب‌شیر فعالیت داشت. او دارای مدرک دکترای مدیریت منابع انسانی است و موضوع رساله‌های کارشناسی ارشد و دکتری او در حوزه مدیریت شهری عنوان شده است.

از طرح‌های شاخص این دوره می‌توان به احداث پارک کوهستان، پارک خانواده و پارک‌های مسافر، اجرای پارک‌بازار کبودان، ایجاد پیاده‌راه شریعتی، ساماندهی میدان‌های شهدا، بسیج و مرکزی، اجرای بخشی از خیابان ۷۲ متری، ساماندهی تقاطع دانالو، اصلاح هندسی برخی میدان‌ها و تقاطع‌ها، توسعه فضای سبز، ساماندهی مسیل‌های شهری و اجرای طرح مدیریت پسماند اشاره کرد.

در حوزه مسیرگشایی و بهسازی معابر، بخشی از خیابان شریعتی به پیاده‌راه تبدیل شد و اجرای بخشی از خیابان ۷۲ متری در دستور کار قرار گرفت. همچنین طرح توسعه و عمران (جامع) شهر عجب‌شیر پس از سال‌ها وقفه ابلاغ شد و محدوده شهر در آن نسبت به طرح جامع پیشین افزایش یافت.

۸۷برگ ۸۷ از ۹۴در

در بخش فضای سبز نیز، بر اساس اظهارات شهردار، سرانه فضای سبز شهر از ۶٫۵ مترمربع در سال ۱۴۰۰ به ۱۳٫۵ مترمربع افزایش یافته است.

بودجه شهرداری عجب‌شیر در سال ۱۴۰۵، ۶٬۱۰۰ میلیارد ریال اعلام شد که نسبت به بودجه ۴٬۰۰۰ میلیارد ریالی سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۰ درصد افزایش داشت. از محورهای اعلام‌شده برای این بودجه، احداث بازار کبودان و پارک کوهستان، ساماندهی مسیرهای شهری، توسعه فضای سبز، احداث سالن‌های مدیریت بحران، پدافند غیرعامل، دفع آب‌های سطحی و مدیریت پسماند بود.

۸۸برگ ۸۸ از ۹۴فرمانداری

فرمانداری

عجب‌شیر در ۲۷ تیر ۱۳۸۰ به موجب تصویب‌نامهٔ هیئت وزیران به شهرستان ارتقا یافت و به مرکزیت شهر عجب‌شیر، شامل بخش‌های مرکزی و قلعه‌چای، به‌عنوان شهرستانی مستقل در استان آذربایجان شرقی ایجاد شد. پیش از آن، عجب‌شیر از بخش‌های تابع شهرستان مراغه بود. در متن زیر، می‌توانید لیستی از فرمانداران ۲۰ سال اخیر عجب‌شیر را ببینید:

اژدر علمی - از ۱۶ دی ۱۳۸۶ تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۲

ابراهیم طاهری - از ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ تا ۲۷ اسفند ۱۳۹۴

سیدشمس‌الدین مراثی - از ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ تا ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

عادل اصغرپور - از ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ تا ۲۸ دی ۱۴۰۰

جعفر قادری هروان - از ۲۹ دی ۱۴۰۰ تا ۸ اسفند ۱۴۰۳

امیرعباس سلطان‌پور - از ۹ اسفند ۱۴۰۳ تا اکنون

در حال حاضر امیرعباس سلطان‌پور فرماندار شهرستان عجب‌شیر است.

امیرعباس سلطان‌پور در ۹ اسفند ۱۴۰۳ به عنوان سرپرست فرمانداری شهرستان عجب‌شیر منصوب شد و روز بعد، در اسفند همان سال معارفه شد. او پیش از این در سمت‌هایی از جمله معاون فرماندار بناب، بخشدار مرکزی هوراند و معاون مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری آذربایجان شرقی فعالیت کرده بود.

۸۹برگ ۸۹ از ۹۴از

از اقدامات فرمانداری عجب‌شیر می‌توان به پیگیری اختصاص ۵۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل پایاب ساحل چپ سد قلعه‌چای، افزایش ۲۲٫۵ درصدی اعتبارات عمرانی شهرستان و تأمین اعتبار برای مرمت پل تاریخی قیزیل‌کورپی اشاره کرد. همچنین در هفته دولت ۱۴۰۵، ۵۰ طرح عمرانی و خدماتی در شهرستان به بهره‌برداری رسید.

۹۰برگ ۹۰ از ۹۴آموزش

آموزش و پرورش

پیشینه تأسیس مدارس نوین در ایران به دوره قاجار بازمی‌گردد. با تأسیس دارالفنون در دوره صدارت امیرکبیر، آموزش به شیوه جدید به‌تدریج در ایران گسترش یافت. با این حال، توسعه مدارس جدید در بسیاری از مناطق کشور و به‌ویژه شهرهای خارج از مراکز بزرگ، با کندی صورت گرفت. در آذربایجان نیز گسترش آموزش نوین به‌تدریج و با فاصله زمانی نسبت به تأسیس نخستین مدارس جدید در تهران و تبریز انجام شد.

در عجب‌شیر، تا پیش از سال ۱۳۰۵ خورشیدی مدرسه دولتی به شیوه نوین وجود نداشت و آموزش به شکل سنتی در مکان‌هایی مانند مسجدها، کاروانسراها و خانه‌های شخصی انجام می‌شد. از جمله افرادی که در زمینه آموزش سنتی در منطقه فعالیت داشتند می‌توان به ملا علی‌اکبر علمی، مشهور به آخوند آقا، ملا محمد مشهور به ملا ممی، یعقوب شاهین و ملا خدیجه اشاره کرد. در روستاهای منطقه نیز آموزش بیشتر به صورت سنتی و توسط روحانیان محلی یا افراد باسواد انجام می‌شد.

