پرش به محتوا
ایرانپدیا
۱۱ مرداد ۱۳۸۷

قلعه رودخان

بسم الله الرحمن الرحیم

قَلَه‌روخون

قربان صحرائی چاله‌سرایی

sahraei@qabas.net

۰۵/تیرماه/۱۳۸۷

تالش‌گردی

وقتی نامی از شمال ایران و سفر به این دیار به میان آید معمولاّ دریای خزر و جاده‌های شمال و مسیرهای دیگر، بندر انزلی، گردنه حیران تالش‌زمین و احیاناّ شهر مرزی آستارا بیشتر در ذهن تداعی می‌شود، اما این همه‌ی شمال و گیلان نیست. گیلان به دلیل پرباران بودن از سرسبزی ویژ‌ه‌ای برخوردار است. تماشای مناظر آن همواره در رأس برنامه‌های گیلان‌گردی قرار داشته است. اما گیلان‌گردی و تالش‌گردی فقط در مناظر و طبیعت خلاصه نمی‌شود. در تمام گیلان به ویژه تالش مکان‌هایی استثنایی هستند که هر کدام دنیایی از عظمت و تماشا را در خود جای داده‌اند. آثار و ابنیه‌ایی که ساخته‌ی بومیان منطقه بوده و برخی از آنها روزگاری کاربردی ویژه و استراتژیک داشته‌اند. اگر شما خواننده‌ی محترم این مقاله معماری شگفت خانه‌های امامزاده‌ابراهیم شفت را به تماشا نشسته باشی، اگر سیری در معماری منحصر به فرد ماسوله کرده باشی، اگری قلعه‌ی سلسال را در لیسار تالش گردش نموده باشی، و اگر قلعه‌رودخان فومن را... همه‌ی این‌ها نشان از عظمت و گویای ذوق و هنر تالشانی دارد که در گیلان و ایران چندان شناخته شده نیستند. چنانچه ادامه‌ی مقاله‌ی ذیل را پی بگیرید شما را با خود به قلعه‌رودخان می‌برد و دقایقی ذهن شما را معطوف معماری یکی از دژهای منحصربه‌فرد، شگفت و عجیب ایران می‌کند.

۱برگ ۱ از ۱۰بهانه

بهانه

شنبه ۱۸ خردادماه ۸۷ به اتفاق برادر ارجمندم آقای داریوش صحرائی (از رشت) و دوست گرامی‌ام آقای ابراهیم علی‌پور (از تبریز) راهی فومن شده تا دیداری از دژ تاریخی قلعه‌رودخان داشته باشیم. برای دیدار از قلعه رودخان که در روستای قلعه‌رودخان قرار دارد بایستی پس از گذر از شهر فومن جاده‌ای بسیار زیبا و سرسبز به طول ۲۳ کیلومتر را به سمت جنوب غربی این شهر طی نمود. در این مسیر ۲۳ کیلومتری پس از شهر فومن به ترتیب دهستان گشت، روستاهای کردمحله، گشت‌رودخان، دهستان گوراب‌پس، سیاه‌کش، سیدآباد، نظرآلات، حیدرآلات و قلعه‌رودخان عبور کرد.

در انتهای جاده و در پای کوهی که «قلعه» در آن واقع شده است ماشین را پارک نموده و می‌بایست مسیر حدود ۵/۱ کیلومتری را تا رسیدن به قلعه پیاده طی می‌کردیم. این مسیر فوق‌العاده زیبا و بکر در انبوهی از درختان بومی جنگل‌های تالش، نظیر توسکا، ممرز، راش، بلوط و... پنهان شده است و هنگامی گام در آن می‌نهی خود را در بهشتی گم‌شده می‌یابی. ابتدا از روی پلی که در بین صخره‌هایی با ارتفاع نسبتاً بلند تعبیه شده است بایستی گذر نمود و آنگاه پیاده‌رویی به عرض تقریبی حداقل ۵/۱ و حداکثر ۲ متر (متغیر) و به طول حدود ۵/۱ کیلومتر آدمی را در پیچ‌وخم جنگل به سوی خویش می‌کشد. این پیاده رو به صورت پلکان احداث گردیده است تا بالارفتن به ارتفاع کوه سهل و ممکن باشد.

