پرش به محتوا
ایرانپدیا
۰ جاذبه· پیش‌شماره ۰۴۵

ثمرین

شهر ثمرین از توابع بخش ثمرین شهرستان اردبیل در ۱۶ کیلومتری اردبیل قرار گرفته است.

در اسفند ۱۳۸۸ براساس تصویب هیئت وزیران به بخش تبدیل شد؛ و در سال ۱۳۹۶ به شهر تبدیل شد.

ثمرین دارای شرایط اقلیمی مناسب برای کشاورزی و دامداری می‌باشد. با توجه به این که در ۱۸ کیلومتری کوه سبلان قرار گرفته، دارای چشمه‌های فراوان است. به‌طوری‌که علی‌رغم لوله‌کشی آب همچنان مردم از این چشمه‌ها مراقبت نموده و مورد استفاده قرار می‌دهند. ثمرین توسط جاده ای آسفالتی به اردبیل متصل شده است. ثمرین از امکاناتی همچون بانک و دکلهای مخابراتی اینترنت پرسرعت و همچنین نمایندگی فروش لاستیک شرکت ایران تایر و تجهیزات وماشین آلات کشاورزی برخوردار است

زبان مردم آن ترکی آذربایجانی است. شهر ثمرین دارای تاریخی غنی است که برخی آثار این شهر از جمله اوچ اتاق، قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال دارند.

۱برگ ۱ از ۸ثمرین

ثمرین در وقایع فرقه دموکرات آذربایجان

شهر ثمرین در میانهٔ فاصلهٔ ۳۵ کیلومتری اردبیل و ساوالان قرار دارد. این شهر در دورهٔ فرقه دموکرات آذربایجان روستایی بود که نام آن در اسناد دولتی بعداً به‌صورت ثمرین ثبت شد. نام اصلی این شهر سومرین است که در دوران حکومت پهلوی به ثمرین تغییر یافت. دهستان غربی به مرکزیت ثمرین (سومرین) یکی از مناطقی بود که به مرکز فعالیت فرقه دموکرات آذربایجان در سال ۱۳۲۴ تبدیل شده بود.

در پاییز سال ۱۲۹۰ شمسی، قشون روسیه تزاری به فرماندهی ژنرال فیداروف، در مرکزیت دهستان غربی اردبیل و در دربند ثمرین با قشون قوجه بیگلو روبرو شد که توسط قلم میرزا (رئیس ایل طایفه عیسی بیگلو) و چندین طایفهٔ دیگر شاهسون حمایت می‌شد. اهالی روستاهای اطراف و به‌ویژه ثمرینی‌ها که پیشتر توسط شاهسون‌ها غارت و چپاول شده بودند، داوطلبانه به یاری فیداروف پیوستند و در جنگی شش‌ماهه در کنار روس‌ها جنگیدند. این واقعه بعدها زمینه‌ساز امیدواری مردم به همسایهٔ شمالی شد، به‌گونه‌ای که سال‌ها بعد با پراکنده شدن اعلامیه‌های دوستی شوروی با مطلع «بیز قیزیل شوروی»، مردم خسته از قحطی به آنان چشم امید داشتند.

۲برگ ۲ از ۸سحرگاه

سحرگاه ۲۵ آذر ۱۳۲۴، بزرگان روستای ثمرین و روستاهای اطراف، به خرمن شاه‌بلاغی در پنج کیلومتری پایین‌دست روستا، به‌خاطر آتشی که از نیمه‌شب بر بالای یک بلندی روشن شده بود، جمع شدند. کامیون‌های حاوی مهمات در منطقه متوقف شده بودند و افرادی که برخی‌شان لباس سربازی (سالدات) بر تن داشتند، با چهره‌های ایرانی در مقابل مردم ایستاده و دفتر و دستک به راه انداخته بودند. خبر اعطای اسلحهٔ رایگان، جمعیت زیادی را در صف‌های طولانی گرد آورد. مردم بدون آگاهی از چیستی فرقه و ارتباط آن با شوروی، در ازای امضای فرم عضویت در «فرقه دموکرات آذربایجان»، یک قبضه اسلحه «بش‌آچیلان» یا برنو به همراه ۲۰۰ تیر فشنگ دریافت کردند. فرمانده تیپ اردبیل در ۲۶ آذر طی تلگرامی فوری گزارش داد که ظرف ۴۸ ساعت اخیر، روس‌ها در دهات اردبیل، سراب، نمین، مشگین‌شهر و پولادلو حدود هشت هزار تفنگ برنو توزیع کرده‌اند.