آغاز آموزش نوین در عجب‌شیر به سال ۱۳۰۵ خورشیدی بازمی‌گردد. در این سال نخستین مدرسه به سبک جدید در عجب‌شیر با نام مدرسه سروش تأسیس شد. این مدرسه با بودجه و برنامه دولتی فعالیت می‌کرد و دارای چهار کلاس بود. مدیریت و راه‌اندازی آن به احمد وطن، از کارکنان و فعالان فرهنگی آذربایجان، سپرده شد.

۹۱برگ ۹۱ از ۹۴احمد

احمد وطن پیش از آمدن به عجب‌شیر نیز سابقه فعالیت فرهنگی داشت. او در سال ۱۳۱۹ قمری در تبریز کتابخانه‌ای با نام «وطن» تأسیس کرد و تا سال ۱۳۲۶ قمری آن را اداره نمود. این کتابخانه در جریان حوادث انقلاب مشروطه و حمله نیروهای دولتی به تبریز غارت شد. وطن پس از آن نیز فعالیت‌های فرهنگی خود را ادامه داد و در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در اداره فرهنگ تبریز استخدام شد. او مدتی مأمور تأسیس مدرسه و اداره اوقاف در اسکو بود و سپس در منطقه جلفا و روستاهای علمدار و گرگر به تأسیس مدارس پرداخت.

احمد وطن در سال ۱۳۰۵ خورشیدی با حقوق ماهانه ۲۰۰ ریال مأمور تأسیس دبستان جدید عجب‌شیر شد و به این شهر رفت. فعالیت او در عجب‌شیر بیش از دو دهه ادامه یافت و در گسترش آموزش نوین در منطقه نقش داشت. بر اساس اسناد برجای‌مانده از آن دوره، او در سال ۱۳۲۰ خورشیدی طی نامه‌ای به مجلس شورای ملی ضمن شرح فعالیت‌های خود در اداره فرهنگ آذربایجان، خواستار توجه بیشتر به وضعیت خادمان فرهنگ شد.

وطن علاوه بر فعالیت فرهنگی، از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۷ خورشیدی به مدت دوازده سال با سمت دهدار عجب‌شیر، بخشی از وظایف اداری و دولتی منطقه را نیز بر عهده داشت. در دوره فعالیت او، حاج علی‌اکبر رشاد، از افراد خیر و فرهنگ‌دوست منطقه، از توسعه آموزش نوین حمایت کرد و ساختمان سه‌اتاقه خود را برای تأسیس مدرسه در اختیار احمد وطن قرار داد.

۹۲برگ ۹۲ از ۹۴مدرسه

مدرسه نخستین عجب‌شیر بعدها با نام دبستان رازی شناخته شد. بر اساس روایت‌های محلی، مدیرکل وقت وزارت فرهنگ، حایری، در بازدیدهای خود از این مدرسه، نظم و وضعیت آموزشی آن را مورد تقدیر قرار داده و آن را از مدارس منظم و برتر آذربایجان دانسته است.

از دیگر افراد فعال در گسترش آموزش نوین در عجب‌شیر می‌توان به حسین شاهین اشاره کرد که از نخستین مدارس غیردولتی منطقه را تأسیس کرد. همچنین در دوره مدیریت صباحی‌وش در نمایندگی فرهنگ عجب‌شیر، مدرسه صائب در محله دیزج تأسیس شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت.

نخستین مدرسه دخترانه عجب‌شیر نیز در سال ۱۳۲۶ خورشیدی تأسیس شد. تأسیس این مدرسه نقطه مهمی در گسترش آموزش نوین و دسترسی دختران منطقه به آموزش رسمی به‌شمار می‌رفت.

با گسترش مدارس جدید، شمار دانش‌آموزان و تقاضا برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه افزایش یافت. در ۱۰ شهریور ۱۳۴۵، گروهی از دانش‌آموزان عجب‌شیر در تلگرافی خواستار تأسیس دوره دوم متوسطه در این شهرستان شدند. این درخواست نشان‌دهنده افزایش تقاضای اجتماعی برای توسعه آموزش متوسطه در عجب‌شیر در دهه ۱۳۴۰ بود.

۹۳برگ ۹۳ از ۹۴آموزش

آموزش و پرورش عجب‌شیر از بخش‌های مهم خدمات عمومی شهرستان است و مدارس شهری و روستایی این شهرستان زیر نظر ادارهٔ آموزش و پرورش عجب‌شیر فعالیت می‌کنند. این شهرستان دارای مدارس در دوره‌های مختلف تحصیلی است و در سال‌های اخیر طرح‌هایی برای بهسازی، توسعه و ارتقای فضاهای آموزشی آن اجرا شده است. در سال ۱۴۰۵ نیز ۹ مدرسه در شهرستان عجب‌شیر در قالب طرح ملی شهید عجمیان بهسازی و شاداب‌سازی شدند.

اکنون تورج اسمعیل‌زاده مدیر آموزش‌وپرورش شهرستان عجب‌شیر در آذربایجان شرقی است.

۹۴برگ ۹۴ از ۹۴

هتل‌ها

اقامتگاه‌ها