۲برگ ۲ از ۱۰تماشای

تماشای مناظر اطراف آدمی را در رؤیایی واقعی و با نشاط سیر می‌دهد و تحمّل سیرِ سربالایی را افزایش می‌دهد. هنگامی که به انتهای مسیر و به دروازه‌ی پر ابهت دژ می‌رسی به کلی فراموش می‌کنی که سربالایی ۵/۱ کیلومتری را با چه مشقتی طی نموده‌ایی، زیرا عظمت آن تو را با خود به اعماق تاریخِ تالش و ذوق و هنر و توانمندی آنانی که این دژ عظیم را احداث نموده‌اند می‌برد.

نزدیکی دروازه‌ی ورودی قلعه تابلویی نصب است که مختصری از تاریخچه‌ی دژ در آن به نگارش درآمده است. مطالعه‌ی آن تاریخچه سبب گردید پس از بازگشت به قم، با تَورقی در منابع مکتوب، آن دژ را بهتر و بیشتر بشناسم. در مراجعه به آثار مکتوب در خصوص این دژ عظیم، اطلاعاتی را فراگرفتم که مواردی از آن‌را با امتزاج دانسته‌های خویش برای شما خواننده‌ی محترم این مقاله بازگو می‌کنم، امید که مفید باشد.

قراین

روزگاری که اجداد ما جهت دفاع از ناموس و کیان وطن با نابکاران در پیکار بودند، به نظر می‌رسد برای حفظ خدم و حشم لازم دیدند حِصنی مستحکم در اطراف فومنات بسازند که برای امروزیان مرکزی شده‌است تا در ضمن تماشای آن به سیر و سیاحت در مناظر جنگلی اطراف آن، به دور از مظاهر شهری، ایامی کوتاه را در آرامش سیر نمایند. اگرچه آن مکان ممکن است با جبر جابران و زور زورمدران برای سلاطین دوران بنا گردیده باشد ولیکن به هر روی اجداد تالشان این منطقه، خواسته و یا ناخواسته، در این پناه‌گاه عظیم و غیرقابل نفوذ خود را مدتی از حملات ناجوانمردان در امان نگه می‌داشتند. آنگونه که از برخی از قراین بر می‌آید به نظر می‌رسد تأسیس آن به دوره‌ی پیش از اسلام و حدود ساسانیان بر می‌گردد، هرچند این ادعا چندان اثبات نشده ولیکن قراین طوری است که نمی‌شود آنرا رد نمود. از جمله این موارد می‌توان در نوع معماری آن نگریست که به شیوه‌ی دوران پیش از اسلام انجام گرفته است. اگرچه این ادعا به کنکاش و مطالعات دقیق باستانشناسی بیشتری نیاز دارد و وظیفه‌ی کارشناسان این رشته را سنگین‌تر می‌کند ولیکن قراین اولیه بیانگر همین نکته است. برخی هم عقیده دارند سامانیان هم این قلعه را بازسازی نموده‌اند.

۳برگ ۳ از ۱۰با

با مطالعه‌ی در آثار پیشینیان درمی‌یابیم: با اینکه منطقه‌ی قلعه‌رودخان روزگاری تختگاه و مرکز سلطنت حکمرانی حاکمان گیلان بیه‌پس بوده، اما در صفحات کهنه‌کتاب تاریخ چندان ذکری از آن به میان نیامده است. دکتر منوچهر ستوده می‌نویسد: ملافتاح فومنی در تاریخ گیلان تنها یک بار از کوه قلعه‌رودخان یاد می‌کند و می‌نویسد که امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره‌سالار و بنی‌اعمام حسین‌خان بودند به دستور حسن‌خان کهدمی در کوه قلعه‌رودخان کشته‌شدند[۱].

وجه‌تسمیه‌ی قلعه‌رودخان

تقریباً در مطالعه‌ی همه‌ی مکتوباتی که مورد مراجعه‌ی نگارنده قرار گرفت سبب‌نامگذاری قلعه‌رودخان تقریباً بدین‌شکل ذکر گردیده بود: چون این قلعه‌ی تاریخی در کنار رودخانه‌ای بنا گردیده، به نام قلعه‌رودخان نامیده شده است. برخی هم نوشته‌اند: رودخان مخفف رودخانه است و قلعه‌رودخان یعنی قلعه‌ای که در کنار رودخانه بنا گردیده است. امّا نگارنده ـ که خود بومی و یک تالش است ـ نظرش اندکی با دیدگاه بالا متفاوت است و آن اینکه: به طور عموم در زبان تالشیِ مناطق شاندرمن به سمت تالش جنوبی، دو اصطلاح تقریباً مقابل هم داریم که وقتی یک تالش اصیل هرکدام را بشنود در ذهن خویش با سرعت معنی واقعی‌اش را تداعی می‌کند ولاغیر. آن دو اصطلاح عبارتند از «روخون» و «خالَه».