روستاییان که از اسلحهٔ رایگان برای تأمین امنیت خود در برابر اشرار و طایفهٔ عیسی‌بیگلو استقبال کردند، به وعده‌های حزب شامل راه‌سازی، حقوق ماهانه، تأسیس مدرسه (اوشکول) و تأمین امنیت گوش فرا دادند. مردم به سرعت سازماندهی شدند و صدر فرقه و اعضای انجمن منطقه به مرکزیت ثمرین تعیین شدند. صائب، قهرمان و چند نفر دیگر این شورای منطقه‌ای را تشکیل می‌دادند. چند نفر در ابتدای کار توسط عوامل «آختاریش» دستگیر و به اردبیل فرستاده شدند. دسته‌های نظامی از تفنگداران روستا تشکیل شد و سربازان «فدایی» نام گرفتند.

۳برگ ۳ از ۸خانم

خانم چراغعلی‌زاده ثمرین که در آن روزگار هفده سال داشت، از بانویی به نام «سریه» یاد می‌کند که بلندقد و زیبا بود و از اعضای برجستهٔ انجمن به شمار می‌رفت و در میان زنان و دختران به تبلیغ مرام فرقه می‌پرداخت. او از آن دوران تحت عنوان «توده‌لیک» یاد می‌کند که هر کجا می‌رفت شعارهای پرولتاریایی سر می‌داد و می‌گفت: «محو اولسون جوجه‌ییه‌نلری». پروپاگاندا تنها به این شعارها بسنده نمی‌کرد و به تبلیغ مستقیم شخص استالین نیز می‌پرداخت و دختران روستا در گردهمایی‌ها «جان استالین، جان استالین / ملتون قوربان استالین» می‌خواندند. محبوبیت فرقه در روزهای نخست به حدی رسید که یکی از روستاییان نام نوزاد خود را «فدایی» نهاد.

تشکیلات مرکزی فرقه، برنامهٔ تسخیر پادگان‌های اردبیل و اطراف را طرح‌ریزی کرد. فتح مشگین‌شهر به فداییان ثمرین واگذار شد. فوجی از فداییان، از مسیر تازه‌کند به ارباب‌کندی راهی مشگین‌شهر شدند. با ورود آنان، ریش‌سفیدان و روحانیان شهر که بیم جنگ و برادرکشی داشتند، پیشنهاد مصالحه دادند. ملا هاشم (برادر ملا اماموردی از کشته‌شدگان مشروطه) قرآنی آورد و همگان سوگند یاد کردند که پادگان بدون خونریزی تحویل داده شود. ستوان یکم ابوالقاسم صدوقی (فرمانده گروهان ۹۰ نفری) راضی به تسلیم شد، اما ستوان اردبیلی (فرمانده دستهٔ ژاندارم) مقاومت کرد و درگیری رخ داد. کشتگان این درگیری دوازده نفر بودند که همگی به طرز فجیعی کشته شدند.

۴برگ ۴ از ۸پس

پس از تسلط فداییان بر ژاندارمری، با پادرمیانی بزرگان و سوگند، نیروهای فرقه وارد پادگان شدند. اما بر اساس روایتی، یکی از ثمرینی‌ها به بهانهٔ انتقام شخصی، گلوله‌ای شلیک کرد که فضای پادگان را ملتهب ساخت و درگیری دوباره آغاز شد. در نهایت پادگان تسلیم شد و برخی فداییان به غارت و چپاول کسبه دست زدند. آنان سروان اسدالله ادیب‌امینی (رئیس عشایری منطقه) و میرزا عباسقلی ارباب‌زاده (بخشدار مشگین‌شهر) را دستگیر کردند. در میانهٔ راه، دستور قتل ادیب‌امینی به فداییان رسید. دو فدایی ثمرینی به نام‌های ارشاد و دیگری مسئول انتقال وی بودند. در نزدیکی اردبیل، ارشاد با فریب، ادیب‌امینی را وادار به فرار کرد اما از پشت به او شلیک کرده و او را کشت. سه هفته بعد، وزارت جنگ ایران برای کشته‌شدگان این واقعه مجلس ختم برگزار کرد و اعلانی در جراید منتشر شد:

«به‌مناسبت کشته‌شدن سرهنگ دامپزشک سیدعباس معین‌آزاد، سروان اسدالله ادیب‌امینی، ستوان یکم پیاده غیظعلی شعفی، ستوان یکم پیاده امامقلی ضیائی‌مهر و ستوان یکم پیاده ابوالقاسم صدوقی روز چهارشنبه ۱۸ دیماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در مسجد مجد مجلس ختمی از طرف وزارت جنگ منعقد خواهد بود.»