۴برگ ۴ از ۱۰روخون:

روخون: هرگاه جاده و مسیر تردد تالشان از کنار و در امتداد و پهلو به پهلوی رودخانه‌ای که با جنگل و کوه و درّه تؤام باشد به سمت مقصد برود، «روخون» نامیده می‌شود. به عبارت دیگر، هرگاه در مقابل یک تالش اصیل گفته شود «روخون» بی‌درنگ این مفهوم در ذهنش خطور می‌کند: مسیر و جاده‌ای که از در امتداد رودخانه‌ای به سمت مقصد می‌رود.

خالَه: عکس روخون در زبان تالشی خالَه است. پس خالَه مسیری است دور از رودخانه که از پای کوه به سمت قُلّه ادامه می‌یابد و هرچه به سمت ارتفاع و قله پیش می‌رود بیشتر از رودخانه فاصله می‌گیرد. اصطلاح روخون در زبان تالشی به جهت اهمیت «آب» جا افتاده‌تر و بیشتر مورد استعمال است و حتی گاهی در مسیر دشت‌های پرآب نیز کاربرد دارد.

بر اساس تعاریف فوق، تالشانْ بسیاری از اماکن مشهور و غیر مشهور را هم همراه روخون ذکر می‌کنند، مانند: «موسلَه‌روخون»: یعنی مسیری که به سمت ماسوله در فومن می‌رود، «گشتَ‌روخون»: یعنی مسیری که به سمت گشت در فومن می‌رود، «شالماروخون»: یعنی مسیری که به سمت «شالما» در ماسال می‌رود، «دریا‌روخون»: یعنی مسیری که به سمت «خشکه‌دریا» در شاندرمن می‌رود، «اورماروخون»: یعنی مسیری که به سمت «اورما» در شاندرمن می‌رود.

۵برگ ۵ از ۱۰با

با توجه به این تعاریف و توجه و دقت نظر به نوشته‌های پیشینیان به نظر می‌رسد دژ قلعه‌رودخان نامی نداشته و فقط مسیر آن در زبان تالشی به «قَلَه‌روخون» مشهور بوده است که به هنگام نگارش مانند بسیاری از اسامی تالشی دیگر، دگرگون شده و به صورت فارسی «قلعه‌رودخان»، نوشته شد و با این نام در مکتوبات ثبت گردیده است. به نظر می‌رسد تالشان آن‌روزگار این دژ را فقط به نام «قَلَه» می‌شناختند و چون قلعه‌ای عظیم و منحصر به فرد بود نیاز به نامگذاری نداشت و اگر نامی هم داشته به دلیل تلفظ آسان تک‌واژه‌ی «قَلَه» چندان استعمال نمی‌شده است. اگرچه بعدها وقتی آن دژ به دستور سلطان‌حسام‌الدین‌بن امیره‌دباج بن امیره‌علاءالدین اسحاقی تجدید بنا شد و با توجه به شرایط زمانه مشهور شد به قلعه‌ی حسامی، یا قلعه‌ی سکسار، ولی با این توصیف با دقت نظر کافی ملاحظه می‌شود این نام و اسامی دیگر هم، با همه‌ی عظمتی که این قلعه دارد به گستره‌ی رایجی «قلعه‌رودخان» رواج نیافته است.

عظمت بنای قلعه

اگرچه بومیان منطقه از وجود قلعه همیشه مطلع بوده‌اند و به خوبی، وجود این سازه‌ی عظیم ساخته شده به دست نیاکان خویش را سینه به سینه به نسل‌های بعد منتقل نموده‌اند ولیکن در اسناد تاریخی پیش از قرن دهم هجری، نام و نشانی از قلعه دیده نمی‌شود اما در بین اهل دانش، آنگونه که مضبوط است اولین بار در سال ۱۸۳۰ میلادی الکساندر خودزکو، محقق لهستانی‌الاصل روسی هنگام تحقیق در گیلان متوجه این قلعه شد و در یادداشت‌هایی موقعیت این بنای سترگ را چنین ثبت کرده است: «دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه‌ای به همین نام. بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحکم هستند و روی کتیبه سردر ورودی آن حک شده که این قلعه برای نخستین‌بار، در سال‌های ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام‌‌الدین بن امیره دباج بن امیر علاءالدین اسحقی تجدید بنا شد. در سمت راست قلعه، رودخانه‌ای به همین نام قرار دارد که از ارتفاعات سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال، در جریان است».