۵برگ ۵ از ۸پاییز

پاییز ۱۳۲۵، نارضایتی از فرقه افزایش یافت. خبر فرار پیشه‌وری و حرکت لشگر خراسان به سوی اردبیل، هراس را در میان اعضای انجمن انداخت. دسته‌های مسلح در اردبیل به هر کس که گمان فرقه‌ای بودنش می‌رفت حمله می‌کردند. عده‌ای از توده‌ای‌ها از جمله چند تن از ثمرینی‌ها، خود را به مرز مغان یا آستارا رسانده و قصد گریختن به شوروی کردند. با تأخیر یک هفته‌ای ورود ارتش به اردبیل از مسیر قافلان‌کوه، ستونی از ارتش در پایین‌دست ثمرین مستقر شد. ریش‌سفیدان به ملاقات سران ارتش رفتند و کسانی که در غائلهٔ مشگین‌شهر دست به تجاوز و دزدی زده بودند، توسط روستاییان تحویل ارتش داده شدند.

سومرین از مراکز فعال فرقه دموکرات در دوران فعالیت آن بود و پس از شکست فرقه، ارتش شاهنشاهی منطقه را در محاصره گرفت. هفده نفر از مردم سومرین دستگیر شدند. چلوخان، پلوخان و یوسف (برادرش) از جمله این افراد بودند. دستگیرشدگان در ورودی کنونی شهر اردبیل و در منطقهٔ آقا دگیرمانی (آسیاب آقا) تیرباران شدند و سرهایشان توسط افسری به نام رزاق در جا بریده شد. به گفتهٔ منابع، بریدن سرها در حالی انجام شد که برخی از آنان هنوز زنده بودند. افسران دست‌ها و پاهای آنان را بریده، شکم‌هایشان را دریدند و دستور داده شد که برای عبرت دیگران، اجازهٔ دفن به آنان داده نشود و برای پیکرهایشان نگهبان گذاشته شد. مردم سومرین در سرمای شدید آذرماه اردبیل، شبانه پیکرهای بی‌سر کشته‌شدگان را درون کیسه‌های کاه کرده و به روستا آورده و دفن کردند.

۶برگ ۶ از ۸سریه،

سریه، زنی ۵۵ ساله و مسئول کمیته زنان در بخش سومرین (شامل ۳۲ روستا)، سنگرش را ترک نکرد و یک شبانه‌روز با ارتش جنگید. فرمانده ارتش و راهنمایان محلی، قرآن مهر کرده برایش فرستادند و به او امان دادند. سریه تسلیم شد و او را همانجا تیرباران کردند. بر اساس برخی روایت‌ها، سریه که در انبار کاهی پنهان شده بود، توسط کدخدا بیرون آورده شد و به ضرب گلولهٔ تفنگچی او کشته شد. پیش از تیرباران، سریه با صدای بلند گفته بود: «این برای شما ظفر نیست، تاریخ از عهدشکنان با نفرت یاد خواهد کرد، آدم‌کشان و جانیان از این معامله خیر نخواهند دید و فرزندان آذربایجان انتقام مرا خواهند گرفت.» اسلحه‌ها نیز پس از آن توسط ارتش جمع‌آوری شد.

غائلهٔ فرقه دموکرات آذربایجان (یا آنگونه که برخی سالمندان به یاد دارند «توده‌لیک»)، با همان سرعتی که شکل گرفته بود، جذابیت و قدرت خود را از دست داد. بر اساس برخی تحلی‌لها، ناامیدی مردم منطقه از حکومت مرکزی، سابقهٔ همکاری با قشون نظامی همسایهٔ شمالی برای تأمین امنیت در برابر حملات عشایر قوجه‌بیگلو و عیسی‌لو، شعارهای مترقیانهٔ فرقه، رفاه غذایی کوتاه‌مدت و مهم‌تر از همه مسلح کردن روستاییان و نقش دادن به آنان، از عوامل اصلی گرایش مردم ثمرین به فرقه بود. اما این گرایش‌ها نتوانست سبب مقاومت آنان برای حفظ حکومت خودگردان آذربایجان شود و در نهایت همکاری اهالی برای تحویل توده‌ای‌ها اتفاق افتاد.

۷برگ ۷ از ۸همچنین

همچنین شاعر بزرگ آذربایجانی و بنیانگذار ایدئولوژی تجزیه ایران در عصر جاری، علی اسماعیل فیروز که در جهان با نام پیروز دیلنچی شناخته میشود نیز اهل ثمرین هست.

ثبت ملی درخت‌های کهنسال چنار و گردو در شهر ثمرین

در بهمن ماه ۱۳۹۹ درخت‌های کهنسال چنار و گردو در شهر ثمرین در فهرست آثار ملی کشور جزو میراث طبیعی به ثبت رسید.

۸برگ ۸ از ۸