۶برگ ۶ از ۱۰مشاهده

مشاهده این قلعه هر بیننده‌ای را به حیرت وا می‌دارد به آن جهت که چگونه سازندگان هنرمند آن توانسته‌اند مصالح مورد نیاز آن را از یک راه کوهستانی بسیار دشوار تا پای کار در بلندای کوه برسانند و دژی این‌گونه بلند و محکم را در ارتفاعی دور بسازند؟ دکتر منوچهر ستوده اعتراف می‌کند که دژهای زیادی را چه در ایران و حتی بیست قلعه‌ی بزرگ را در انگلستان دیده و مطالعه کرده است اما دژی به عظمت و استحکامی قلعه‌رودخان ندیده است. وی این دژ را یکی از عجایب هفت‌گانه‌ی گیلان و از دژهای عجیب ایران می‌داند و می‌گوید فقط دژ اصطخر فارس شاید بتواند با این دژ برابری نماید. حتی تصریح می‌کند که دژهای خراسان، الموت، طارم زنجان در برابر این دژ بسیار کوچک و ناچیزند، حتی معتقد است شاید مساحت ده تا دوازده قلعه از قلاع اخیر بتواند با مساحت دژ قلعه‌روخان برابری نماید.

دکتر ستوده که در سالهای میانی دهه‌ی ۱۳۴۰ خورشیدی از دژ قلعه‌رودخان بازدید داشته است در جلوی دروازه‌ی ورودی قلعه پایه‌ی ستونی از سنگ سفید دیده است و با اندازه‌گیری ابعاد آن نوشته است که طول آن ۷۷ سانتی‌متر، عرض آن ۳۳ سانتی‌متر و طول پایه‌ی آن ۳۵ سانتی‌متر و عرض پایه ۲۵ سانتی‌متر بوده و عبارت زیر با خط نستعلیق خوش بر آن حک بوده است: «علاءالدین اسحقی خلد ملکه و سلطانه در تاریخ ثمان عشر و تسعمائه این قلعه‌ی مبارکه را که مُسمّی به قلعه‌ی حسامی است و هرگز درجه‌ی تعمیر نیافته.... ۹۱۸ دانا چون دهر دشمن خوی هرزه جوی.... خویش اظهار کند و عهد....». امروزه کتیبه‌ی مورد نظرِ دکتر ستوده با فرسودگی بیشتری که یافته به موزه‌ی رشت منتقل و در آنجا نگهداری می‌شود.

۷برگ ۷ از ۱۰موقعیت

موقعیت جغرافیایی

دژ کوهستانی قلعه‌رودخان که محققان با جرأت ادعا می‌کنند دژی بی‌نظیر و بزرگترین دژ نظامی‌ـ دفاعی ایران است در فاصله‌ی ۲۳ کیلومتری جنوب غربی باستانْ‌‌شهر تاریخی فومن واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد بین دو عدد ۶۵۵ و ۷۱۵ متر متغیر و در مختصات جغرافیاییِ ۴۹درجه و ۲۱ دقیقه‌ی طول جغرافیایی شمالی و ۳۷ درجه و ۷ دقیقه‌ی عرض جغرافیایی شرقی قرار گرفته است. مساحت کلی قلعه را بیش از ۵۰ هزار مترمربع برآورد کرده‌اند. درازای دایره‌ی بسته‌ی قلعه به طول ۱۵۰۰ متر و طول کلی آن ۵۰۰ متر و پهنای دژ در نقاط مختلف متفاوت است.

موقعیت نظامی

آنچه خود شخصاّ با حضور در قلعه ملاحظه نمودم و آنگاه با مطالعه در مکتوبات به نگارش درآمده در خصوص دژ قلعه‌رودخان آموختم بدین‌قرار است: مصالح ساختمانی این دژ عظیم از سنگ و آجر بوده و در بخش‌های آسیب‌پذیر و حساس، از سنگ و ساروج استفاده شده است. این دژ که بزرگ‌ترین قلعه‌ی آجری ایران می‌باشد، در دو بخش ارگ یا شاه‌نشین و قسمت نظامی یا قورخانه احداث گردیده است. بخش ارگ در قسمت غربی این بنا واقع است. در بیشتر اتاق‌ها، برج‌ها و سقف‌های گنبدی‌شکل آن، آجر و گچ به کار رفته است. این دژ دارای ۴۲ برج، ۱۶ قراول‌خانه و دو ارگ عظیم است. قراول‌خانه‌ها دو طبقه احداث گردیده که قسمت زیرین آن اتاق امور نظامی و طبقه‌ی بالایی محل سکونت خانواده‌ی افسران نظامی بوده است. قراول‌خانه‌ها مسلط بر محیط اطراف است و بخش نظامی آن در قسمت شرقی قلعه وجود دارد. در دیوار‌های قطور دژ در تمام طول آن، منافذ و روزنه‌هایی شیب‌دار تعبیه گردیده که به جهت ریختن مواد مذاب و تیراندازی کاربرد داشته است. برج‌های این قلعه سقف‌های‌گنبدی شکل دارند و ارتفاع دیوارهای این قلعه از ۳ تا ۱۰ متر متغیر است و در نقاطی که نفوذپذیر است قطر و ارتفاع دیوار و برج‌های آن بیشتر است و تنها یک راه برای ورود به قلعه وجود دارد که در قسمت شمال شرقی قرار دارد و در کنار در ورودی آن دو برج دفاعی با ارتفاع بلند ساخته شده است.

۸برگ ۸ از ۱۰در

در قسمت شرقی قلعه‌رودخان، بناهایی مخروبه وجود دارد. در قسمت شمال و جنوب، دیوارهای محصورکننده قلعه و برج‌های نگهبانی در فواصل مختلف به چشم می‌خورد. اتاق‌های هشت‌ضلعی که از آجر ساخته شده در روزگار ما همچنان بر فراز برج‌ها خودنمایی می‌کنند. مساحت بخش غربی، بیش از مساحت بخش شرقی است. بخش شرقی شامل ۱۲ورودی، زندان، درِ اضطراری، حمام، آبریزگاه و همچنین چند واحد مسکونی می‌شود. بخش غربی نیز ۱۲ورودی، چشمه، حوض، آب‌انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه، شاه‌نشین و چند واحد مسکونی را شامل می‌شود که به وسیله برج و بارو محصور شده است.

آقای مسعودی، مرد میانسالی که پس از ورود به دژ با آن روبرو می‌شوی برایم توضیح داد: در گذشته، چشمه آبی در داخل قلعه جاری بوده و هنگامی که قلعه به محاصره‌ی دشمن درمی‌‌آمد نیروها و ساکنین مستقر در دژ از آب آن استفاده می‌کرده‌اند. این چشمه پس از زلزله سال‌۱۳۶۹گیلان خشک شد و در سال‌های اخیر توسط میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان گیلان احیاء و مرمت گردیده است. آقای مسعودی از بومیان تالشی منطقه و راهنمای بسیار خوبی برای عموم بازدیدکنندگان از دژ می‌باشد.

۹برگ ۹ از ۱۰سخن

سخن آخر

نگارنده توصیف دژ سترگ قلعه‌رودخان را به همین مقدار بسنده می‌کند و نظر به عظمت قلعه و زیبایی فوق‌العاده‌ی منطقه‌ی «قَلَه‌روخون» تالشی که همان «قلعه‌رودخان» فارسی است، از همه‌ی خوانندگان این مقاله دعوت می‌کند روزی را برای دیدار از آن برنامه‌ریزی نموده و با تفرج و سیر در تاریخ و طبیعت قله‌روخون از تاریخ‌وطبیعت (تؤامان) بهره‌مند شوند و یقین دارد یک روز به یاد ماندنی را در زندگی‌تان خواهید داشت.

منابع مورد مراجعه:

با تشکر از توضیحات ارزشمند آقای مسعودی، راهنمای محترم میراث فرهنگی در قلعه‌رودخان، در نوشتار فوق کم و بیش از منابع زیر بهره‌مند بوده‌ام:

۱. از آستارا تا استارباد، ستوده، منوچهر، جلد ۱، چ۲، زمستان ۱۳۷۴

۲. کتاب گیلان، جلد دوم

۳. سایت قلعه‌رودخان

4. جهان اقتصاد، 19/09/1385

5. جام جم، 06/04/1381

۶. ایران، ۲۰/۰۳/۱۳۷۷

[۱]. ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، چ۲، زمستان ۱۳۷۴، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۷

۱۰برگ ۱۰ از ۱۰